گنجور

شمارهٔ ۱۷۱

از کویت بفردوس اعلی دری است
نثار در تست هرجا سری است
تو رضوان نوشین لبی و شراب
ز دست تو هر قطره ای کوثری است
تو از رحمتی آبت و بند زلف
ز طاوس بر روی آیت پری است
مرو همچو بیانی از پیش چشم
درین گوشه بنشین که خوش منظری است
ز دودم بپرهیز کز سوز عشق
بهر عضو من آتش دیگری است
کجا ملک حسن تو باید شکست
که هر سر ز دل ها نرا لشکری است
عجب آتش است آتش دل کمال
که دوزخ ازین شعله خاکستری است

اطلاعات

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از کویت بفردوس اعلی دری است
نثار در تست هرجا سری است
هوش مصنوعی: از کوی تو به بهشت، دری گشوده است که هر جا سر برود، آن در را در می‌یابد.
تو رضوان نوشین لبی و شراب
ز دست تو هر قطره ای کوثری است
هوش مصنوعی: تو مانند بهشتی شیرین口 هستی و هر قطره از شرابی که از دستان تو می‌ریزد، مانند آب کوثر است.
تو از رحمتی آبت و بند زلف
ز طاوس بر روی آیت پری است
هوش مصنوعی: تو از رحمت خداوندی و زلف‌های تو همچون پرهای طاووس زیبا و دلرباست.
مرو همچو بیانی از پیش چشم
درین گوشه بنشین که خوش منظری است
هوش مصنوعی: به جایی نرو و مثل بیانی خودت را از جلوی چشم‌ها پرت نکن، در این گوشه بمان که منظره زیبا و دل‌انگیزی دارد.
ز دودم بپرهیز کز سوز عشق
بهر عضو من آتش دیگری است
هوش مصنوعی: از دود من دوری کن، زیرا از آتش عشق در تمام اعضای وجودم شعله‌ای دیگر روشن است.
کجا ملک حسن تو باید شکست
که هر سر ز دل ها نرا لشکری است
هوش مصنوعی: کجا باید زیبایی تو را شکست که هر دل به عشق تو لشکری دارد؟
عجب آتش است آتش دل کمال
که دوزخ ازین شعله خاکستری است
هوش مصنوعی: آتش دل کمال چنان سوزانی دارد که حتی دوزخ هم از این شعله بی‌خبر و خاموش به نظر می‌رسد.