گنجور

شمارهٔ ۱۵۲

دل زنده شد از بوی تو بوی تو مرا ساخت
خاصیت خاک سر کوی تو مرا ساخت
فربه ترم از خوردن غمهای تو هر روز
بنگر که چگونه غم روی تو مرا ساخت
زین پیش نمی ساخت مرا هیچ هوائی
اکنون هوس روی نکوی تو مرا ساخت
چون شربت تلخی که به رنجور بسازد
هنگام سنم نندی خون تو مرا ساخت
بدمستی شوخان چو قدیم است ضروری است
با چشم خوش عربده جوی تو مرا ساخت
هریک سر موی تو چو از ناز مرا سوخت
بایست به هر یک سر موی تو مرا ساخت
بگذشت کمال از سر جان در طلب تو
صد شکر که باری تک و پوی تو مرا ساخت

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دل زنده شد از بوی تو بوی تو مرا ساخت
خاصیت خاک سر کوی تو مرا ساخت
هوش مصنوعی: دل من با عطر تو زنده و شاداب شد، و این عطر خاصیت‌هایی به من بخشید که مثل خاک سر کوی تو بود.
فربه ترم از خوردن غمهای تو هر روز
بنگر که چگونه غم روی تو مرا ساخت
هوش مصنوعی: هر روز غم‌های تو باعث شده تا من بیشتر از قبل غمگین و افسرده شوم. مشاهده کن که چگونه غم‌های تو زندگی و روح مرا تحت تأثیر قرار داده است.
زین پیش نمی ساخت مرا هیچ هوائی
اکنون هوس روی نکوی تو مرا ساخت
هوش مصنوعی: قبلاً هیچ حال و هوایی مرا تحت تأثیر قرار نمی‌داد، اما اکنون اشتیاق به دیدن چهره زیبا و دلربای تو مرا به وجد آورده است.
چون شربت تلخی که به رنجور بسازد
هنگام سنم نندی خون تو مرا ساخت
هوش مصنوعی: مانند شربت تلخی که برای درمان بیماری مفید است، عشق و خون تو به من کمک کرد تا به حیات خود ادامه دهم.
بدمستی شوخان چو قدیم است ضروری است
با چشم خوش عربده جوی تو مرا ساخت
هوش مصنوعی: بدمستی و خوشی‌های شاداب در زندگی، به مانند گذشته، ضروری است. تو با زیبایی چشمانت، شور و شوقی در وجود من ایجاد کردی.
هریک سر موی تو چو از ناز مرا سوخت
بایست به هر یک سر موی تو مرا ساخت
هوش مصنوعی: هر بار که یکی از موهای تو به خاطر ناز و زیبایی‌ات به من آسیب زد، موجب شد که من به خاطر آن مو، تغییر کنم و شکل جدیدی به خود بگیرم.
بگذشت کمال از سر جان در طلب تو
صد شکر که باری تک و پوی تو مرا ساخت
هوش مصنوعی: زمانی که تمام وجودم را صرف جستجوی تو کردم، خوشحالم که با وجود تمام سختی‌ها و تلاش‌هایم، تو به من شکل و هویت دادی.