گنجور

شمارهٔ ۱۷۲

زلف تو از غالیه مشکین ترست
اشک من از لعل تو رنگین ترست
از شکر انگور سمرقندیان
سیب زنخدان تو شیرین ترست
داد ز دستت که ز ترکان مست
چشم جفا کیش تو بیدین ترست
گر به مساکین نظری میکنی
بر دل من، کز همه مسکین ترست
نسبت خارا نکنم با دلت
چون دل بی رحم تو سنگین ترست
گر به سر غمزدگان میروی
خاطر من از همه غمگین ترست
گرچه لبت خشک شد از غم کمال
چهره ات از دیده خونین ترست

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

زلف تو از غالیه مشکین ترست
اشک من از لعل تو رنگین ترست
هوش مصنوعی: موهای تو از بهترین نوع عطر و خوشبوتر است و اشک من به خاطر تو، رنگین‌تر از سنگ‌های قیمتی است.
از شکر انگور سمرقندیان
سیب زنخدان تو شیرین ترست
هوش مصنوعی: شکر انگور سمرقندیان به اندازه شیرینی سیب گوشه لب تو نیست.
داد ز دستت که ز ترکان مست
چشم جفا کیش تو بیدین ترست
هوش مصنوعی: از دستان تو فریاد می‌زنم که چشمان مست و بی‌وفای ترک‌ها، تو را به کفر و بی‌دینی کشیده است.
گر به مساکین نظری میکنی
بر دل من، کز همه مسکین ترست
هوش مصنوعی: اگر به یتیمان و نیازمندان نگاهی می‌کنی، بر دل من نگاهی بینداز که از همه آن‌ها نیازمندتر است.
نسبت خارا نکنم با دلت
چون دل بی رحم تو سنگین ترست
هوش مصنوعی: نمی‌توانم نسبت به سنگ خارا با دلتان رفتار کنم؛ زیرا دل بی‌رحمت از سنگین‌تر است.
گر به سر غمزدگان میروی
خاطر من از همه غمگین ترست
هوش مصنوعی: اگر به سراغ دلدادگان و غم‌زده‌ها می‌روی، بدان که دل من از همه آنها غمگین‌تر است.
گرچه لبت خشک شد از غم کمال
چهره ات از دیده خونین ترست
هوش مصنوعی: هرچند که لب‌های تو به خاطر غم خشک شده‌اند، اما زیبایی و کمال چهره‌ات از نگاه دیگران حتی بیشتر از قبل نمایان است.