شمارهٔ ۱۲۷
خضرجان آب حیات از لب دلجوی نو یافت
موسی انوار تجلی همه از روی تو یافت
مرده را زنده از آن کرد مسیحا به دمی
کردم باد سحر گاه ازل بوی تو یافت
خواجه هر دو سرا احمد محمود خصال
حسن اخلاق و مکارم همه از خوی تو یافت
هر که را بود سری در سر سودای تو شد
وانکه را بود دلی گمشده در کوی نو یافت
در میان ظلمات سر زلف تو کمال
همچو خضر آب حیات از لب دلجوی تو یافت
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خضرجان آب حیات از لب دلجوی نو یافت
موسی انوار تجلی همه از روی تو یافت
هوش مصنوعی: موسی با دلجویی نازنینی به آب حیات دست یافت و روشناییهای تجلی را همه از چهره تو دریافت کرد.
مرده را زنده از آن کرد مسیحا به دمی
کردم باد سحر گاه ازل بوی تو یافت
هوش مصنوعی: مسیحا با یک دم، مرده را زنده کرد و در سپیدهدم، نسیم ازل بوی تو را دریافت کرد.
خواجه هر دو سرا احمد محمود خصال
حسن اخلاق و مکارم همه از خوی تو یافت
هوش مصنوعی: آقای محترم هر دو جهان، یعنی هم دنیای مادی و هم دنیای معنوی، تمام خوبیها و ویژگیهای برجسته اخلاقی را از خُوی و رفتار تو دریافت کردهاند.
هر که را بود سری در سر سودای تو شد
وانکه را بود دلی گمشده در کوی نو یافت
هوش مصنوعی: هر کس که به عشق تو دچار شده، به دنبال تو میگردد و کسی که دلش را گم کرده، در راهی جدید و نو به حقیقتی دست یافته است.
در میان ظلمات سر زلف تو کمال
همچو خضر آب حیات از لب دلجوی تو یافت
هوش مصنوعی: در دل تاریکیها، زیبایی و جذابیت موهای تو مانند خضر، راهی برای دستیابی به آب حیات و زندگی از لبان دلنواز توست.

کمال خجندی