گنجور

شمارهٔ ۶۴۷

نشان شیروان دارد سر زلف پریشانش
دلیلی روشن است اینکه چراغی زبر دامانش
هر آن شمعی که در مجلس نهی با روی او ساقی
چو خود را در میان بیند روان برخیز و بنشانش
دل ریش ار چه راز خود ز جان در پرده می دارد
نباشد بر تو پوشیده جراحتهای پنهانش
زفات سرو را خواندم فرو گفنا محالست این
تو باری سوسن این معنی چو میدانی فرو خوانش
بچوگان سر زلفش بگو میکن صبه بازی
ولی زنهار بازی نیست با گوی زنخدانش
به رویت دعوی خوبی چو دامن گیر شد گل را
بدین تهمته نمیداره صبا دست از گریبانش
سر زلف سمن سای تو طاوسی است پنداری
که پایه بسته می دارند در صحن گلستانش
بگو آن سرو قد خوش دار چون من عندلیبی را
که در قرنی بدست آید چومن مرغی خوش الحانش
کمال ار یک سخن زین شعر در خاک عراق افتد
چو مو در عین باریکی بجو در چشم سلمانش

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نشان شیروان دارد سر زلف پریشانش
دلیلی روشن است اینکه چراغی زبر دامانش
هوش مصنوعی: سر زلف پریشان او، نشانی از شیروان دارد و این موضوع به روشنی بیانگر این است که او مانند چراغی در دامانش می‌درخشد.
هر آن شمعی که در مجلس نهی با روی او ساقی
چو خود را در میان بیند روان برخیز و بنشانش
هوش مصنوعی: هر شمعی که در مجلس قرار می‌گیره، اگر چهره‌ی تو رو ببینه، باید از جا برخیزه و خودش رو به حالت نشسته درآورد.
دل ریش ار چه راز خود ز جان در پرده می دارد
نباشد بر تو پوشیده جراحتهای پنهانش
هوش مصنوعی: اگرچه دل شکسته‌ام راز خود را از جان پنهان نگه داشته است، اما نباید برای تو پوشیده باشد زخم‌های نهانش.
زفات سرو را خواندم فرو گفنا محالست این
تو باری سوسن این معنی چو میدانی فرو خوانش
هوش مصنوعی: من به سر و قامت تو به اندازه‌ی زیبایی‌ات توجه کردم و می‌دانم که تو مثل گل سوسن و بی‌نظیری. این زیبایی‌ات در دل من جاودانه است.
بچوگان سر زلفش بگو میکن صبه بازی
ولی زنهار بازی نیست با گوی زنخدانش
هوش مصنوعی: به بچه‌ها بگو که بازی با زلف‌های او جذاب است، اما باید مراقب باشند چرا که این بازی واقعی نیست و به خطر می‌افتند.
به رویت دعوی خوبی چو دامن گیر شد گل را
بدین تهمته نمیداره صبا دست از گریبانش
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی چهره‌ات مانند یک ادعای خوب و جذاب، دل را به خود جذب می‌کند، به گل برمی‌خورد و در برابر این اتهام، نسیم صبح نمی‌تواند از آن فاصله بگیرد و به آن بی‌توجهی کند.
سر زلف سمن سای تو طاوسی است پنداری
که پایه بسته می دارند در صحن گلستانش
هوش مصنوعی: موهای زیبای تو همچون طاووس زیبا و فریبنده‌ای است که در باغ گلستان خود می‌تازد. گویی که آن‌ها به شکلی خاص و لطیف بر روی سر تو قرار گرفته‌اند.
بگو آن سرو قد خوش دار چون من عندلیبی را
که در قرنی بدست آید چومن مرغی خوش الحانش
هوش مصنوعی: بگو آن درخت بلند و زیبا مثل من، خوش‌صدا و خوش‌لحن است، همان‌طور که من هم در دل خود یک پرنده خوش‌آواز دارم که در هنگامه‌ای به دست می‌آید.
کمال ار یک سخن زین شعر در خاک عراق افتد
چو مو در عین باریکی بجو در چشم سلمانش
هوش مصنوعی: اگر کمال یک گفتار از این شعر در خاک عراق بیفتد، مانند مویی در چشمان سلمان، باید آن را در دقت و ظرافت جستجو کردی.

حاشیه ها

1398/09/11 20:12
ایلیا محمدی

لطفا مصراع اول رو به این شکل تصحیح کنید
نشان شبروان دارد سر زلف پریشانش
شبرو به معنی طرار و دزد
مطابق با دیوان کمال خجندی به تصحیح احمد کرمی