گنجور

شمارهٔ ۱۳۰۲

نه دست رسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
در دل غم تو کنم خزینه
گر یک دل و گر هزار دارم
این خسته دل چو موی باریک
از زلف تو یادگار دارم
من کانده تو کشیده باشم
اندوه زمانه خار دارم
در آب دو دیده از تو غرقم
و امید لب و کنار دارم
دل بردی و تن زدی، همین بود
من باز بسی شمار دارم
دشنام همی دهد به خسرو
من با دو لب تو کار دارم

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نه دست رسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هوش مصنوعی: نه می‌توانم به یارم برسم و نه می‌توانم به انتظار او صبر کنم.
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
هوش مصنوعی: من هر چیزی که از تو به من برسد، به خاطر چرخش روزگار تحمل می‌کنم.
در دل غم تو کنم خزینه
گر یک دل و گر هزار دارم
هوش مصنوعی: اگر یک دل داشته باشم یا هزار دل، همه را برای نگهداری غم تو در قلبم می‌گذارم.
این خسته دل چو موی باریک
از زلف تو یادگار دارم
هوش مصنوعی: من یک دل شکسته دارم که مثل موی نازکی، یاد تو را در خود دارد.
من کانده تو کشیده باشم
اندوه زمانه خار دارم
هوش مصنوعی: اگر به درد و رنج زمانه دچار شوم، باید با خارهای سختی که در زندگی دارم کنار بیایم.
در آب دو دیده از تو غرقم
و امید لب و کنار دارم
هوش مصنوعی: در دل من دو چشمانت مانند آب غرق شده‌اند و من به لب و کنارت امیدوارم.
دل بردی و تن زدی، همین بود
من باز بسی شمار دارم
هوش مصنوعی: تو قلب مرا بردی و از من دور شدی، اما من همچنان از تو یادهای زیادی دارم.
دشنام همی دهد به خسرو
من با دو لب تو کار دارم
هوش مصنوعی: دشنام به شاه من می‌دهد اما من فقط با تو کار دارم.

حاشیه ها

1401/03/03 21:06
جهن یزداد

بیگمان بدین گونه درست است
درراه غمت کنم هزینه
 گر یک دل و گر هزار دارم