شمارهٔ ۱۳۰۹
مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
من با خیال خویش می با نامسلمان خورده ام
نی نی که خوردم خون خود،چون پوشم ازتو،چون رخم
بر من گواهی می دهد هر می که پنهان خورده ام
از تشنگی آن دو لب می آیدم خون در جگر
مردم که در خواب از لبش دوش آب حیوان خورده ام
این نیم کشت غمزه را بیرون میارید از لبش
تا جان هم آنجایم رود کز یار پیکان خورده ام
ای مست جان خوشدلی، بر جان من طعنه مزن
تو جام عشرت خورده ای، من جام هجران خورده ام
وقتی به خسرو گفته ای «کت من به دست خود کشم »
چندین همه غمهای تو از شادی آن خورده ام
شمارهٔ ۱۳۰۸: یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدمشمارهٔ ۱۳۱۰: امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
اطلاعات
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
من با خیال خویش می با نامسلمان خورده ام
هوش مصنوعی: امشب به شدت سرمستم و احساس میکنم که انگار شراب پنهانی نوشیدهام. در خیال خودم، شراب را با کسی که مسلمان نیست نوشیدهام.
نی نی که خوردم خون خود،چون پوشم ازتو،چون رخم
بر من گواهی می دهد هر می که پنهان خورده ام
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و رفتارهای خودم درد و خون دل خوردم، حال چگونه میتوانم از تو دور شوم، چون زخمهایم همیشه نشاندهنده این عشق پنهانی هستند که در دل دارم.
از تشنگی آن دو لب می آیدم خون در جگر
مردم که در خواب از لبش دوش آب حیوان خورده ام
هوش مصنوعی: از شدت تشنگی، آن دو لب من به اندازهای درد میآورند که در قلبم خون میجوشد، در حالی که در خواب دیشب از لبش آب زندگی بخش نوشیدهام.
این نیم کشت غمزه را بیرون میارید از لبش
تا جان هم آنجایم رود کز یار پیکان خورده ام
هوش مصنوعی: این نیمه از نگاه زیبای او را از لبانش برمیدارید تا جان من هم به آنجا برود، چرا که من از دستان یار آسیب دیدهام.
ای مست جان خوشدلی، بر جان من طعنه مزن
تو جام عشرت خورده ای، من جام هجران خورده ام
هوش مصنوعی: ای خوشدل و شاداب، تو به من طعنه نزن. تو از لذتهای زندگی بهرهمند شدهای، اما من از درد جدایی رنج میبرم.
وقتی به خسرو گفته ای «کت من به دست خود کشم »
چندین همه غمهای تو از شادی آن خورده ام
هوش مصنوعی: وقتی به خسرو گفتهای که خودت لباس من را بپوشی، من به خاطر این شادیات تمامی غمهایم را کنار گذاشتهام.

امیرخسرو دهلوی