گنجور

شمارهٔ ۸۰۰

من و درد تو آنگه باد مرهم
نباشد این قدر دردی مرا هم
حدیثم از کم و افزون جز این نیست
که افزون باد این درد و دوا کم
به خون ریزم اجازت چیست گفتی
اجازت اینه که بسم الله همین دم
نه بینم هرگز آن روزی که بی دوست
به بینم سینه بی غم دیده بینم غم
عجب غمخوارفه دارم که هرکس
او می خورد من میخورم غم
کمال از خون دل بنوشت فتوی
رساند آنگه بدانه دیرینه همدم
که کس بابد مرادی از تو بانی
جواب آمده که نی والله اعلم

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

من و درد تو آنگه باد مرهم
نباشد این قدر دردی مرا هم
هوش مصنوعی: من و درد تو هرگز دردی که برای من هست، تسکینی نخواهد داشت.
حدیثم از کم و افزون جز این نیست
که افزون باد این درد و دوا کم
هوش مصنوعی: بیانگر این است که آنچه درباره درد و درمان می‌دانم، فقط این است که ای کاش درد افزایش یابد و درمان کاهش یابد.
به خون ریزم اجازت چیست گفتی
اجازت اینه که بسم الله همین دم
هوش مصنوعی: شما اجازه دارید که خونریزی کنید، اما اجازه‌تان این است که با نام خدا این کار را از همین لحظه آغاز کنید.
نه بینم هرگز آن روزی که بی دوست
به بینم سینه بی غم دیده بینم غم
هوش مصنوعی: هرگز روزی را نمی‌بینم که بدون دوست زندگی کنم و در دل بی‌خیال باشم؛ چرا که حتی در چشمانم غمی وجود دارد.
عجب غمخوارفه دارم که هرکس
او می خورد من میخورم غم
هوش مصنوعی: عجب دوستی دارم که وقتی او غمگین می‌شود، من هم با او غمگین می‌شوم و این احساس را با او تجربه می‌کنم.
کمال از خون دل بنوشت فتوی
رساند آنگه بدانه دیرینه همدم
هوش مصنوعی: کامل بودن و رسیدن به حقیقت، با رنج و درد همراه است و پس از آن به یاد دوستان قدیمی می‌افتد.
که کس بابد مرادی از تو بانی
جواب آمده که نی والله اعلم
هوش مصنوعی: عکس العمل و جواب کسی به خواسته‌های تو به دست نیامده و هیچ کس نمی‌تواند به طور قطع بگوید که این پاسخ چگونه خواهد بود.

حاشیه ها

1399/02/05 18:05
Teddy

بیت اول مصرع اول یاد مرحم درست هست