گنجور

شمارهٔ ۱۷۵

ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشت
میها که داشت یک دو دم از من دریغ داشت
بنمود صد گرم به حریفان هزار حیف
بوسی دو نیز بر قدم از من دریغ داشت
دی گفتمش بگز لب خود را به من بده بر
آن نقل هم ز خویش و هم از من دریغ داشت
من مورم و نگین جم آن لب غریب نیست
گر خانم و نگین جم از من دریغ داشت
پشت دلم چو طاق دو ابروش خم گرفت
زین غم که زلف خم به خم از من دریغ داشت
ای نامه بر بیار تو باری سلام خشک
گر بار رشحه قلم از من دریغ داشت
بر در خواست تا شنود آه کس کمال
بانگ کبوتر حرم از من دریغ داشت

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشت
میها که داشت یک دو دم از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: ای ساقی، لب‌های تو این لطف را از من دریغ کرد، در حالی که می‌گساری که داشتم، فقط یک لحظه از من گرفته شده بود.
بنمود صد گرم به حریفان هزار حیف
بوسی دو نیز بر قدم از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: نفرین بر دشمنان که از من صد گرم هم دریغ داشتند، در حالی که با کمال بی‌حیایی به دیگران علاقه نشان می‌دهند.
دی گفتمش بگز لب خود را به من بده بر
آن نقل هم ز خویش و هم از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: دیروز به او گفتم که لبانش را به من بدهد، اما او هم از خودش و هم از من دریغ کرد.
من مورم و نگین جم آن لب غریب نیست
گر خانم و نگین جم از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: من مانند یک مورچه هستم و آن لب زیبا برایم غریبه است. اگرچه خانم و آن زیبایی از من دریغ کنند، من همچنان در جایگاه خود باقی می‌مانم.
پشت دلم چو طاق دو ابروش خم گرفت
زین غم که زلف خم به خم از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: وقتی دلم به خاطر غم تو سنگین شد، حالت ابروهایت به شکل قوسی در آمد و این ناراحتی باعث شد که زلف‌های تو که به هم پیچیده‌اند، از من دور بمانند.
ای نامه بر بیار تو باری سلام خشک
گر بار رشحه قلم از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: ای پیام‌رسان، سلامی برسان، حتی اگر جان کلام من با خطوطی بی‌احساس و خشک نوشته شده باشد.
بر در خواست تا شنود آه کس کمال
بانگ کبوتر حرم از من دریغ داشت
هوش مصنوعی: در اینجا گوینده از درگاه معشوق درخواست می‌کند که صدای ناله و آه او را بشنود، اما حسرت می‌خورد که از او صدای بانگ کبوتر حرم را دریغ کرده‌اند. به این معنا که گوینده از معشوق خود می‌خواهد که به احساساتش توجه کند، اما در عوض از نشانه‌های عشق و زیبایی (مثل صدای کبوتر) محروم مانده است.