شمارهٔ ۱۵۱
دل ز زلف و خال خوبان نیره و آشفته است
خانه را چون دوست بانو لاجرم نارفته است
پرده از عارص فکندی راز ما شد آشکار
آب روشن هرگز از کس راز دل نهفته است
جز به پویت کی گشاید دل در آن بند در زلف
پی نسیمی در گلستانها گلی نشکفته است
پیش حسن پایدارت کان برون است از شمار
دور حسن مه در هفته دور گل یک هفته است
در فراق روی لبلی بر سر بالین ناز
کسی کجا دیدست مجنون را که لیلی خفته است
نیست در عاشق بدی جز عشق و میداند رقیب
گر به ما گفت پیش پار نیکو گفته است
وصف لعل یار کردم در جگر سوراخ شد
زیر لب گفتا کمال از عشق من در سفته است
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل ز زلف و خال خوبان نیره و آشفته است
خانه را چون دوست بانو لاجرم نارفته است
هوش مصنوعی: دل به خاطر زلف و خال زیبای معشوقان ناآرام و پریشان است، زیرا هنگامی که دوست در خانه نباشد، حال و هوای خانه به هم میریزد.
پرده از عارص فکندی راز ما شد آشکار
آب روشن هرگز از کس راز دل نهفته است
هوش مصنوعی: تو با پردهبرداری، راز ما را روشن کردی. آب زلال هرگز اجازه نمیدهد که کسی راز دلش را پنهان کند.
جز به پویت کی گشاید دل در آن بند در زلف
پی نسیمی در گلستانها گلی نشکفته است
هوش مصنوعی: جز با روی تو، کسی دل را نمیگشاید. چون نسیمی در باغ، گلی در حال شکفتن است.
پیش حسن پایدارت کان برون است از شمار
دور حسن مه در هفته دور گل یک هفته است
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت تو همچون گل است که در یک هفته میماند، اما محبت و دوستی تو ماندگارتر است و فراتر از زمان قابل شمارش است.
در فراق روی لبلی بر سر بالین ناز
کسی کجا دیدست مجنون را که لیلی خفته است
هوش مصنوعی: در طول شبهایی که دور از چهره محبوب هستم، کسی نمیداند مجنون چگونه به دنبال لیلی است، در حالی که او در خواب است و او هرگز نمیتواند آرامش یابد.
نیست در عاشق بدی جز عشق و میداند رقیب
گر به ما گفت پیش پار نیکو گفته است
هوش مصنوعی: در دل عاشق هیچ چیزی جز عشق وجود ندارد و رقیب نیز میداند که اگر به ما بگوید، ما پیش از دیگران درک درستی از او داریم.
وصف لعل یار کردم در جگر سوراخ شد
زیر لب گفتا کمال از عشق من در سفته است
هوش مصنوعی: توصیفی از زیبایی محبوبم انجام دادم، اما این توصیف آنقدر عمیق و جانسوز بود که قلبم شکافته شد. او در زیر لب گفت که زیبایی و کمال او تنها به خاطر عشق من است.

کمال خجندی