گنجور

شمارهٔ ۱۳۰

خیال روی او در دیده نور است
مخوانش دل که از دلبر صبور است
به آن رخ میکند دعوی خویشی
به تابان و لیکن خویش دور است
میان نیستی دیدیم و هستی
میان بار ما خیر الأمور است
مرا با آن بهشتی رو به آتش
سلاسل خوشتر از گیسوی حور است
کمال این یک غزل گوباش کوتاه
ز کوتاهی چه نقصان زېور است

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خیال روی او در دیده نور است
مخوانش دل که از دلبر صبور است
هوش مصنوعی: به تصور چهره او در چشم، نور و روشنایی وجود دارد، اما او را دلنواز نخوان، چون دلبرش بسیار صبور و آرام است.
به آن رخ میکند دعوی خویشی
به تابان و لیکن خویش دور است
هوش مصنوعی: او در ظاهر به زیبایی و جاذبه‌اش گریزی می‌زند، اما در حقیقت، با این زیبایی فاصله‌ای دارد و از آن دور است.
میان نیستی دیدیم و هستی
میان بار ما خیر الأمور است
هوش مصنوعی: در میانه عدم و وجود، ما مشاهده کردیم که بهترین کارها در بار زندگی ما قرار دارد.
مرا با آن بهشتی رو به آتش
سلاسل خوشتر از گیسوی حور است
هوش مصنوعی: من هرگز از زیبایی‌های بهشت و لذت‌های آن نمی‌گذرم، حتی اگر به خاطر آن در آتش زنجیرها قرار بگیرم، چون زیبایی گیسوی حور برایم ارزشمندتر است.
کمال این یک غزل گوباش کوتاه
ز کوتاهی چه نقصان زېور است
هوش مصنوعی: این غزل به خاطر کوتاهی‌اش نقصانی ندارد و زیبایی‌اش در همین کوتاهی نهفته است.