رباعی ۱۱۰
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی ۱۰۹ به خوانش سهیل قاسمی
حاشیه ها
تا زُهره و مَهْ در آسمان گشته پدید،
بهتر ز میِ ناب جهان هیچ ندید؛
من در عجبم ز میفروشان، کایشان،
بِه زانچه فروشند چه خواهندخرید؟
با درود.
خیام و دیگر دانشمندان بخاطر خرد بالا همیشه از روزگار رنج میبردند. چون هوشیاری و دیدن درد دیگران دردمند است. همانگونه که مولوی هم گفته:
هر که او هوشیارتر پر دردتر
هر که او بیدارتر رخ زردتر
و معتقدند هر چه آدم کم هوشتر باشه روزگار براش سادهتر خواهد گزشت پس واسه همین اغلب از می و مستی میگفتن که با خوردن آن از اندیشیدن و درد کشیدن رها بشن. در این رباعی هم خیام میگه که تا روزگار در حال چرخش بوده بهتر از می ناب کسی چیزی ندیده و عنوان میکنه که تعجب میکنم که می فروشان بهتر از می ناب چه چیزی وجود داره که می را میفروشن تا با پول حاصل اون چیز دیگر رو بخرن. در اصل میگه پول و مادیات برای رفاه و آسایشه و بالاترین مسکن درد و اسایش رو می میدونه که بهتر از اون چیزی نیست که بخوای بفروشی و اون اسایش باهاش فراهم کنی
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز می فروشان کایشان
زین به که فروشند چه خواهند خرید