گنجور

شمارهٔ ۱۴۰

در سینه مرا غیر تو همخانه کسی نیست
ور هست برون از دل دیوانه کسی نیست
دل از چه به تنگست زاغیار که امروز
جز بار درین منزل ویرانه کسی نیست
در دیده تونی مردمک آن رخ ز که پوشی
در خانه چو از مردم بیگانه کسی نیست
این جرم که عاشق ز نو خرسند به سوزی است
شمع چه گریم چو پروانه کسی نیست
زلفت به در دل چه نشسته ست چو دل رفت
این حلقه زدن چیست چو در خانه کسی نیست
تا چشم تو بر گوشه نشینان نظری کرد
در صومعه بی نعرهٔ مستانه کسی نیست
می نوش کمال از لب ساقی که درین دور
مستی چو نو بی ساغر و پیمانه کسی نیست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

در سینه مرا غیر تو همخانه کسی نیست
ور هست برون از دل دیوانه کسی نیست
هوش مصنوعی: در وجود من فقط تو جای داری و هیچ کس دیگری در قلب من نیست، و اگر هم کسی باشد، در واقع خارج از دل دیوانه‌ام است.
دل از چه به تنگست زاغیار که امروز
جز بار درین منزل ویرانه کسی نیست
هوش مصنوعی: دل چرا از زاغیار ناراحت است؟ زیرا امروز در این خانه خراب، جز بار و باران، هیچ کس حضور ندارد.
در دیده تونی مردمک آن رخ ز که پوشی
در خانه چو از مردم بیگانه کسی نیست
هوش مصنوعی: در چشم تو، مردمک آن چهره‌ای که در پوشش داری نمایان است، چون در خانه‌ات دیگر کسی از افراد غریبه نیست.
این جرم که عاشق ز نو خرسند به سوزی است
شمع چه گریم چو پروانه کسی نیست
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر احساس غم و تنهایی عاطفی است. شاعر از عشق و سوختن شمع به عنوان نمادی از عشق استفاده کرده و نشان می‌دهد که او در دل حسرت و درد را دارد، اما بی‌کسی‌اش او را غمگین‌تر می‌کند. در حقیقت، او دردی را تجربه می‌کند که از عشق می‌آید، اما هیچ‌کس نیست تا در این درد شریکش باشد.
زلفت به در دل چه نشسته ست چو دل رفت
این حلقه زدن چیست چو در خانه کسی نیست
هوش مصنوعی: زلف تو در دل من جا گرفته است، اما حالا که دلم رفته، این حلقه زدن و گیسو بازی کردن چه معنا دارد؟ وقتی در خانه کسی نیست، چرا باید از این کارها کرد؟
تا چشم تو بر گوشه نشینان نظری کرد
در صومعه بی نعرهٔ مستانه کسی نیست
هوش مصنوعی: وقتی نگاه تو به گوشه‌نشینان می‌افتد، در آن صومعه یار و رفیقی نیست که بدون هیاهوی مستی به آنجا بیاید.
می نوش کمال از لب ساقی که درین دور
مستی چو نو بی ساغر و پیمانه کسی نیست
هوش مصنوعی: ننوشیدنی کمال را از لب ساقی دریافت کن؛ زیرا در این زمان شادی و مستی، مانند زمان‌های دیگر، کسی نیست که برای نوشیدن ساغر و پیمانه، در دسترس باشد.