گنجور

شمارهٔ ۱۳۴

درد تو به از دواست ای دوست
اندوه تو جانفزاست ای دوست
دریوزه گر در تو از تو
جز درد و بلا نخواست ای دوست
با آنکه ز مفلسی ندارم
چیزی که ترا سزاست ای دوست
پیش نو نهم دو چشم روشن
گریم نظر مناست ای دوست
گفتی کشمت ولی روا نیست
اگر دوست کشد رواست ای دوست
دل هرچه به ومن قامتت گفت
آورد خدای راست ای دوست
کردم به قد تو این غزل راست
بنویس کمال راست ای دوست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

درد تو به از دواست ای دوست
اندوه تو جانفزاست ای دوست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، درد و رنج تو برای من بهتر از هر دارویی است و غم تو به زندگی‌ام نیرو می‌بخشد.
دریوزه گر در تو از تو
جز درد و بلا نخواست ای دوست
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر در دل من فقط درد و مصیبت وجود دارد، پس چگونه می‌توانم از تو چیزی بخواهم؟
با آنکه ز مفلسی ندارم
چیزی که ترا سزاست ای دوست
هوش مصنوعی: با اینکه از فقر و بینوایی چیزی ندارم که شایسته تو باشد، ای دوست.
پیش نو نهم دو چشم روشن
گریم نظر مناست ای دوست
هوش مصنوعی: دو چشم روشن تو را می‌ستایم و از این زیبایی به شوق می‌آیم، ای دوست.
گفتی کشمت ولی روا نیست
اگر دوست کشد رواست ای دوست
هوش مصنوعی: تو گفتی که اگر بخواهی مرا بکشی، این کار درست نیست. اما اگر دوست من باشد که مرا بکشد، این کار اشکالی ندارد، ای دوست.
دل هرچه به ومن قامتت گفت
آورد خدای راست ای دوست
هوش مصنوعی: دل هرچه درباره قامت تو گفت، خداوند را راست گفت، ای دوست.
کردم به قد تو این غزل راست
بنویس کمال راست ای دوست
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و قامت تو، این غزل را به محبت و صداقت بنویس، ای دوست عزیز.