گنجور

شمارهٔ ۱۳۰۷

زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم
ناخوش بود زخم نهان، زان یار خوش می آیدم
ای آنکه بر درد دلم تدبیر درمان می کنی
بگذار کاین دل همچنین افگار خوش می آیدم
شاهدپرستم خوانده ای، ای زاهد و منکر نیم
پنهان چه دارم پیش تو، این کار خوش می آیدم
تسبیح و زهد، ای پارسا، دانم که خوش باشد،ولی
گر راست می پرسی ز من زنار خوش می آیدم
افتادم اندر راه تو، تا خاک گردم زودتر
وان پای نازک، چون کنم، رفتار خوش می آیدم
گفتی «دو چشم و دو لبم، زینها کدام آید خوشت؟»
خوردند اگر چه خون من، هر چار خوش می آیدم
از گریه من خار رهت اندر سر کویت، کنون
از دیده رفتن سوی تو بر خار خوش می آیدم
بر باد رویت روی گل می بینم و خون می خورم
خلقی چنان داند مگر گلزار خوش می آیدم
خسرو، چه خواندی ذکر او، یک بار دیگر خوش بود
می گو که یاد آن صنم هر بار خوش می آیدم

اطلاعات

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم
ناخوش بود زخم نهان، زان یار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: از آن نگاه کشنده و آسیب زننده که جانم را به درد آورده است، خوشحالم. گرچه زخم پنهانی بر دل دارم، اما باز هم از آن یار دلخواه خوشنودم.
ای آنکه بر درد دلم تدبیر درمان می کنی
بگذار کاین دل همچنین افگار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: ای کسی که برای درد دلم چاره‌ای می‌اندیشی، بگذار این دل با همین غم و اندوه شاداب بماند.
شاهدپرستم خوانده ای، ای زاهد و منکر نیم
پنهان چه دارم پیش تو، این کار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: ای زاهد و منکر، تو مرا به عنوان عاشق معشوقه‌ام می‌شناسی، اما من چیزی پنهان از تو ندارم و این حال و هوای خوش برایم دلچسب است.
تسبیح و زهد، ای پارسا، دانم که خوش باشد،ولی
گر راست می پرسی ز من زنار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: ای پارسا، می‌دانم که تو به تسبیح و زهد علاقه‌داری و اینها برایت خوشایند است، اما اگر راستش را بخواهی، من زنار (علامت و نشانه) را بیشتر دوست دارم.
افتادم اندر راه تو، تا خاک گردم زودتر
وان پای نازک، چون کنم، رفتار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: من در راه تو افتاده‌ام و می‌خواهم سریع‌تر به خاک بیفتم. حالا چطور می‌توانم با آن پای نازک رفتار کنم که خوش بیاید؟
گفتی «دو چشم و دو لبم، زینها کدام آید خوشت؟»
خوردند اگر چه خون من، هر چار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: در اینجا، فردی از معشوق خود می‌پرسد که از میان دو چشم و دو لب او، کدام یک برایش خوشایندتر است. با اینکه او به نوعی خود را فدای عشق کرده و از درد و رنج دچار شده، اما در عین حال همه‌ی آنچه از معشوقش دیده و احساس کرده، برایش دلپذیر و خوشایند است.
از گریه من خار رهت اندر سر کویت، کنون
از دیده رفتن سوی تو بر خار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: چون از شدت گریه و دلتنگی برای تو، اشک‌هایم به زمین ریخته و در مسیر تو خارهایی بر دل دارم، حالا که می‌خواهم به سمت تو بروم، احساس خوبی دارم حتی با وجود آن خارها.
بر باد رویت روی گل می بینم و خون می خورم
خلقی چنان داند مگر گلزار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: من در باد، زیبایی چهره‌ات را مانند گل می‌بینم و در عین حال دلم از درد می‌سوزد. تنها عده‌ای می‌دانند که چه اندوهی دارم، مگر اینکه به باغ گل بیایم و از زیبایی‌ات بهره‌مند شوم.
خسرو، چه خواندی ذکر او، یک بار دیگر خوش بود
می گو که یاد آن صنم هر بار خوش می آیدم
هوش مصنوعی: خسرو، تو چه چیزهایی را درباره او گفتی؟ یک بار دیگر بگو که یاد آن معشوق هر بار برای من خوشایند می‌آید.