اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بی تو از دردم آرمیدن نیست
وز توأم طاقت بریدن نیست
هوش مصنوعی: بدون تو نمیتوانم از دردهایم آسوده بشوم و با حضور تو نیز نمیتوانم تحمل کنم.
گر تو شمشیر میکشی ما را
زهرة آه بر کشیدن نیست
هوش مصنوعی: اگر تو شمشیر را از غفلت بیرون میآوری، ما را نیازی به کشیدن آه و اندوه نیست.
آه ما با نو کی رسد کانجا
باد را ممکن رسیدن نیست
هوش مصنوعی: ناله و اندوه ما با نوای تازه به جایی نمیرسد، زیرا در آنجا امکان رسیدن به باد وجود ندارد.
بار در پیش چشم تست ای اشک
حاجت هر طرف دویدن نیست
هوش مصنوعی: ای اشک، تو نشانهی نیاز و خواهش منی که در برابر چشمانت قرار دارم. نیازی نیست که از این سو به آن سو بروم، بلکه باید به تو توجه کنم.
خواستم بوسه از آن دهان نشنید
رسم خردان سخن شنیدن نیست
هوش مصنوعی: خواستم که از آن لبها بوسهای بگیرم، اما متوجه شدم که بزرگترها معمولاً در سکوت هستند و به گفتوگو نمیپردازند.
گفتمش از دهانت ای بت چین
کام من غیر لب گزیدن نیست
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای معشوق با ابروهای منحنیات، او با نگاهی پر از جذبه به من پاسخ داد که این خود نشان از کمال و زیبایی است.
حاشیه ها
با این وزن و قافیه تنها شیخ سعدی یک غزل دارد که بسیار شاهکار است
کمال گوید
آه ما با نو کی رسد کانجا
باد را زهره رسیدن نیست
سعدی گوید
روز وصلم قرار دیدن نیست
شب هجرانم آرمیدن نیست
طاقت سر بریدنم باشد
وز حبیبم سرِ بریدن نیست
مطرب از دست من به جان آمد
که مرا طاقت شنیدن نیست
دست بیچاره چون به جان نرسد
چاره جز پیرهن دریدن نیست
ما خود افتادگان مسکینیم
حاجت دام گستریدن نیست
دست در خون عاشقان داری
حاجت تیغ برکشیدن نیست
با خداوندگاری افتادم
کش سر بنده پروریدن نیست
گفتم ای بوستان روحانی
دیدن میوه چون گَزیدن نیست
گفت سعدی خیال خیره مبند
سیب سیمین برای چیدن نیست
بی تو از دردم آرمیدن نیست
وز توأم طاقت بریدن نیست
گر تو شمشیر میکشی ما را
زهره آه بر کشیدن نیست
آه ما با نو کی رسد کانجا
باد را زهره رسیدن نیست
بار در پیش چشم تست ای اشک
حاجت هر طرف دویدن نیست
خواستم بوسه از آن دهان نشنید
رسم خردان سخن شنیدن نیست