گنجور

شمارهٔ ۱۰۴۴

اگر او یاد من دلخسته کردی
دل آه و ناله را آهسته کردی
نیامد بر سرم چون حیف میرفت
که پای نازک از من خسته کردی
به محراب ار بدیدی زاهة آن روی
دعای ابرویش پیوسته کردی
کجا پروانه با شمعی نشستی
حذر گرز آتش ننشسته کردی
کجا پیش خطش مور سلیمان
که خدمت بامیان بسته کردی
چو بخشش با نبات افتادی و قند
الب او کوزهها را دسته کردی
کمال آن پسته لب گر خواستی نقل
شکرها در دهان بسته کردی

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

اگر او یاد من دلخسته کردی
دل آه و ناله را آهسته کردی
هوش مصنوعی: اگر او به یاد من باشد و دل شکسته‌ام را تسکین دهد، صداهای غم و ناله را آرام می‌کند.
نیامد بر سرم چون حیف میرفت
که پای نازک از من خسته کردی
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد شخصی به خاطر احساسات لطیف و نازک‌طبعی‌اش، از طرف دیگری دچار خستگی و رنج شده است و این موضوع باعث شده که طرف مقابل از ملاقات یا ارتباط با او دوری کند، زیرا می‌داند که این رابطه برای او دردناک است.
به محراب ار بدیدی زاهة آن روی
دعای ابرویش پیوسته کردی
هوش مصنوعی: اگر در محراب (محل عبادت) او را می‌دیدی، با دیدن آن چهره زیبا، دعای ابرویش همیشه در یاد تو می‌ماند.
کجا پروانه با شمعی نشستی
حذر گرز آتش ننشسته کردی
هوش مصنوعی: کجا پروانه به شمعی نزدیک می‌شود و از خطر آتش بی‌خبر است؟
کجا پیش خطش مور سلیمان
که خدمت بامیان بسته کردی
هوش مصنوعی: کجا می‌توانم به زیبایی خط مور سلیمان برسم، این که تو خدمت به بامیان را به این شکل تعطیل کردی.
چو بخشش با نبات افتادی و قند
الب او کوزهها را دسته کردی
هوش مصنوعی: وقتی که محبت و بخشش با شیرینی و شکوفایی درهم آمیخته شد، مثل این است که تو کوزه‌ها را به دسته‌های دلنشین و زیبا تقسیم کرده‌ای.
کمال آن پسته لب گر خواستی نقل
شکرها در دهان بسته کردی
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی پسته‌ای کسیف و خوشمزه را به کمال برسانی، باید در دل خود از شیرینی و شکر بهره‌مند شوی، حتی اگر دهانت بسته باشد و نتوانی آن را به راحتی بیان کنی.