شمارهٔ ۱۴۹
دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست
اینست که آن دو پیش تو چندان متاع نیست
کی بابم از دهان تو ز آن لب نشان که هیچ
بر سر غیب جان مرا اطلاع نیست
بی بوی صحبت تو مریض فراق را
گر نکهت گل است ازو جز صداع نیست
عاشق چو عندلیب به بوی گل است مست
جوش و خروش اوز شراب و سماع نیست
نیکو فتاده اند به هم آن رخ و جبین
خورشید و ماه را به ازین اجتماع نیست
چشم تو هر که دید ز جان بایدش برید
چون گوشه ای گزید به از انقطاع نیست
ملک وصال بأیدت از سر گذر کمال
خلعت به لشکری نرسد تا شجاع نیست
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست
اینست که آن دو پیش تو چندان متاع نیست
هوش مصنوعی: دل و چشم من بر سر چیزی با هم درگیر نیستند؛ زیرا این موضوع برای تو ارزش و اهمیت چندانی ندارد.
کی بابم از دهان تو ز آن لب نشان که هیچ
بر سر غیب جان مرا اطلاع نیست
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از لبانت نشانهای بگیرم، در حالی که هیچ اطلاعی از سرنوشت جانم در عالم غیب ندارم؟
بی بوی صحبت تو مریض فراق را
گر نکهت گل است ازو جز صداع نیست
هوش مصنوعی: بدون عطر و گفتگو با تو، بیمار جدایی تنها به درد سر میافتم. حتی اگر بوی گل هم باشد، برای من چیزی جز سردرد نیست.
عاشق چو عندلیب به بوی گل است مست
جوش و خروش اوز شراب و سماع نیست
هوش مصنوعی: عاشق مانند بلبل است که به عطر گل شیدا و سرمست میشود. او به اندازهای شور و هیجان دارد که نیازی به نوشیدن شراب یا شنیدن موسیقی ندارد.
نیکو فتاده اند به هم آن رخ و جبین
خورشید و ماه را به ازین اجتماع نیست
هوش مصنوعی: روشنایی و زیبایی چهره خورشید و ماه به هم پیوستهاند و این اتحاد و نزدیکی زیبایی خاصی دارد که هیچ چیز دیگری نمیتواند با آن برابری کند.
چشم تو هر که دید ز جان بایدش برید
چون گوشه ای گزید به از انقطاع نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که چشم تو را ببیند، باید جانش را فدای آن کند. زیرا وقتی تنها یک گوشه از آن را میبیند، برایش بهتر از جدایی از آن همه جذابیت و زیبایی خواهد بود.
ملک وصال بأیدت از سر گذر کمال
خلعت به لشکری نرسد تا شجاع نیست
هوش مصنوعی: تسلط بر عشق و وصال تنها در دستان توست و هیچ عطایی به سربازان نرسد تا زمانی که شجاعت و دل bravery در آنها وجود نداشته باشد.

کمال خجندی