شمارهٔ ۱۲۹
خطت سبز و لبت مشک و گلاب است
دهانت ذره رویت آفتاب است
تو گنج حسن و بس خانه دل
که از شوق چنین گنجی خراب است
دل من بی به روی تو سوزان
چو کتان از وجود ماهتاب است
شبی کان آستان بالین من نیست
چه جای بستر و چه جای خواب است
برو ناصح مترسان از عذابم
که دیدار تو ما را خود عذاب است
بحمد الله ندارم دامن تر
اگر بر خرقهام داغ شراب است
کمال آن خاک در از گریه تر ساز
که در باران امید فتح آب است
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خطت سبز و لبت مشک و گلاب است
دهانت ذره رویت آفتاب است
هوش مصنوعی: خط زیبا و خوش رنگ تو سبز است و لبهایت معطر مانند مشک و گلاب هستند. دهانت همچون ذرهای از نور، درخشان و تابناک مثل آفتاب است.
تو گنج حسن و بس خانه دل
که از شوق چنین گنجی خراب است
هوش مصنوعی: تو مانند گنجی ارزشمند هستی و قلب من به خاطر عشق و شوقی که به وجود تو دارد، از درون خرابی کشیده است.
دل من بی به روی تو سوزان
چو کتان از وجود ماهتاب است
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو میسوزد، مانند کتان که تحت تأثیر نور ماهتاب قرار میگیرد.
شبی کان آستان بالین من نیست
چه جای بستر و چه جای خواب است
هوش مصنوعی: شبی که بر بالین من کسی نیست، نه جایی برای استراحت دارم و نه جایی برای خواب.
برو ناصح مترسان از عذابم
که دیدار تو ما را خود عذاب است
هوش مصنوعی: دلسوز لازم نیست نگران عذاب من باشی، زیرا ملاقات تو خود برای من مانند عذابی است.
بحمد الله ندارم دامن تر
اگر بر خرقهام داغ شراب است
هوش مصنوعی: با سپاس از خدا، دامنم تر نیست و اگرچه بر روی لباسهایم نشانههای شراب وجود دارد.
کمال آن خاک در از گریه تر ساز
که در باران امید فتح آب است
هوش مصنوعی: بهترین وضعیت آن زمین این است که از اشک خودش خیس شود، چرا که در باران امید، امکان پیروزی و نوید حیات وجود دارد.

کمال خجندی