شمارهٔ ۱۳۸
در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفت
و دل هر دو به هم در سر این سودا رفت
رفت دل بکنه چون باد در آن حلقه زلف
شب تاریک زهی دل که چنین تنها رفت
از سر زلف تو دوشینه حکایات دراز
همه گفتند ولی باد صبا تنها رفت
بر درت گرچه زدم خاک به چشمان رقیب
حیف از آن سرمه که در دیده نابینا رفت
دانة خال به بالای لبت دانی چیست؟
زین دل سوخته دودی است که بر بالا رفت
روی ننموده به یک زاهد و میخواره هنوز
از تو در صومعه و میکده صد غوغا رفت
در سماعی که غزلهای تو خواندند کمال
صوفیان را همه از سر هوس حلوا رفت
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در سر زلف تو تنها به دل شیدا رفت
و دل هر دو به هم در سر این سودا رفت
هوش مصنوعی: در موهای تو، فقط دل عاشق به سمت تو رفت و دل هر دوی ما تحت تأثیر این احساس عاشقانه قرار گرفت.
رفت دل بکنه چون باد در آن حلقه زلف
شب تاریک زهی دل که چنین تنها رفت
هوش مصنوعی: دل شبیه بادی است که در حلقههای زلف تاریک شب میچرخد و با این حال، به تنهایی خود افتخار میکند.
از سر زلف تو دوشینه حکایات دراز
همه گفتند ولی باد صبا تنها رفت
هوش مصنوعی: داستانهای زیادی دربارهٔ زیباییهای موهای تو شنیده شده، اما تنها باد صبا بود که به آنها گوش داد و بقیه کسی نفهمید.
بر درت گرچه زدم خاک به چشمان رقیب
حیف از آن سرمه که در دیده نابینا رفت
هوش مصنوعی: هرچند که برای وارد شدن به در تو، خاک به چشمان حریف زدم، اما افسوس که آن سرمه ارزشمندی که در چشم فرد نابینا رفت، بیفایده است.
دانة خال به بالای لبت دانی چیست؟
زین دل سوخته دودی است که بر بالا رفت
هوش مصنوعی: دانهای که روی لب توست، میدانی چیست؟ از دل سوزان من دودی برآمده که به بالا رفته است.
روی ننموده به یک زاهد و میخواره هنوز
از تو در صومعه و میکده صد غوغا رفت
هوش مصنوعی: چهرهات هنوز به زاهد و میخواری نشان داده نشده است، اما در صومعه و میکده هنوز صدای غوغا و هیاهو از تو به گوش میرسد.
در سماعی که غزلهای تو خواندند کمال
صوفیان را همه از سر هوس حلوا رفت
هوش مصنوعی: در جشنی که شعرهای تو را خواندند، تمام زهد و عبادت صوفیان تنها به خاطر هوس شیرینی ناپدید شد.

کمال خجندی