گنجور

شمارهٔ ۵۶۷

ای به زلف از شیروان عبارتر
طره از تو تو ازو طرار تر
ابرونی داری و چشم و غمزه ای
هر یکی از دیگری خونخوار تر
تو ازو طرارتر یکدگر خونخوارتر
حقه بازی نیست شیرین کارتر نیست
در همه شهر از دهان تنگ تو
بر من کار ازین دشوارتر
گفتی از من بگذر و آسان بزی
از من مخلص نباشد بارتر
گرچه باشد یار و غمخوارت بسی
داغ هجرش کرد از آن افگار تر
دل خود از درده قدیم افگار بود
تا شب هجران بود بیدارتر
چشم بیدارته بخونتر به کمال

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای به زلف از شیروان عبارتر
طره از تو تو ازو طرار تر
هوش مصنوعی: ای کسی که زلفت از شیروان زیباتر است، و گیسویت از هر رشته‌ای خوش‌فرم‌تر، تو از همه آن‌ها زیباتری.
ابرونی داری و چشم و غمزه ای
هر یکی از دیگری خونخوار تر
هوش مصنوعی: تو ویژگی‌های خاصی داری و نگاهی با طعنه و فریب، هر یک از آن‌ها قادر است دیگری را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
تو ازو طرارتر یکدگر خونخوارتر
حقه بازی نیست شیرین کارتر نیست
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه‌ی تو و او در نقشه‌کشیدن و خدعه کردن ماهر نیست و هیچ کس هم به شیرینی و زیبایی عمل شما نمی‌تواند باشد.
در همه شهر از دهان تنگ تو
بر من کار ازین دشوارتر
هوش مصنوعی: در تمام شهر، از سخنان تلخ تو برای من کاری دشوارتر از این وجود ندارد.
گفتی از من بگذر و آسان بزی
از من مخلص نباشد بارتر
هوش مصنوعی: تو گفتی که بی‌دردسر از من بگذری، اما اگر دلش از من خالی باشد، این کار برایش سخت‌تر خواهد بود.
گرچه باشد یار و غمخوارت بسی
داغ هجرش کرد از آن افگار تر
هوش مصنوعی: اگرچه محبوب و دلسوز تو وجود دارد، اما درد جدایی او به مراتب بیشتر از اینها است.
دل خود از درده قدیم افگار بود
تا شب هجران بود بیدارتر
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دردهای گذشته غمگین و رنجور بود، اما در شب دوری از معشوق، بیدارتر و هوشیارتر از همیشه بودم.
چشم بیدارته بخونتر به کمال
هوش مصنوعی: چشمانت بیدار و آگاه باشد و به زیبایی و کمال بخوانی.

حاشیه ها

1402/11/29 10:01
امیر علیزاده

ای به‌زلف از شبروان عیّارتر 

طرّه از تو، تو ازو طرّارتر 

 

ابرویی داری و چشم و غمزه‌ای 

هر یکی از یکدگر خونخوارتر 

 

در همه شهر از دهان تنگ تو 

حقّه‌بازی نیست شیرین‌کارتر

 

گفتی از من بگذر و آسان بزی 

نیست بر من کار ازین دشوارتر

گر چه باشد یار و غمخوارت بسی 

از منِ مخلص نباشد یارتر 

 

دل خود از دردِ قدیم افگار بود 

داغ هجرش کرد ازآن افگارتر

چشم بیدارت به‌خون تر بِهْ کمال! 

تا شب هجران بوَد بیدارتر.

 

#کمال_خجندی

 

📚 دیوان کمال خجندی

تصحیح و مقابله: احمد کرمی

انتشارات ما، چاپ اوّل ۱۳۷۲

غزل ۵۷۲