رباعی ۶۳
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی ۶۳ به خوانش سهیل قاسمی
حاشیه ها
این رباعی زیبا بر یکی از پایه های مقبره خیام نقش بسته است
"سبزه"
هر سبزه که بر کنارِ جویی رُسته است
گویی زِ لبِ فرشته خویی رُسته است
پا بر سَرِ سبزه تا به خواری نَنِهی
کان سبزه زِ خاکِ لاله رویی رُسته است
- رُسته: روییده
- گویی: انگار، مانند اینکه
- فرشته خو: پاک سرشت، پاک نهاد
- تا: مبادا
- پا به خواری نَنِهی: با بی توجهی رویِ آن راه نروی
- کان: که آن
- لاله رو: لاله رخ، کسی که رویی زیبا و شاداب همچون گُلِ لاله دارد
برداشت آزاد :
هر سبزه یِ شادابی که در کنار جویباری می بینی؛ انگار که از لب و دهان مردمِ پاک سرشتی روئیده است! مردمِ پاک نهادی که زمانی نه چندان دور زندگی می کرده و اکنون خاکِ لبِ جویباری شده است. ای تو! مبادا با بی توجهی و بدون اندیشه بر رویِ سبزها راه روی؛ شاید آن سبزه از خاکِ لاله رخی که زمانی زیبا و شاداب بوده، روئیده باشد!
خیز و در کاسه یِ زر آبِ طربناک انداز
پیشتر زآنکه شود کاسه یِ سر خاک انداز
عاقبت منزلِ ما وادیِ خاموشان است
حالیا غُلغُله در گنبدِ افلاک انداز
چشمِ آلوده نظر از رخِ جانان دور است
بر رخِ او نظر از آینه یِ پاک انداز
دیوان حافظ » غزل 264
- خیز: برخیز، دست به کار شو
- کاسه یِ زر: جام طلائی
- آبِ طربناک: باده، اندیشه هایِ نیک و شادی آور
- انداز: بریز، پُر کن
- کاسه یِ سر: جمجمه
- خاک انداز: به چاله ای جهت جمع آوری آشغال و خاکروبه نیز گفته می شود
- وادیِ خاموشان: سرزمینِ مردگان، گورستان
- غُلغُله: بانگِ شادی، منشا خوبی، کار نیکی که باعث راحتی و شادی دیگران شود
- گنبدِ افلاک: آسمان، روزگار
- چشمِ آلوده نظر: چشمِ ناپاک
- رخِ جانان: نشانه هایِ خداوند، الطاف و موهبت های الهی
- آینه یِ پاک: چشم و دلِ پاک