رباعی ۲۱
اکنون که ز خوشدلی بهجز نام نمانْد،
یک همدمِ پخته جز میِ خام نماند؛
دستِ طَرَب از ساغرِ می بازمگیر
امروز که در دست بهجز جام نماند!
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
اکنون که ز خوشدلی بهجز نام نمانْد،
یک همدمِ پخته جز میِ خام نماند؛
هوش مصنوعی: اکنون که از خوشی و شادی چیزی باقی نمانده و فقط نامی از آن مانده است، هیچ دوستی و همراهی هم جز نوشیدنیای خام و نارس وجود ندارد.
دستِ طَرَب از ساغرِ می بازمگیر
امروز که در دست بهجز جام نماند!
هوش مصنوعی: امروز دقت کن که از شادی و لذت به خاطر مشروب، دستت را نگیر و دور نکن، چون ممکن است فقط همین لحظه خوشی و شادابی در دستت باقی بماند و چیزی جز جامی از شراب در دست نداشته باشی.
حاشیه ها
1393/12/08 17:03
محمود محمودی
امروز همه دنبال کارهای بیهوده و بی معنی هستند . اما تو ای انسان واقعی که به دنبال نام و شهرت و اعتباریات نیستی . حواست به وجود واقعی خودت باشد و از چشمه بی پایان غیب خود را تغذیه کن تا شاد کام باشی!!1
1395/05/22 03:07
اردشیر
یک همدم پخته جز می ناب نماند
تفسیر ها دارد این رباعی
چه بزرگوار است این بزرگمرد خیام نیشابوری
1395/05/30 09:07
اردشیر
از خرمی و شنگی فقط خاطره مانده و بس و هر لذتی پایانی دارد و در این بین تجربه آنها برای ما مانده است
می توان گفت یک همدم پخته جز می ناب نماند اشاره دارد به تجربه إنسان که با گذشت زمان پخته می شود
پر واضح است که با گذشت جوانی که پر از شادی و شنگی است به میانسالی و پیری و پختگی میرسیم
دقیقاً مانند انگور که با پختگی شراب می شود