گنجور

شمارهٔ ۱۳۳

درد تو زمان زمان فزون است
وین سوز درون ز حد برون است
عقل از هوس تو بی قرار است
دل در طلب تو بی سکون است
با عشق نر هوشمندی ما
آثار و علامت جنون است
در دست تو دل که خوانیش قلب
خالیست سیه اگر نه خون است
تا جان ز نو بافت بر سخن دست
در دست سخن زبان زبون است
قاف قد و نون ابروانت
برتر ز تبارک است و نون است
تا از تو کمال حکمت آموخت
در حکمت عشق ذوقنون است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

درد تو زمان زمان فزون است
وین سوز درون ز حد برون است
هوش مصنوعی: درد تو در طول زمان بسیار زیاد است و این آتش درون تو از حد و مرز فراتر رفته است.
عقل از هوس تو بی قرار است
دل در طلب تو بی سکون است
هوش مصنوعی: عقل در پی هوس‌ها و آرزوهای تو آرام و قرار ندارد، و دل نیز در جستجوی تو بی‌تاب و بی‌وقفه است.
با عشق نر هوشمندی ما
آثار و علامت جنون است
هوش مصنوعی: با محبت و عشق، نشانه‌های دیوانگی ما نمایان می‌شود.
در دست تو دل که خوانیش قلب
خالیست سیه اگر نه خون است
هوش مصنوعی: در دستان تو، دل که آن را می‌خوانی، درونش خالی است و اگر هم چیزی در آن باشد، فقط درد و غم است.
تا جان ز نو بافت بر سخن دست
در دست سخن زبان زبون است
هوش مصنوعی: تا زمانی که روح تازه‌ای به سخن دمیده شود و گفت‌وگو به جریان بیفتد، زبان به بیان احساسات و نظریاتی که در دل دارد می‌پردازد.
قاف قد و نون ابروانت
برتر ز تبارک است و نون است
هوش مصنوعی: قد و قامت تو و ابروان نازکت، از بزرگ‌ترین نعمت‌ها و زیبایی‌ها نیز فراتر است.
تا از تو کمال حکمت آموخت
در حکمت عشق ذوقنون است
هوش مصنوعی: تا از تو یاد گرفتم که چطور باید در عشق عمیق و با شور و شوق زندگی کرد.