گنجور

رباعی شمارهٔ ۳

قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه‌گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گِردِ پیاله، آیتی هست مقیم
کاندر همه‌جا مدام خوانند آن را

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه‌گاه نه بر دوام خوانند آن را
قرآن که آن‌را مهین‌کلام [کلامی بسیار با عظمت و ارزشمند] می‌خوانند [و برای آن ارج بلندی نهادند]، گاه‌گاه و بعضی وقت‌ها آنرا می‌خوانند.
بر گِردِ پیاله، آیتی هست مقیم
کاندر همه‌جا مدام خوانند آن را
اما [در عین تعجب در مقایسه با مهین‌کلام] گرد پیاله شراب، آیه‌ای مقیم [و دارای پایداری] حک شده است که مردم آنرا تمام جاها مدام و دائم می‌خوانند.

خوانش ها

رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش احسان اسماعیلی
رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش زهرا بهمنی
رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش داوود ملک زاده
رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش نازنین بازیان
رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش علی قلندری
رباعی شمارهٔ ۳ به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1387/03/25 11:05
فرهاد

شجاعتی میخواهد مقایسه قران با پیاله شراب و گفتن اینکه پیاله برتر است زیرا که نقش پیاله (آیت) را مدام و در همه جا میخوانند. برخلاف قرآن که گه گاه خوانده میشود :)

1403/02/21 08:04
علیرضا

سلام
ذکر به دوام، نماز به دوام و قرآن به دوام؛ هیچکدام ممکن نیست، به هر حال انسان به اطعام و معاشرت و خواب نیاز دارد.
حتی راجب نگاه غیر معرفتی -و متأسف کننده- شما هم:
«آب ارچه همه زلال خیزد
از خوردن پر ملال خیزد»

در این رباعی اشاره به دستور العمل عرفانی توجه به نَفْس شده.

اگر طریقه معرفت نفس در عرفان رو مطالعه کنید متوجه تناسب بسیار بالا آن با این رباعی خواهید شد

از این رباعی وصف احوال عرفا رو هم میشود برداشت کرد و درکل سازگاری بسیار زیادی با عرفان دارد 

1403/09/02 16:12
سیدسینا حسینی

برداشت شما واقعا عجیبه‌! 

 

منظور مشخصه؛ خیام میگه قرآن رو گه‌گاه میخوانند نه دائم ( یعنی وقتی به نفعشان باشد ذکرش میکنند_که این مفهوم در قرآن چندین بار ذکر شده) اما پیاله (یا شراب) که به انسان لذت می‌دهد و مستش می‌کند همیشه برقرار است! 

شما اگر دنبال برتر دانستن شراب هستی مشکلی نیست، ولی اینکه خیام قرآن را با شراب مقایسه کند عجیب است و به عقلش‌ باید شک کرد. مفهوم نمایان هست و اصطلاحی رایج؛ 

1387/11/26 00:01

ریاقزآن که مهین کلام خوانند ورا
گه گاه نه بر مدام خوانند ورا
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند ورا

1387/11/12 16:02
علی

فرهاد جان،
شجاعت خیام حتی از آن چه که تو گفتی هم بیشتره. منظور از "نه بر دوام خوانند آن را" این است که قران ناسخ و منسوخ دارد. یعنی مثلا جایی گفته این کار را بکنید و جایی گفته نکنید.
اما آیه نوشته بر پیاله همیشه همان پیام همیشگی را به تو می دهد.

1388/07/06 00:10
نگین شکروی

کلمه ی “مدام” دراین شعر میتواند هم به معنای شراب انگوری یا باده باشدوهم به معنی مصطلح آن یعنی همیشه و جاوید. (صنعت ایهام)

1388/09/30 18:11
امیر

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

1388/11/31 01:01
زمان

من نمیدونم برای دوستان چه نفعی داره همه میدونن ایت پیاله یعنی چی چرا میخواهین همه چیز رو به نفع قران و اسلام معنی کنید یه کم به شعور همدیگه احترام بذاریم

1388/11/08 05:02
علی بی ستاره

عشقت رسد به فریاد...
منظور حافظ این است که مسلمانان که میگویند قرآن تنها کتاب آسمانی است که هیچ در آن دست برده نشده؛حافظ چهارده رقم قرآن را از حفظ می دانسته است و چقدر بیش از آن هم وجود داشته است معلوم نیست.و اما خیام از آن تیپ شاعرانی است که هیچ نمی توان به او تهمت زد که منظورش از می قرآن و این چیزها بوده.وقتی خیام می گوید می دقیقاً منظورش می است و نه هیچ چیز دیگر!

1402/07/28 07:09
محمدرضا آ

سلام

منظور از چهارده روایت متفاوت، شیوه های «خوانش» متفاوت هست و متن قرآن همیشه یکی بوده و هست و شیعه هم فقط یک نوع خوانش را قبول دارد. 

1389/03/23 23:05
آیدین

به نظر میاد که کلمه ی "مدام" دارای ایهام باشه.مدام تو اینجا می تونه به معنی همیشه و دائم باشه و هم می تونه معنی ثابت رو بده.یعنی بر خلاف قرآن که ناسخ و منسوخ داره و بر دوام نیست آیت پیاله ثابت و بی عیبه

1389/04/14 09:07
م.ح

کسانی که قرآن را فقط برای انجام وظیفه و عمل به آن می خوانند، گاهی می خوانند و گاهی نمی خوانند.
ولی کسانی که قرآن را کلام معشوق می دانند و با خواندن و شنیدن کلام معشوق به وجد و نشاط می آیند در همه احوال خواننده قرآن هستند. حتی در خواب و کار و تلاش روزمره و نظاره بر طبیعت و تماس با مردم...

1389/04/16 11:07

قرآن که مهینْ کلام خوانند آن را : قرآن را که کتاب بزرگ می نامند
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را : آن را نه دائم بلکه گه گاه می خوانند
بیت اول معنی واضح و ساده ای دارد ولی اصل مشکل در معنی کردن بیت دوم این رباعی است. به خصوص دو کلمه پیاله و مدام. تعدادی سوال برای افرادی ایجاد شده که به دنبال جواب آنها گشتم و جواب بعضی ها رو گرفتم
- آیا منظور از پیاله ، جام شراب است یا نه؟
- آن "آیت" چیست؟
- منظور از "مدام" چیست؟ «دائم» یا «شراب»؟
من سعی می کنم گام به گام کلمات رو معنی کنم تا منظورم رو کاملا واضح برسانم.
یکی از دلایلی که شاعر از آرایه ایهام استفاده می کند برای این است که خواننده را به فکر کردن وا دارد. پس خواند مصرع اول این بیت و دیدن "پیاله" سوال پیش می آید که منظور از پیاله چیست. و با خواندن مصرع دوم و دیدن کلمه "مدام" و فهمیدن دو معنی آن می توانید بین یک معنی از "مدام" و پیاله رابطه پیدا کنید. این کار هوشمندانه باعث میشود که عارفانی که می خواهند این رباعی را عارفانه معنی کنند دچار مشکل شوند. ولی این فقط یک راهنمایی برای فهمیدن معنی اصلی "پیاله" است و معنی اصلی "مدام" ، «دائم» خواهد بود.
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم : در اطراف جام شراب آیه ای همواره است
کاندر همه جا مدام خوانند آن را: که همه جا آن را دائم می خوانند
حالا ببینیم چرا باید "مدام" «دائم» معنی بشود و منظور از خواندن آیه ای در اطراف جام شراب چیست؟
در بیت اول می گوید که مردم آیات داخل قرآن را گه گاه می خوانند. و در بیت دو می گوید که در اطراف(نه داخل) جام شراب آیه ای هست که مردم دائم آنرا می خوانند. پس اگر "مدام" «دائم» معنی شود، رباعی معنی پیدا میکند.
حالا بعضی از افراد می گویند خب ما می توانیم آیات داخل قرآن را بخوانیم ولی آیه ای در اطراف پیاله نمی بینیم که بخوانیم. کسی که فقط بخواهد بخواند، به واقعیت ها پی نمی برد. آیه یعنی نشانه. نشانه ها همیشه خواندنی نیستند بلکه دیدنی و درک کردنی هستند. در اطراف پیاله نشانه ای هست که همه انسان ها دائم به دنبال آن هستند چون همه آن را درک میکنند و از آن خوششان می آید.
________________
معنی دوم :
قرآن را که کلام بزرگ می نامند را گه گاه و در بعضی مواقع(در مجالس خاص) می خوانند.
ولی جام شراب به همراه خود نشانه هایی دارد که از آن در هر مجلسی و همیشه بهره می برند.

1389/04/17 01:07
منوچهر

آقای زمان .... گرچه دیر مطلبت را در رابطه با این شعر خواندم اما هنوز هم دیر نیست !
تا آنجاکه نوشته اید "چراهمه چیز رامیخواهند بنفع اسلام تمام کنند ، درجای خود جای بحث و تعمق دارد . امااینکه میگوئیدیه کم به شعور یکدیگر احترام بزارید" ، مرا یاد داستانی انداخت که :
4 نفر نمازمیخواندند . اولی درنماز حرف زد . دومی باو تذکر داد که نمازش باطل شد .سومی به هردوی آنها تذکر داد و چهارمی درنماز خدارا شکرکردکه به آنها تذکر نداده است .
آیا یک شاعر بنام نمیتواند اشتباه بیندیشد .آیا باین نحو دم از شراب و می ومستی زدن وگفتار آنان را باشراب خواریهای مادی تعبیرکردن صحیح است !
علی جان بی ستاره ، امیدوارم شماهم هرچه زودتر ستاره دار شوید ونامتان باافتخار درتاریخ ثبت گردد. برداشت من از 14 روایت قرآن که حافظ فرموده ، 14 نوع نیست .زیرا روایت با نوع تفاوت دارد ومیتواند منظور ایشان این بوده باشد که با 14 توجیه بیان نمود که هرکدام برای هرکس قابل درک است . انگور را به هر زبان که بنامیم انگور است . اما آنرا باید بزبان همان شخص بیان کرد تا قابل درک باشد . امیدوارم توانسته باشم منظورم را درست بیان کرده باشم .

1389/05/25 01:07
آرش

شاید به نظر من خوب که باشد هیچ، خیلی هم عالی باشد. مراقب باشید نماز خودتان هم مثل آن چهار بنده خدا باطل نشود. اینکه شاعر بنام اشتباه می اندیشد یا شما، چیزیست که هرکس برای خود تصمیم می گیرد.

1389/05/04 10:08
جمشید آرین

حافظ و چهارده روایت:
قرآن کریم: حافظ در محضر قوام الدین عبدالله
شیرازی به آموزش قرآن کریم پرداخته استو با پشتکار حافظ قرآن شد و توانست قرآن را در چهار ده روایت از حفظ بخواند.
عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن زبر بخوانی در چهار ده روایت
منظور از چهار ده روایت چه بوده است؟

در قرن دوم ه.ق هفت نفر حافظ قرآن بودند که قرائت آنان مورد تائید همگان بود. این قاریان که قراء سبعه هستند هر کدام دو راوی دارند که در نتیجه 14 روایت از قرائت قرآن از راویان این هفت قاری شکل می گیرد و منظور چنین است که حافظ به سبک و سیاق تمام این چهار ده نفر راوی، قرآن را می توانست از حفظ بخواند که خود هنری بس بزرگ بود.
کشاف ز مخشری: از دیگر کتبی که حافظ به مطالعه و تحقیق در آن پرداخت و حتی تفسیری به آن نیز نگاشت کتاب کشاف زمخشری می باشد که مطالب آن پیرامون مباحث قرآنی و توضیح و تفسیر آیات مبارکه است.
کشف الفنون: این کتاب نوشته ی سراج الدین عمر عقلانی بود که حافظ آنرا مطالعه نموده است.
حکمت و الهیات: وی در این باره نیز کتب بزرگانی چون بیضاوی، قطب الدین رازی، بو علی سینا و دیگر دانشمندان متقدم بهره برده است. که عبارتند از: مطالع شرح مطالع، طوالع انوار، مطالع فی شرح اطوالع و ...
زبان و ادبیات عرب: حافظ به قدری در این علم پیشرف کرد که وی استاد مسلم زبان عرب گردید و توانست اشعاری در غالب و موزون عربی بگوید که تنها از کسانی بر می آید که به زبان عربی مسلط باشند. حتی در این زمینه از شیخ اجل سعدی نیز برتر است.
این نوشته از آقای مهدی یوسفی از سایت فال حافظ:
www.falehafez.ir
امید است این موضوع خیلی مهم در مورد قرآن برای مسلمین سودمند باشد.

1403/02/18 08:05
faraneh heydari

عالی بود سپاس

1389/08/26 14:10
مجتبی میرسمیعی

حتی اگر قرآن را با چارده روایت از بر بخوانی این عشق است که میتواند به فریاد تو برسد ، از آن از بر خواندن چیزی گیر تو نمی آید .
علم هر چه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی

1389/09/19 17:12
حامد

دوستان عزیز ایرانی!
با نوشته های گفتاری روزمره شما در این صفحه واقعاً زبان زیبای فارسی را زبون می سازید.
لطفا حین نوشتن به کفتن نیندیشید.

1389/10/03 12:01
نازنین

چرا این موضوع که نشانه پیاله از نشانه قرآن ملموس تر و قابل درک تر هستش برای بعضی از دوستان انقدر ترسناک و غیر قابل باور هست؟
ترس از به زیر سوال رفتن یک دین تنها نشان دهنده تهی بودن و نداشتن چیزی برای ارائه است.

1389/10/09 08:01
پارسا

با تشکر از همه دوستان که نظراتشان را بیان کردند . به نظر من در کنار تمام صنایعی که در این رباعی خیام بکار رفته و دوستان هم به برخی از آنها اشاره کردند این شعر خیام دارای معنی روشن و واضحی می باشد.اگر با خیام و تفکر او آشنا باشیم، هر کدام از رباعیات خیام در حقیقت تلنگری به ذهن انسان های خفته می باشد و انها را به خرد ورزی دعوت می نماید. به نظر من تمام معنی این رباعی و سایر رباعیات خیام این است که واقع بین باشیم . و در مورد هر چیزی قبل از انکه ان را قبول کنم به تفکر بپردازیم. با تشکر

1389/10/12 05:01
علی بی ستاره

من هم با آرش موافقم که آیت نشانه هم میشود مثل حافظ که می گوید:
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
بنا بر این حافظ عکس رخ یار را و خیام آیتی را دور پیاله میبیند که متعصبین مذهبی نمیتوانند ببینند!! و البته آنها شلاق را و بعد از سه بار که ثابت شود با پیاله شراب نوشیده ای اعدام را می بینند!
در ضمن با نازنین هم در این جمله که: زیر سؤال رفتن یک دین تنها نشان دهنده تهی بودن و نداشتن چیزی برای ارائه است.
صد در صد موافقم!

1389/12/23 22:02
می گسار

@Za
شما از کجا میدونید که اشتباه کرده؟یعنی به خاطر اعتقاداتی که چون مسلمان زاده اید به همراه خودتون دارید،این اجازه رو به خودتون میدید که بگید خیام اشتباه کرده؟

1389/12/26 11:02
وسام

با سلام به همه دوستان عزیز
من واقعا نمی دونم چرا بعضی از دوستان عزیز اصرار به این دارند که قرآن رو با شراب مقایسه کنند و بگند که این از اون بهتره و یا بدتره، اخه دوستان محترم و ادیب مگه میشه یک کتاب رو با یک خوراکی مقایسه کرد حالا هر کتابی میخواد باشه و هر خوارکی میخواد باشه، کمی تعقل و تدبر کنید شما رو به خدا، در این رباعی، خیام هم به هیج وجه نمیخواسته که شراب رو با قرآن مقایسه کنه، چرا که اگر بنا بر مقایسه بین این دو باشه و به گفته بعضی دوستان خیام در این رباعی میخواسته بگه که شراب از قرآن خواندن بهتره پس باید بگم که خیلیها به جای اینکه هر روز عسل بخورند سیگار می کشند پس سیگار از عسل بهتره چون خیلیها هر روز سیگار می کشند ولی هر روز عسل نمیخورند، حالا خودتون قضاوت کنید، واقعا خیام که یک فیلسوف و ادیب و حکیم و ریاضی دان بوده میخواسته این نوع قیاس سطحی رو در رباعیش پیاده کنه، دوستان عزیز شما رو به خدا نه تعصب دینی داشته باشید و نه تعصب بی دینی.

1389/12/27 21:02
می گسار

دوست عزیز وسام جان،
شما داری میگی عسل، سیگار و ... قران که کتاب مسلمانان هست و این همه پیرو در جهان،با عسل و سیگار فرق می کنه بحثش.
اگر شما چیز دیگری از این رباعی دستگیرتون شد ، بفرمایید.

1390/07/15 11:10
همراز شب

سلام خدمت همه عزیزانی که که وقت گذاشتند و در مورد این ابیات نظر دادند.بنده تمام نظر ها را مطالعه کردم.راستش نمی دونم کی درست میگه کی غلط.ولی اینا می دونم که خیام هم انسان بوده و هر انسانی آزاده هر جور دوست داره فکر کنه.ولی به نظر بنده در کل شراب خواری کاری بس بیهوده وعبثه.آخه کدوم آدم عاقلی میاد هوشیاری را به مستی ترجیح بده.کم نیستن آدم هایی که در عالم مستی همه چیزشون را از دست دادن.و بعضی ها حتی یک کشور و ملت را به باد فنا دادن. حالا قضاوت با خودتون.

به نظر من منظور خیام از گرد پیاله شناخت دنیا و تفکر و تدبر در دنیاست که اگر انسان این دنیا را به خوبی بشناسد همیشه و همه جا با خدای خود آشنا خواهد بود . چرا که در بیشتر اشعار مراد از باده نوشی رسیدن به معرفت معشوق معنا می دهد. و خیام می گوید با شناخت نظم در دنیا همیشه انسان به وجود خدا پی می برد ولی با خواندن قرآن انسان همیشه به خداشناسی پی نمی برد .

1390/09/22 17:11
sadaf

من فکر میکردم در این سایت حداقل افرادی که کمی دانش ادبی دارند نظر می دهند نه کسانی که فقط در تمام دیوان های شاعران اعصار گذشته به دنبال کلماتی چون می و معشوق هستند تا دین رو زیر سوال ببرند و ثابت کنند که اگر ما مشروب می خوریم کار عقلا را پیش گرفته ایم و ببینید خیام هم ما را تأیید کرد لطفا این بحثهای کودکانه و احمقانه را تمام کنید شما که تا حالا یک آیه از قرآن را به جرئت میگم که نخوندید چطور می تونید در مورد اون نظر بدید؟
البته به قول حضرت مولانا : هر کسی از ظن خود شد یار من...
و شما هم می تونید اون برداشتی که به نفعتون هست رو از هر شعری داشته باشید و بهش عمل کنید اما سعی در تخریب عقاید و مذاهب گوناگون نکنید که کاریست بس سخیف! و مطمئنا حکیم خیام هم چنین قصدی نداشتند.

1390/09/24 00:11
عبدالله احمدی

اما آیه روی جام چیست که هیچکدام ار حاشیه نویسان عزیز یه ان اشاره نکرده اند.
من فکر میکنم که آیه مزبور باید کلام "به سلامتی"و "نوش باد" باشد که تقریبا در تمام زبانهای دنیا همین مفهوم است و در بعضی از آنها حتی تلفظ نیز بسیار نزدیک است و مدام با جام می همراه است و باده نوشان در عالم مستی و خلوص آنرا میخوانند که قران خوانان به ندرت خلوص مستان و باده پرستان را دارند.

1390/09/04 21:12
somi

دوستان عزیز نظرات شما رو خوندم فقط خواستم بگم چرا هین همه تحلیل؟بهتر نیس ضمن احترام به نظر شاعر ومنظورش چند ثانیه فقط لذت ببریم؟ومثل اقای احمدی زیبا فکر کنیم

1390/09/05 10:12
مجتبی خواستگاری

خیام عادت هارابرهم زده وبی پروا این مطلب راکه قران در طول زمان گیراییش دست خوش شرایط خواهدشد وآنچه همیشه پایداراست ؛شراب است

1390/10/30 12:12
امیر

منظور ازشراب و می.جام معرفت الهیه.لذت بردن از شعرو ترجیح بدیم به تفسیرای خودخواهانه

1390/11/02 23:02
امید

صدف عزیز
همه ی ما خواسته یا ناخواسته قرآن رو خوندیم،اونم نه فقط یک آیه بلکه حداقل چندین کتاب درسی.
همه ی ما خوشبختانه یا بدبختانه مسلمون زاده ایم پس حرف کلی اسلام و قرآن رو میدونیم
اما آیا شما که حق رو به قرآن و اسلام دادین حتی یه بار لب به مشروب زدین؟ اگه نه پس چطور می تونین بحث در مورد اون رو کودکانه و احمقانه بدونین؟
هر کسی که فقط چند تا رباعی خیام رو خونده باشه می دونه که خیام یه فرد کاملا عقل گرا و متکی به فلسفه و حواس پنج گانه ست،اگه نه یه مثال نقض بیارید
درست یا غلط بودن نظر خیام اینجا مطرح نیست اما بدون شک خیام در این شعر نوشیدن شراب رو به خوندن قرآن ترجیح داده
حالا دیگه کسایی که میخوان معنی درست شعر رو بگن، فاقد دانش ادبی هستن؟!

1403/02/16 11:05
Erfun naderi

خیام عقلگرا نیست، دلیل و نشانه؟ فقط لغت عقل رو تو رباعیاتش جستجو کنید به نتایج جالبی میرسید

1390/12/05 19:03
بهمن برای فرح

به نظر من مقایسه پیاله با قرآن قیاس زیبایی است ، زیرا پیاله ظرف می است و قرآن چون ظرف ، ظرفی که نام و کلام خدا در آن پیداست ،
پس از این رو بسیار ساده انگارانه است که بیاندیشیم مراد خیام از پیاله ، شراب بوده و مستی ! لیکن مراد ولی از پیاله وسیله از خود بی خود شدن و سیر الی الله است و معنی کلی این رباعی را نیز این چنین می توان بیان نمود :
قرآن را که بزرگان آنرا کلام خدا می خوانند ، گاهی خوانده میشود و نه همیشه ولی اگر از جام عشق الهی سرمست شدی ، جلوه ذات معشوق ( خدا) را همیشه و در همه جا خواهی یافت .

1391/01/05 23:04
Ghadah

گرد پیاله جای لب است ، لب نشانه بوسه است ، بوسه نشانه عشق است پس بوسه همیشگی بر پیاله به دلیل عشق به شراب است که آشکارا علاقه و کشش بیشتری بر آن هست تا قرآن . از سویی دیدار به کار بردن واژه های مربوط به می و مستی اعتراضی بود نمادین به تندروان مذهبی هم دوره خیام و حافظ . خیام شاید بد مستی نمیکرد ولی از همه دیوانش بوی اعتراض میاید .

1391/01/06 21:04
یه نفر

دوستانی که به شراب الکلی در شعر خیام عزیز اعتقاد دارید یه شات هم به سلامتی ما. لطفا". دمتون گرم.
و اما منظور خیام عزیز از نظر بنده:
ارتباط با حقیقت در حوزه مذهب (شریعت) هر از گاهی و
در نگاه خیام و دیگر بینندگان حقیقی حقیقت (عرفان یا طریقت) ، مدام و پیوسته می باشد.
و برای بیننده راستین حقیقت هیچ محدودیتی وجود ندارد.

1391/02/05 17:05
سید محسن

با درود خدمت تمام دوستان گلم. هر چند که من خودم رو هرگز نمی تونم در مقام نقد آثار بزرگی چون اشعار، بزرگ مرد نیشابور بر آیم. اما تنها چیزی که بنظرم رسید این سخن از دکتر شریعتی افتادم که می گفت : "من رقص دختران هندو را بیش‌تر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آن ها از روی عشق و علاقه می‌رقصند، ولی پدر و مادرم از روی عادت و ترس نماز می‌خوانند."

1391/03/10 20:06
آزاد

از قدیم گفتن «مستی و راستی»
به عقیده بنده آیتی که دور پیاله هست صداقت است.
تنها راه مستی شراب خوری نیست، میتونی با قرآن هم مست بشی، میتونی با ریاضیات یا با شعر و... مست بشی اما اینجا یه تفاوتهایی هست
اگر به هفت میلیارد انسان ساکن کره خاکی شراب انگور بنوشانی، بدون شک همه به درجه مستی نائل میآیند حتی اگر یارو پیامبر خدا هم باشد. اما معدودند کسانی که با خواندن قرآن یا با ریاضیات و شعر مست میشوند.

1391/03/17 21:06
رستمی نیا

سلام بر همگی:
عرفان مبحثی نیست که هر کس که حداقل شناخت رو از ان دارد بتواند نظر دهد یا تفسیر کند اشعار بزرگان با معرفت را !
لطف بفرمایید از تفسیر کردن و توهین به همه ادیان و شاعران بزرگ مان که کمتر از حرف قران و دیگر کتب غیر تعریف شده نزده اند خود داری نمایید که عمدا و یا سهوا مردم را گمراه نکرده و با تفسیر های من در اوردی عوام رو دچار اشتباه و تردید نکنیم .
منظور خیام از شراب ، شراب قرمز انگور نیست . البته هر که میخواهد برود بنوشد ولی لطف بفرمایید گردن جناب خیام و حافظ نیندازید اینها ادمهای معمولی نیستند و همیشه هم زنده اند چون کلامشان حق است و دمشان گرم است .
دم شما هم گرم باد و نفس اتان با عشق . العبد و العاصی از آلمان
 

1391/04/27 11:06
یونس

سلام همانطور که شاعر (احتمالاً مولوی) میگه ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را پیش سگان انداختیم به نظر من منظور خیام از قرآن پوست و از پیاله مغز آن می باشد

1391/04/08 11:07
صهبا

با سلام
من تمام نظرات دوستان را خواندم و از بسیاریشون لذت بردم، ولی باید به اون دوستایی که تنها به ظاهر کلام و شعر دقت می کنند بگم که اگر قرار بود شاعر بی پرده، بسیار واضح و خارج از لفافه سخن بگه دیگه اسمش شاعر نبود. همه زیبایی شعر به صنایع و آرایه هایی چون ایهام و ... است. به نظر من اون دوستایی که خیلی ظاهری و سطحی به این شعر نگاه کردن همان هایی هستند که اگر منصور حلاج در زمانشون "انا الحق" می گفت بهش سنگ می زدن.
شایسته است که از خانم یا آقای Ghagah هم به خاطر دید متفاوتشون جدای از درست یا نادرست بودن، سپاسگذاری کنم.

1391/04/20 21:07
ناشناس

البته به گفته های Ghadah اگه باشه همه میدونیم که به وقت خواندن قرآن هم می بوسیمش پس همش پیاله نیست که بهش بوسه زده میشه بلکه قرآن هم بوسیده میشه پس هر کدومش برای خودش عشقیست

1391/05/23 23:07
سیمرغ

اگر به جای این رباعی ، یک آیه از قران را نوشته بودند فکر نکنم هیچکدوم از ما "گه گاه" که هیچی، هیچ وقت در صدد درک معنی و مقصود آیه بر می آمدیم. ولی حالا که حرف از "آیت گرد پیاله" شده همه می خوایم نظر بدیم

1391/06/08 09:09
مهرداد

سلام
حیف که خیلی دیر این سایت رو پیدا کردم...خیلی دوست داشتم تو بحث دوستان همون موقع ها شرکت می کردم.آخه خیلی شیرین با هم بحث می کنید.
بنظر من شاعر همیشه شعر رو طوری بیان می کنه که هر کس با هر دین و منطقی برداشت خودش رو از شعر بکنه و در حقیقت هم همین ست.
بنده حافظ می خونم و از اشعار حافظ به این می رسم که ایشون نه تنها عارف نبوده بلکه اهل خرابات هم بوده و با خراباتی بودنش خیلی حال می کنم.و حالا یه انسان عارف برداشتش از شعر حافظ عرفانی بودن حافظ و باهاش اونجوری حال می کنه.
هر چند خیام بارها و بارها تو اشعارش نشون داده که خراباتی هستو عرفان در شعرش وجود نداره./

1391/07/28 09:09
عابد

خود خیام میگه:
گر باده خوری تو با خردمندان خور/یا با صنمی لاله رخی خندان خور
بسیار مخور و رد مکن فاش مساز/اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
همراه با خردمند و آگاه،به دنبالِ می=آگاهی باش و قرآن را هم همراه با خردمندان و با تدبر و آگاهی بخوان و سرسری نگیر و همیشه دنبال علم باش.

1391/07/12 09:10
دوکتور عبدالواحد (ورسجی)

معنای رباعی واضح است قرآن با این عظمت که دازد هرلحضه آنرا لمس کند چون دوام دار لمس کردن قرآن شریط دارد. اگربه پیاله نگاه کنید شما می توانید قدرت خداودند را مشاهد کنید (برگ درختان سبز در نظر هوشیار...

1391/08/13 10:11

پای استدلالیون چوبین بود پای چوبین سخت و بی تمکین بود کمتر کسی وجود دارد که مست می عشق شده باشد و این شعر استاد خیام را درک نکند کاش میتونستیم که آنچه را که از عشق الهی درک می کنیم به زبان بیاریم ولی افسوس که جامعه امروزی توان هضم آن را نداردآنچه واقعیت دارد فطرت پاکی است که خدای رحمان در وجود همه انسانها نهاد ه لیکن بیشتر آدمها با رفتن بسوی لذات نفسانی و غرق کامل شدن در آنها از لذت با خدا بودن محروم میشوند

1391/09/23 15:11
ناشناس

بدون شک دانشمند و ریاضیدان مشهوری مثل خیام به هیچ وجه آدم شراب خوار و دائم الخمری نبوده و منظورش از شراب یه چیز دیگس.
البته نه شراب معرفت و روحانیت و عرفان، چون هیچ وقت علم و مذهب آبشون تو یه جوب نمیره.

1391/09/25 01:11
یه همزبون

کی گفته هر عقیده ای که بشه اون رو زیر سوآل برد هیچه
خوب بقیه یه ادیاد روهم زیر سوآل میبرند فلسفه هارو زیر سوآل میبرند فرزیه های علمی رو زیر سوآل میبرند
تو از کجا میدونی خداباوران و خداناباوران منطق همدیگرو زیر سوآلمیبرند خوب همشون اشتباه میکنند پس درست چیه دوما

1391/09/25 13:11
یه همزبون

آلیجنابان بزرگان بابا یارو جام شراب با پیاله شراب فرق میکنه داداش من جام پایش باریکه سرش گشاد
ولی پیاله اصلا پایه نداره ویه ظرف دهن بازه
این رو هم بگم در فرهنگ های مانرودان(بینالنهرین)به جای جام از پیاله استفاده میکردند حالا این رو هم در معنی کردن استفاده کن بعلاوه بنظرم بیت یزادر رابطه بیت اول است زیرا یه جا از قرآن میگه یه جا از آیه حوب آیه به معنی نشانه است وتوی قرآن 6000 آیه است

1391/09/07 16:12
علی

بچه ها منظور از برگرد پیاله ،دور گردون روزگار چون اگه قرار باشه فقط قرآن بخونیم و به دایره مینائی ننگریم و مدام سرمون تو کتاب قرآن باشه دیگه به تفراط میریم . شاید خیلی چیزا ها رو هم نفهمیم به قول 1استاد دانشگاه ما خیلی چیزا کتبی بدست نمیاد بنابراین اهل دل خیلی هم به مدام نمیخونند قران و بلکه به دوام میخونندش زیرا شاعر در مصرع آخر میگه کاندر همه جا با این کارش مدام بودن و ذکر میکنه پس لازم نیست تکرارش کنه وشعر و فکر میکنم اینطور بوده باشه که دائم در گذر تاریخ و بالا پائین کردنش توسط اساتید به اوزان و حروف کار دستمون داده:
قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر مدوام خوانند آن را


بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا دوام خوانند آن را

1391/09/07 16:12
علی

پوزش مینمایم:
قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر مدام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا دوام خوانند آن را

1391/09/09 02:12
ایرانی

منظور شاعر در این شعر کاملاً واضحه نمی دونم این بحث های اضافی از روی بی دانشی هست یا از روی دشمنی کورکورانه ای هست که به دلیل اعمال یک سری از افراد به ظاهر دینی به وجود اومده
منظور شاعر در این رباعی اینه که قرآن که کلام با ارزش خداوند هست به دلیل سطحی نگری افراد وظاهر ،بینی بدون عشق و درک مفهوم واقعی اون خونده میشه و به همین دلیل در بین مردم ارزش واقعی خودش رو نداره در حالی که اگر مثل شراب با عشق به سمتش میرفتند قادر به درک مفهومش میشدند و از اون هم سرمست میشدند ولذت می بردند

1391/11/28 15:01
ستاره

دوستان بزرگوار:
1.رسم عرفا اینطوره که از همه ی امور خواه مثبت باشند خواه منفی برداشت مثبت می کنند.در این رباعی هم جناب خیام از پیاله گردانی و باده نوشی که امری ظاهرا منفی هست برداشتی مثبت کرده و بیان میکنه در گردش پیاله هم میشه نشانه های خدا رو دید.عاقل نیازی به دلایل محکم تر و واضح تری مثل قرآن بزرگ پیدا نمیکنه.
2.در مورد شخصیت جناب خیام قضاوت نفرمایید لطفا.چون در مورد ایشون اطلاع دقیقی ندارید.این که شخصی شاعر بزرگی باشه یا فیلسوف و دانشمند باشه دلیلی برای خوب یا بد بودنش نیست.اعتقادات و تفکرات و باورهاش هم بین خودش و خدای خودش.خداوند در جایگاه قضاوت قرار داره نه ما.

1392/01/14 11:04
خیام

با سلام
این ابیات پیام روشن و واضحی داره سوال اینجاست که چرا خیام باید قرآن را با پیاله مقایسه کند؟
در بیت اول گه معنی روشنی داره که قران را همیشه و بردوام نمی خوانند
ولی در بیت دوم این منظور را میرساند که اگر با عشق و درک اصلی آیه آن را بخوانند این خواندن همیشگی خواهد شد

1392/01/14 11:04
امین کیخا

به هستی مردان بزرگی مانند خیام ، سهروردی، ابن سینا و رازی نام ما بلند شده است ، من متن های نثر خیام را خونده ام از پیامبر به بزرگی یاد کرده است پروایی نه در اندازه عامیان بل دانشمندانه تر و هر چه تمام تر در اغاز نوروز نامه دارند برای نبی اکرم، البته می و مینا را بسیار کسان گرامی داشته اند که از اینها حافظ و عبید و خیام و نیز شمس تبریزی را نمیشود نادیده شمرد بهرسو قران از شراب طهور و حور سخن به میان میاورد و برای دانایان و کندایان این پر وانه بس است که در اوج دلکشی عرفان از هال های انچنانی بگویند ومارا نیز نسزد تفسیر و گره گشایی همه انچه بزرگان گفته اند مگه با یاد اینکه شاید و باید و ممکنست تا بزرگواری دیگر سخن بیاغازد شنیده ام امام زین العابدین فرموده اند که اگر إسلام را باز گویم سرم را خواهند برید و اسلام کندایان از اغاز دیگر گونه بوده است

1392/02/13 13:05
گرشاسب

دوستان خرده نگیرید به اینایی که میان و می خوان همه چیز رو به نفع مکتب خودشون تموم کنن. جزم گرایی یا dogmatism یعنی همین دیگه. یعنی هر کی که دنیا بهش احترام می ذاشت و خردمند حسابش میکرد، هر چی گفته برای مکتب اونا گفته چون اونا از همه بهترن و بیشتر از بقیه می فهمن و بقیه هم کلا نفهمن (البته این فقط نظر اوناست). شما هم خودتونو خسته نکنید. حالا این همه گوسفند تو دنیا چندتا بیشتر یا کمترش چه فرقی میکنه.

1392/03/24 11:05
unknown

گر می نخوری طعنه مزن مستان را!!!!!!!!

1392/04/24 00:06
عطا

دوستان اگر کمی بر رباعیات دیگر این شاعر دقت کنند و اصل خیام رو بشناسن معنی شعر کاملا مشخص خواهد بود و مطلبی که اینجا هست از نظر اسلام می و باده نوشی حرام است پس هیچ وقت مقیم پیاله آیه ای نخواهد بود ولی در عرفان و رسم می نوشی و خلوص نیت می نوش معمولا سلامتی و جمله ای عارفانه ای بیان می شود مثال: به سلامتی تمام مادران پاک زمین که رنج فرزند کشیدند اما حال نیستن. به نظر من منظور از آیه مقیم پیله همین جمله عارفانه می باشد که همیشه در جمع می نوشان بیان می شود ولی قرآن به دلیل عربی بودن و مشکل در درک مفهوم آن و اجبار در شرع گاه گاه خوانده می شود پس دوستانی که حاشیه های طابع اسلام تفسیر می کنن باید اشتباه باشد. هم بر اصل شاعر باید دقت کرد هم بدون حاشیه طابع باید تفسیر کرد.

1392/04/06 07:07
رنجبر

دوستان،منظوراز"برگرد پیاله آیتی هست مقیم" آیت به معنای نشانه ونقوش گرد پیاله است . در گذشته به هیچ عنوان رسم نبوده دور پیاله شراب چیزی بنویسند لطفا" رجوع کنید به کتاب "هنروتاریخ-ارنست گمبریج" و مطالعه نمایید.منظور خیام می وپیاله آن است ولاغیر.

1392/04/06 08:07
امین کیخا

با درود ، یادمان نرود جام های جادوی بابل و نوشته های روی انها. کتابی درباره این نوشته ها هست ، بیشتر نوشته های جادویی به عبری هستند و ارامی و کمی هم نوشته به فارسی کهن از ان دوره مانده است ، دلیل انهم این بوده جادو در دین ایرانیها کار جادو ان و دیوپرستان بوده است . کتاب ثنویت نوشته شائول شاکد هم اکنون هم در کتاب خانه ها هست .

1392/04/06 08:07
امین کیخا

البته چون رنجبر بزرگوار نشانی دقیق داده اند باید کتاب إرنست گمبریج را هم خواند . با درود به رنجبر برای نشانی علمی نوشتن .

1392/04/06 12:07
امین کیخا

در کتاب ثنویت ، شاکد به نقد و ارزیابی ثنویت و نیز بررسی ان با پیام فرگان ( original) زردشت پرداخته است ، با توجه به کلیمی بودن شاکد به نظر می رسد گفته ایشان بنیاد بر وجود نوشته های عبری بر لب جامها در بابل درست باشد زیرا ایشان بدون اینکه بخواهند حقیقت را پاک کنند گفته اند که نوشته های عبری و ارامی فراوان یافت شده أست اما نوشته های پهلوی کم هستند و خود خواهی در نوشته ایشان دیده نمی شود .

1392/04/06 12:07
امین کیخا

از پیامبر اکرم ص در سفر سروشانه ی معراج از نوشیدن شیر سخن به میان امده است ولی جایی ندیدم ایشان به می اشاره ای بکنند ، ولی در قران کریم فراوان از طهور و رحیق و ..... امده است .

1392/04/07 16:07
امین کیخا

حمید رضا جان گل گفتی ! در سفتی ! بر سر مرز های روا و ناروا قدم چین رفتن جلب توجه می کند ، درست مثل کسی که بالای کوشکی میرود که خودکشی کند ولی جلب توجه می کند به خواسته و نخواسته !

1392/05/02 21:08
حمید کرمی (واصل کرمانی )

منظور خیام اینست که مدعیان کلام الهی فقط گهگاه از روی نیاز و گاهی هم ریا ئ سالووس به آن استناد میکنند و حکم انرا نیز بصوزت ابزاری بگونه ای که منافعی داشته باشند می پذیرند ولی جمع مستان فقط بایک حکم بنام درستکاری (عدم دخالت در امور دیگران -نادیده گرفتن عیوب دیگران و رعایت سایر مکارم اخلاقی ..... )اصول این کار بظاهر بد رابخوبی رعایت میکنند

1392/07/05 23:10
علی

قران که مهین کلام خوانند آن را گه گاه نه بر دوامخوانند ان را برگرد پیاله ایتی روشن هست کاندر همه جا مدام خوانند ان را

1392/11/19 10:02
امیر

دوستان بنده ادیب نیستم ولی پیاله های قدیمی را دیده ام که اغلب از مس یا برنز درست شده بودند. آنها بصورت نیم کره هائی بودند که اشعاری از حافظ و مولانا و سایر شعرا در کناره های آنها برجسته کاری شده بود. شاید اشاره شاعر به آیتی که بر گرد پیاله هست همین اشعار باشد که همواره خوانده می شوند.

1393/06/04 14:09
Ary

بہ نظرم معنیش خیلی سادست، منظور از آیت درگرد پیالہ ، ہمون معشوقست ، میخواد بگہ در عمل آدما بیشتر به این آیات فکر میکنند تا آیات قرآن با اون عظمت ( مہین کلام )

1393/07/24 16:09
ناشناس

sadaf شما مطمئن هستی که بی دینها هیچوقت حتی یک آیه از قرآن رو هم نخوندن؟! ما حتی اگه در طول زندگیمون هم قصد قرآن خوندن نداشتیم، باز تو دوران مدرسه به زور و اجبار بهمون قرآن خوندن یاد دادن اونهم نه در حد یک آیه، بلکه کتابهای درسی با ترجمه، امان از شما دیندارها و قضاوتهاتون، مطمئن باش خیلی از ما برای شناخت قرآن از شما قرآن خون تریم

1393/07/28 01:09
حامد

به باور من خیام در اینجا سعی در مقایسه نگرش مادی و نگرش مذهبی داشته که زندگی و نگرش ما انسانها با وجود قرنها تلاش های مذهبی همچنان نگرشی مادی است و گرچه گاه و بیگاه به سراغ مذهب می رویم ولی آنچه در زندگی هر روزه می گذرد همان نگرش مادی است که همواره با ماست

1393/12/20 13:03
فرزین

عاقلان دانند.

الحمد لله،
بنده نظرات فوق را حدودا خواندم و چیزی که در این مورد دوستان نظر دادند، را رد کرده و آنها را صحیح نمی دانم،
علی کل حال بنده نیز اظهار نظر نمی کنم.
اما بر خود واجب دیدم مختصری در مورد علم کلام و منطق بنویسم:
کسانی چون خیام و افلاطون و... که وارد علوم کلامی و فلسفی می شوند، جز خرافات و اوهامی که از ذهنشان بر می خیزد چیز دیگری بیش ارائه نمی دهند و بیشتر شبیه افسانه و حکایاتیست که هیچ اصل و اساسی ندارد، لذا باید از این اعتقادات و وارد شدن به این مقوله بر حذر بود.
عالمان در این مورد سه دسته شدند:
- کسانی که به علم کلام دخول گشتند و بر آن مردند همچون خیام و... ، اینان در گمراهی و شقاق بوده اند.
- کسانی که با این علم جنگیدند همچون امام شافعی، شیخ الاسلام ابن تیمیه، امام احمد و... رحمهم الله تعالی، و اینان به حقیقت سعادتمندان اند.
- کسانی که از طریقه ی خرافه ای و افسانه گری و داستان سرایی علم منطق رجوع کرده و به طریق حق بازگشتند، اینان امید است که الله تعالی توبه ی ایشان را مقبول گرداند و داخل رحمت خویش کند.
در واقع علم کلام یا علم منطق چیزی جز قیل وقال (اوهام و گزافه گویی) در بر ندارد و هرگز دردی را دوا ننموده اند، بلکه بارها عالمان متبحر و عالم در این زمینه آخر سر رجوع کردند و دست از خرافات برداشته و به طریقه ی حق که قرآن و سنت است قدم نهاده اند، همچون:
امام رازی، امام غزالی، امام جوینی و... که متکلمان خبره و کاردان و هوشمندی بودند و فرجام کار توقف کرده و به عقب برگشتند و حتی به مبارزه با آن برخواسته اند.
ای مومنان!
شما را نصیحت می کند و اندرز گویمتان که هرگز وارد مباحث و اشعار این افراد چون خیام نشوید و الله را بر خود یاد دارید و تقوای الهی داشته باشید.
این سخنم با آزادی بیان در تعارض نیست، بلکه الله متعال می فرماید:
مژده بده به بندگانم. آن کسانی که به همه‌ی سخنان گوش فرا می‌دهند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می‌کنند. آنان کسانیند که خدا هدایتشان بخشیده است، و ایشان واقعاً خردمندند. [زمر: 17-18]
لکن سخنم با کسانیست از مسلمانان که علم چندانی ندارند و در دام این مهملات گرفتار می آیند و گمراهی را بخود روا می دارند.
لذا به قرآن و سنت رسول الله علیه الصلاة والسلام تمسک جویید که هرگز گمراه نمی شوید و آندو را محکم بگیرید و ایمان نگه دارید که اگر تمام مردم گمراه شوند به شما زیانی نمی رسد.
گر بداند جان یکیست عاقل هوشیار / در ره دین خداوندا بزد کار
ذگر جز به تن دادن در ره دین نجست / عشقِ دل از برق دنیا کامل بشت [شاهو بن عبدالله]
والسلام علی من اتبع الهدی

1394/04/30 09:06
امیر محمد

بنظر من هر کسی میتواند اشتباه بکنید حتی اگر آن شخص خیلم باشد، اینکه مدام به میگساری و مستی بگذرانی صحیح نیست. تفکر پوچ گرایی و عدم گرایی خیام بعضا توسط روانشناسان امروز به عنوان یک بیماری روح شناخته شده، پس توجه کنید عزیزان من که هر کسی ممکن است در تفکرش خطا کند و ایجاد مصونیت برای هیچ کس صحیح نیست

1394/07/11 22:10

بیت اول که ظاهرا برای عزیزان مشخصه و اما بیت دوم : بعد از اونکه کلام الله رو بزرگ داشته،و یاداور شده که ایات الهی محدود به ان نمی شود بلکه برای خیام که همه هستی برایش ایات الهیست ونشانه های محبوبش هست وبا نگاه به هر سو محبوب را می بیند و او را سرمست می کند همه هستی برایش حکم پیاله را دارد و محتویاتش حکم مست کننده را دارد. برای خیام و هر بینای دیگری هر چه که در عالم و دور و بر خود می ببنند حکم می دارد و یاداور معشوق است. گل ، اب، انسانها ، هرگونه حیوان و هرچیز دیگر برای کسی که به کوری مبتلا نباشد رنگ خدا دارد و بسان پیراهن یوسف مست کننده وشفابخش است.ای ادیبان ! انچه که خود لایقید به اولیا خدا نسبت ندهید. بفکر شفای چشمان دل خود باشید. حال کردن با اشعار این و ان شفابخش نیست. قبل از ایجاد امادگی در خود امکان فهم سخن عرفا وجود ندارد.سخن انها از کلمات ساخته شده اما با یادگیری معنای کلمات امکان فهمشان وجود ندارد. دانش را می توان انتقال داد اما نور و معرفت قابل نقل وانتقال نیست.فقط از طریق نیستی از خود و هست شدن به پروردگار و عنایت حضرتش میسور است. مهندس برق هستم نه ادیب.jafaraghaei@ioptc.ir

1394/10/08 16:01
علیرضا صباغ معینی

کیست که خیام را نشناسد و کیست که نداند خیام همان ملحدیست از منظر نجم الدین دایه.
لذا جنگ بر سر این معنی که قران بی دوام وبی معنیست یا اینکه بی دوام خوانده می شود خبطی گران از جانب معنا نشناسان می باشد
در مصرع اول صفت کلام مهین بر جای قرآن نشسته و لذا اگر خیام را بشناسیم باید در مصرع بعد صفتی خلاف آن پیدا کرد و این صفت با معنای بی دوام بودن معنی کتاب آشنا تر است
از طرفی فعل(خوانند)در هر دوبیت به یک معناست و طفره رفتن از این پذیرش خطایی نا بخشودنیست!

1394/10/08 19:01
روفیا

وی اگر نیک و اگر بد تو برو خود را باش
که گناه دگری بر تو نخواهند نبشت

1394/10/12 15:01
محمد

باسلام خدمته همه
همینطور که بعضی از دوستانمون هم اشاره کردن منم میخواستم بگم
چه تاکیدی دارید بر پیچیده کردن اشعار و تاکید بر نیت خوانی شاعران
شما یه طوری درباره اشعار صحبت میکنید که من مطمئنم اگر خود شاعر زنده بود یا منتشر نمیکرد یا بعد از نشر پسش میگرفت
نیازی نیست نیت خوانی کنیم
میدونید چرا چون نیات ما بیشتر از خود شاعر روی معنی و مفهوم اشعار اثر میزاره
حالا جالبیش اینه که برای همه اشعار کارشناسان و اساتید وارد میشن و یه طوری پیچیدش میکنن که خود شاعر هم عمرا بفهمه اون موقعی که داشته این شعر رو میگفته اصن منشو.رش چی بوده
دوستان شهر روانه مثه رود
روان در روح و زمان
چیزی نیست که بشه بافرمول و اینجور چیزا تعریفش کرد
شما نمیتونید بگید که وقتی شاعر داشته شعر رو میسروده دقیقا به چی فکر میکرده یا دقیقا چرا این کلمرو به کار برده
و یه چیزه دیگه هم که باید بگم اینه که
خیلی از کلمات و اصطلاحات بعد از شاعر معانی امروز خودشون پیدا کردن که برای ذهن ما شدن مقیاس
وقتی شاعر میگه قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را
دقیقا منظورش همینه که چرا ریالرآن با این همه اهمیتش و کتاب آسمانی بودنش گه گاه میخوننش(سر مزار مرده ها)
ولی شراب همه جا هستش توی هر محفلی چه غم چه شادی
و نه تنها قرآن همه امور مهم و اصولی دیگه هم همینطوره
چرا وقتی میگم فلان کار درسته کسی انجام نمیده ولی خلافش رو همه انجام میدن و دوس دارن انجام بدن
مثلا فرض کنید یه پدر به بچش میگه مثلا دشنام نده
احترام بزار
درحالی که این دوتا کار لازمه زندگی خوب در جامعه هست
ولی بچه دقیقا برعکس میشه فحش که میده هیچی احترام هم که نمیزاره هیچی هزار جور کار ناشایست دیگه هم انجام میده
ایراد کار کجاست
نه اینکه باباش نگفته یا به خاطر این شایدم تنبیهش کرده باشه
بخاطر اینه که باباش رعایت نکرده
پس وقتی یکی میگه فلان موضوع خوبه قبل از اینکه بقیرو نصیحت کنه و ارشاد کنه خودش باید انجامش بده
و شعرم منظورش همینه
بابا شما که میگید قرآن خوبه
کتاب آسمانیه
چرا همه جا و همیشه روایت نمیشه؟
ولی شراب که بده حرومه ضرر داره ولی همه جا و همیشه پذیرفتست؟
اینم یکی دیگه از نشونه هاش گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا

1394/12/11 01:03
سام

قرآن کلام برتر است ولی گاه به گاه هم به زور خوانده می شود!
این عالم و این عظمت عکس رخ یار است که در جام افتاد؟
پس گرد پیاله و جام، همه عالم به واقع جهان هستی است که هر لحظه از زندگی دارای پیامی بسیار ارزشمند است که هر لحظه خواه و نا خواه در حال خواندش هستی اما تو همان طور که از قرآن دریافت ضد و نقیض داری از لحظات زندگی هم چیزی نخواهی فهمید..
اگر با گروه خاص یا نژادی مشکل دارید مشکل درون شماست شما برای روشن دیدن نیاز به یک نگرش روشن دارید در این صورت خواهید دید نه تنها در قرآن بلکه در لحظه لحظه زندگی مفهمومی عمیق تر از ظاهر وجود داشته

1394/12/14 09:03
یزدان

ارنست رنان، نویسنده، مورخ و متفکر بزرگ فرانسوی که علاوه بر بسیاری از فعالیت‌های علمی و تاریخی، تألیفاتی در خصوص زبان‌های سامی دارد. می‌گوید: در کتابخانه شخصی من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد که همة آنها را بیشتر از یکبار مطالعه نکرده‌ام و چه بسا کتاب‌هایی که فقط زینت کتابخانه من می‌باشند ولی یک جلد کتاب است که همیشه مونس من است و هر وقت خسته می‌شوم و می‌خواهم درهایی از معانی و کمال بر روی من باز شود آن را مطالعه می‌کنم و از مطالعه زیاد آن خسته و ملول نمی‌شوم. این کتاب، قرآن کتاب آسمانی استهربرت جرج ونو، نویسندة انگلیسی، وقتی یکی از مجله‌های اروپا عقیده و رأی او را دربارة بزرگترین کتابی که از آغاز تاریخ بشر تاکنون بیشتر از سایر کتب در دنیا تأثیر گذارد و مهمتر از همه به شمار آمده است، پرسید او در جواب نام چند کتاب را برد و در پایان آن چنین نگاشت: اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست قرآن است،‌ زیرا تأثیری که این کتاب آسمانی در دنیا بر جای نهاده نظیر آن را هیچ کتابی نداشته است.گیبون، می‌گوید: از اقیانوس اطلس تا کنار رود گنگ، قرآن نه فقط قانون فقهی شناخته شده است، بلکه قانون اساسی، شامل رویه قضایی و نظامات مدنی، جزایی و حاوی قوانینی است که تمام عملیات و امور مالی بشر را اداره می‌کند و همة این امور که به موجب احکام ثابت و لایتغیری انجام می‌شود ناشی از اراده خدا است و به عبارت دیگر، قرآن دستور عمومی و قانون اساسی مسلمانان است. دستوری است شامل مجموعه قوانین دینی و اجتماعی و مدنی و تجاری و نظامی و قضایی و جنایی و جزایی. همین مجموعه قوانین از تکالیف زندگی روزانه تا تشریفات دینی از تزکیه نفس، تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومی تا حقوق فردی و از منافع فردی تا منافع عمومی و از اخلاقیات تا جنایات و از عذاب تا مکافات این جهان و جهان آینده همه را در بر دارد.گوته شاعر و نویسنده بزرگ آلمانی که در زمینة اسلام و قرآن کریم و مضامین آن مطالعاتی داشته است، می‌گوید: ما اول، از قرآن رویگردان بودیم، ولی طولی نکشید که این کتاب توجه ما را به خود جلب نمود و به حیرت درآورد و بالاخره مجبور شدیم اصول و قواعد آن را بزرگ بشماریم و در مطابقت الفاظ با معانی بکوشیم. مرام و مقصد این کتاب بی‌اندازه قوی و محکم و مبانی آن بلند است و از این نظر ما را بیشتر به اهمیت و علو مقام خود جذب می‌نماید. با این وصف به زودی بزرگترین تأثیر خود را در تمام جهان نموده، نتیجة مهمی از خود به جا خواهد گذاشت و باز می‌گوید:
به زودی این کتاب توصیف ناپذیر‌( قرآن)، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقی در دانش جهان نهد و در نتیجه جهانمدار گرددویل دورانت:
در قرآن قانون و اخلاق و بسیاری از اصول و مبانی یک سان آمده است. در قرآن اگر از دین صحبت می‏کند، از دنیا چشم نمی‏پوشد
این محقق قرآنی به «وات ویلیام مونت‌گمری» اسلام‌شناس معاصر انگلیسی و استاد بازنشسته مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه ادینبورگ، اشاره کرد و اظهار کرد: مونت‌گمری در مورد اهمیت قرآن گفته است: «قرآن وقتی تلاوت می‏شود گویی از قلب بیرون می‏آید و سپس به قلب نفوذ می‏کند.»مهاتما گاندی، رهبر فقید هند هم اعتقاد داشت : از راه آموختن علم قرآنی، هر کس به اسرار وحی و حکمت‏های دین، بدون داشتن هیچ خصوصیت ساختگی دیگری پی می‏برد. در قرآن هیچ اجباری برای تغییر دین و مذهب انسان‏ها دیده نمی‏شود. قرآن به راحتی می‏گوید: هیچ زور و اکراهی در دین وجود ندارد .

1394/12/18 10:03
جواد

سلام بر همه دوستان ادیب
برای من این سوال همیشه مطرح بوده است که چرا مفاخر ادب و عرفان همیشه در گفتار خود تلفیق و تشبیه در ارائه ارکان دین ومذهب با شراب و پیاله و می و معشوق به کار گرفته اند.
- ایا پرهیز از تعصب را یاد آور شده اند ؟
- آیا لزوم دلدادگی شبیه آنچه می شناسیم را بیان می کنند ؟
- ویا...

1394/12/18 21:03
روفیا

جواد گرامی
هنگامی که شما با یک زیبایی، دانایی یا نیکویی برتر روبرو می شوید لذت می برید،
این لذت شما را برای لحظاتی از شر خودتان خلاص میکند و شما را با مرتبه ای از عشق آشنا می کند.
یک شاعر انگلیسی می گوید :
God,
Oh my god,
Harden me against myself!!!
مرا علیه خودم تقویت کن!
خود یا نفس یا ego منشا همه خواسته های ماست و خواسته های در مراتب پایین تر همجنس غم و اندوهند،
چون ما را از خواسته های والا تر باز می دارند،
عشق به معشوق زمینی یا آسمانی یا عشق راستین به هر چیزی به نوعی (somehow) همان می کند که می با ما می کند،
ما را از شر خودمان و خواسته هامان خلاص می کند،
متاع تفرقه در کار ما همین دل بود
خداش خیر دهد هر که این ربود از ما
همانگونه که یک مست بیغم به نظر می رسد یک عاشق نیز فارغ از غم خویشتن است،
خواسته های دیگری برایش مهم تر است،
ازینروست عاشق خواب و خوراک ندارد :
_گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟!
عشق تنها نعمت خداوند در جهان هستیست که بشر را با مفهوم حقیقی استغنا آشنا میکند،
همانگونه که یک مست به لباس ژنده ای و نان خشکی روز را به شب می رساند:
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
وجوه تشابه مستی و عشق بسیارند و عشق به معشوق زمینی و معبود آسمانی نیز که اساسا از یک جنس هستند و اصولا تفاوت ماهوی ندارند،
بی شک تشابهات دیگری نیز در میان هستند که اگر دوستان عنوان کنند منت بر ما میگذارند.

1395/04/30 01:06
صدرا

در جواب mazdack :فکر نمیکنم همه ی دسته بندی ها و حرف هایتان صحیح باشد.

1395/04/19 20:07
بردیا

درود خدمت دوستان بنظر من برای درک بیشتر رباعیات خیام باید با جهان بینی او آشنایی کامل داشت دراین بیت شاعر لذت بردن از زندگی فعلی را به نامعلوم بودن زندگی جاوید ترجیح داده و برای القای مفهوم خودش به خواننده از یک قیاس که دو طرف قباس یکی به جهانبینی توحیدی مربوط میشود و یکی به جهان بینی زمانی، استفاده کرده....بنظر من منظور کلی خیام از آوردن این رباعی این است که حال را در نظر بگیرید و زندگی خوش فعلی را به دنیای نامعلوم دیگر ترجیح ندهید

1395/06/03 10:09
ATAA

تفسیر عرفانی مذهبی ازین رباعی طعنه آمیز (گهگاه نه بر دوام) با توجه به دیگره رباعیات کاملا دور از ذهن است

قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را

1395/06/03 10:09
ATAA

وقتی میگه گهگاه نه بر دوام
منظور اینه که از روی بی علاقگی و برای ثواب و زورکی میخوننش یا برای مجالس عزا و مراسمات و جاهای خاص نه همه جا
برعکس اشعاری مثل اشعار خیام در شب نشینی ها خونده میشده
من فهمم ازین رباعی اینه

1395/06/05 09:09
روح‌الله پریشان

بر گرد پیاله چه آیتی هست مقیم؟

1395/07/21 01:10
محمد.ر

برداشت من از این رباعی اینست که قران برای دوره ای در گذشته بوده و دوام نداره و شراب اما با گذشت زمان دوام خود را از دست نمیدهد بلکه بهتر نیز میشود

1395/10/29 17:12
فرزاد

چقدر تعصب موج میزنه از هر دو طرف! برای من اینکه خیام به خدا و دنیا مومن بوده باشه و یا نبوده نباشه چندان اهمیتی نداره. حرف رو بشنو و بهترینش رو انتخاب کن! به فرض که اصلا طبق نظر بعضی دوستان که اینجا خودشون رو اذیت میکنند که ثابت کنند خبام ضدخدا بوده اصلا هیج اعتقادی نداشته , بازهم این دلیلی نمیشه که من مومن به خدا از حرف های خوب و شعرهای زیباش بگذرم. من نمیدونم خیام کدوم طرفی بوده بهش احترام میزارم چون آدم بزرگ و دانشمدی بوده ولی به نطرم اینقدری که بعضی دوستان سعی دارند خیام رو دنبال مستی و دختر بازی و ...! نشون بدهند یه مقداری مبتذل و سطحی نگرانست.

1395/10/29 21:12
نادر

خیام، شگفت زده، بیزار و دل آزرده از گوناگونی و وفور کوته فکری و کوته نظری و گمراهی آشکار و نهان در هر قالبی - حتی در نوع "دین داری" و ... - و البته انواع بهره کشی های ناشی از آن - با انواع ظاهرسازیهای خوش آب و رنگ و رسمی - بوده، در عین حال همواره با نوعی پایداری و وحدت رویه به ساده ترین شکل و با دلایلی کاملا روشن، این جهل مرکب را یادآوری نموده، حجاب جهل و تعصب را از روی حقایق آشکار پرده در شده است..
معرفت و شیوه و عملکرد او به راستی منحصر به فرد و خارق العاده است ..

1395/10/10 01:01
محمد تقی زاده

این رباعی متناسب با ؛
دانه ی تسبیح ما را حالتی هرگز نداد
بعد از این در پای خُم انگور باید دانه کرد

1395/12/04 03:03
مستانه

باورم نمیشه از اینهمه ژرف اندیشی خیام وقتی دیدم که تازه با گه گاه نه بر دوام خواندن قران تو همین عصر خودمون چه جنایاتی می کنند انوقت ما همه داشتیم مدام ایاتی را که روی پیاله ها بود می خوندیم و فقط یکی دو نفر یکی دو تا ایه بی ربط از قران را در واقع با سیاست نعل وارونه نه فقط با پیاله شراب که با شخسیت خیام مقایسه می کردند و قا فل از اینگه اینها همون ایاتی بود که می گفتن کسی نمی تونه مثلش بیاره و در واقع خیام اورد و ما دیدیم که با همین مثال ساده ایه هایی که روی پیاله مقیمه جاودانه ترین دین بشر و نشانه اندیشه های بی پایانه

1396/01/07 05:04
مهــراد

"ناسخ و منسوخ دارد" بهترین جوکی بود که خوندم!
دایما در حال ماله‌کشی هستند دوستان عزیز!

1396/09/22 22:11
جلال

نگاهی به افکار و کارهای خیام
تقویم هجری خورشیدی که ایرانیان آن را بکار می برند، ششم مارس 1079 میلادی توسط حکیم عمر خیام تکمیل شد که به تقویم جلالی معروف گردیده است، زیرا که در زمان حکومت جلال الدین ملکشاه تنظیم شده بود. این تقویم دقیق تر از تقویم میلادی است، زیرا که عدم دقت آن هر 3770 سال یک روز است و تقویم میلادی هر3330 سال.
وی نه تنها یک ریاضی دان و فضا شناس بزرگ بود بلکه در فلسفه، پزشکی و شعر نیز شهرت جهانی دارد و رباعیات او در سال 1839 توسط «ادوارد فیتزجرالد» به انگلیسی ترجمه شده و انگلیسی زبانان از همین طریق با مضامین رباعیات خیام آشنا شده اند.
بسیاری از صاحب نظران خیام را یکی از بزرگترین و نخستین شکاکین و به بیانی پدر ندانم گرایی ایران میدانند. ارنست رنان فیلسوف فرانسوی می گوید: «خیام، این رند هوشیار، برادر گوته است و نباید فراموش کرد که از جمله کافران بزرگوار دنیای اسلام است.»
دکتر فردریک روزن معتقد است که: «خیام یعنی شراب»،
الفردتنی_سون نیز خیام را «کافر کبیر» می نامد.
بسیاری وی را، عالمی آگاه و تیزبین و ریاضیدانی پر مغز و فیلسوفی با اظهارات و آثار بی نظیر می شناسند. موریس مترلینگ در کتاب خدا و هستی در تحلیل افکار خیام می گوید؛ از دو حال خارج نیست، یا خدا قبلا می داند من چه خواهم کرد و یا نمی داند. اگر نمیداند که در این صورت خدا نیست و در صورتی که می داند چگونه انتظار دارد که من کاری بر خلاف دانایی او بکنم و با رعایت این دو نکته چگونه مرا بعد از مرگ مسئوول نموده و کیفر خواهد داد.
اشاره به رباعی زیر:
من مِی خورم و هرکه چو من اهل بوَد
مِی خوردن من به نزد حق سهل بوَد
مِی خوردن من حق از ازل می‌دانست
گر مِی نخورم علم خدا جهل بوَد
خیام در اشاره به عدم باورش به بهشت و جهنم می گوید:
گویند کسان بهشت با حور خوشست
من می گویم که آب انگور خوشست
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوشست
تا چند زنم به روی دریا ها خشت
بیزار شدم ز بت پرستان و کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
گویند: بهشت و حور عین خواهد بود
وآنجا می ناب و انگبین خواهد بود؛
گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک؟
آخر نه به عاقبت همین خواهد بود؟

1401/01/04 15:04
مرتضی

احسنت.

1396/09/30 12:11
امیر حسین

من همواره حاشیه ها را منبع خوبی برای درک بهتر شعر میدانستم ولی متاسفانه، از خواندن حاشیه های متعدد و طویل این رباعی چیزی دستگیرم نشد.

1396/12/26 13:02
امین

آیی ای که بر گرد پیاله هست مقیم چیست ؟

1397/04/08 16:07
حسین

انقدر این موضوع حاشیه داشت که نمیشد همش رو خوند، اینکه معنی شعر عرفانی هست و خلاف ظاهر یا همون معنی ظاهری به کنار، هر کسی استدلال و بینش خودش رو داره،
ولی من خیلی کنجکاوم بدونم نوشته حاشیه پیاله شراب در زمان خیام چی بوده؟ یا لااقل نوشته پیاله خودش چی بوده؟
جایی پیدا نکردم، حدس میزنم تو مایه ( این نیز بگذرد باشه).
کسی میدونه؟

1397/05/17 10:08
امیر

عجیبه چطور به خودتون اجازه میدین که معنای واضح ابیات رو هم عوض کنین؟!!این که دیگه قرآن نیس که با تفسیر معناشو تغییر بدین.
فک نمی کنم نیازی باشه که دوباره معناش کنم. هر عقل سالمی میتونه به راحتی متوجه معنای این ابیات بشه. و البته برخی دوستان هم به درستی توضیحات و معنای این شعر رو فرمودند.
فقط دوتا نکته در مورد این شعر و شعرهایی از این دست که برخلاف آیات قرآن یا کتب مذهبی هستند رو لازم میدونم متذکر بشم:
اولا بیش از 4000خدا و 12000دین و مذهب روی زمین وجود داره.چه چیز باعث شده فک کنین دین و خدای شما درسته؟!چون به شما گفتن که این درسته؟؟؟چون خود قرآن گفته؟؟؟خب اینو که بقیه ادیان هم به پیروانشون میگن!! شما مسلمونید تنها و تنها به خاطر جبر جغرافیای و تاریخی. در زمان خاص ، در مکان خاص متولد شدین.ولاغیر. زیاد جوش نزنین لطفا.
ثانیا ، جوری در مورد ابیات اظهار نظر نکنین که به نظر برسه همه خیام شناس و استاد شعروادبیات هستین. به شخصه در مورد آرایه های این شعر نظر چندانی نمیدم. چون دوستانی هستن که بسیار بیشتر از من و شما میدونن. و برخی هاشون هم نظراتشونو ارائه کردن.
لطفا از تفسیر به رای ابیات و تغییر معنای اون ها خودداری کنیم. باتشکر

1397/06/31 03:08
علی

میدونید نظر خیام درباره نظر اکثر دوستان در این صفحه که در مورد شعرش گفتند چیه؟
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این

1397/08/07 23:11
حبیب قربانی

با سلام وبه همه
جناب خیام - با نظر به جامعه ی پیش روی خویش - سخن جدی و انتقاد آمیز خویش را به ظرافت طنز آمیخته است . فعل "خوانند" در اینجا به معنی "عمل کردن "است تا صرف خواندن و قرائت قرآن . پس خیام طنز آمیز سخن می گوید . چنان که طنز ؛ بیان شیرین تلخی ها و ناهنجاری های بشری است به قصد اصلاح ساختار اجتماعی و رفتاری . بیان خیام تعریض طنز آمیز به "قرآن " نیست بلکه به عمل ناراست آدمی است . نکته دیگر آنکه گرد پیاله به معنای "دور و گردش پیاله در بزم باده پیمایان " است ، چنانکه ساقی پیاپی سینی شراب را در مجلس میگساری به گردش در می آورد و با این عمل خدمتگزاری می کند .

1397/08/11 02:11
مهدی قناعت پیشه

تا اینجا میفرماید که عشق جام یا همان عشق شیطانی به ذهن نزدیکترست و قرآن یا عشق خدا را گاهی، ولی جام یا عشق شیطان را بیشتر ملموس میبینیم!
البته بنظر حقیر در دوران شیطان خدا نایابترست و در زمان پیامبران شیطان!

1397/08/11 02:11
مهدی قناعت پیشه

و در نایابی است که بدنبال معشوق میگردی و یا انسان در زمان گردش زمین بسمت خدائی دنبال شیطان و در حقیقت عده ای همیشه مخالف وضع موجود هستند و این ذات جوهر و یا حقیقت است!

1397/10/22 15:12
ایمان

رباعی هایی که به باورهای مذهبی قشری و سطحی نگر اعتراض شده است. طنز در این بخش نیرومند تر است. البته هدف خیام آسیب رساندن به اندیشه های دینی نیست. قصد او بیدار کردن جامعه و طرح بن بستهای فکری و توجه به دنیا و اغتنام فرصت است. « بعضی از این رباعیات جنبه ی جدلی دارد یعنی طرح پارادوکسهایی است که برای متکلمان خصوصا شاعران طرح شده است. در حقیقت گوینده ی این رباعیات بیش از آن که قصد انشا داشته باشد به وجه اخبار سخن می گوید و از بی بستها خبر می دهد.» خیام می خواهد دیگران را از نگرشهای ضعیف بپرهیزاند.
به ویژه وقتی باورهای مذهبی مردم دستاویز قدرت و تسلط زیرکان بر ساده لوحان قرار بگیرد خشم و اعتراض او را بیشتر بر می انگیزد. وقتی می بیند گروه فراوانی به دور از چشم مردم سرگرم دنیای خویش اند و در مستی شان غوطه ورند و مردم بازیچه ی هوس و دنیاخواهی ایشان، فریاد بر می آورد که:
گر عاشق و مست، دوزخی خواهد بود
پس روی بهشت کس نخواهد دیدن
و یا
قران که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را
شاعر در این رباعی جامعه را در برابر پرسشی مهم قرار می دهد. « چرا خط جام را همیشه و همه جا می خوانند و خط قران را گاهی؟
هر خرد سلیم و اندیشه ی الهی خواندن قران را تایید می کند نه باده نوشی مداوم را. خیام این باور متعارف را می شکند و ضربه از همین جا وارد می شود که :
1 – به شناخت حقیقی نرسیده ایم
2 – عامل به قرآن نیستیم چون قران شراب را تحریم کرده است
3 – جامعه لذت آنی را بر وعده های باقی ترجیح می دهد.
4 – چرا تاثیر آیت پیمانه از تاثیر آیت قران بیش تر است.
3 – خوش باشی و اغتنام فرصت
خیام به خوش بودن و اغتنام فرصت بسیار توصیه می کند.غالب رباعیاتی که در زمینه های دیگر مثل مذهبیات و بی اعتباری دنیا مطرح شدند رویی در خوش باشی و دم غنیمت شدن دارند. البته این امر لزوما عیاشی و باده خواری نیست و تاکید بر این است که نباید این عمر کوتاه را تلف کرد. به تعبیر آقای علیرضا ذکاوتی خیام به مسلک خوش باشی شهرت دارد اما خوش باشی و می نوشی تکیه کلامی است برای کاستن از تلخی هراسی که آب را در دهان می خشکاند:
این چرخ ستیزه روی ناگه روزی
ما را ندهد امان که آبی بخوریم
یا
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می خور چو ندانی از کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

1397/12/10 18:03

گاویست در آسمان و نامش پروین
وان گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خربین
علما و فاضلین محترم و فرهیخته لطفا خودتان را با مجادلات و مباحثات بی فایده خسته نکنید و اگر میسر بود منظور خیام را در رابطه با این شعر و مصداق های آن بفرمایید چه کسانی بوده است ، زودتر به نتیجه میرسید و من هم با تعذر فراوان مجادلات شما را در خصوص تفسیر و تعبیر رباعی فوق جنگ هفتاد و دو ملت یافتم

1398/02/18 21:05
حسین عابدی

بنده تخصصی در زمینه شعر ندارم ولی آنچه به ذهنم میرسد آن است که خیام می خواهد به مردم طعنه بزند که قرآنی که آن را با ارزش ترین کلام می دانید را گه گاه می خوانید ولی چیزهایی که قرآن شما را از آنها نهی کرده است دائم انجام می دهید؟ (پیاله نمادی از همه چیزهای نهی شده در قرآن)

1398/06/02 16:09
امیر

قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان رسیده در راه یقین
ترسم که بانگ برآید روزی
ای بی خبران راه نه آن است و نه این

1398/09/21 09:12
بیخرد

سلام و عرض ادب
انسان در مستی (انگور) منیت و رنجهاش رو فراموش می کنه
این خاصیت مستی (انگور)هست . اگر کسی بخواهد بشارتی
به انسان بدهد از این تمثیل استفاده می کند یعنی بیخودی و رهایی از
رنج همانگونه که خود قران بشارت به جویهای شراب و حوریان بهشتی
را می دهد یعنی رهایی . و همه بزرگان ما نیز از این تمثیل ها فراوان
استفاده کرده اند زیرا این خاصیت (بیخودی و رهایی از رنج ) در مستی
(انگور)بیشترین نمود را دارد که اگر موز همچین خاصیتی داشت
شاید بجای شراب از موز در اشعار استفاده می شد و عده ای بر ان
بودند که بگویند منظور موز عرفانی بوده .ختم کلام هر چیزی که لحظه ای
انسان را از منیت و رنج حاصل از ان برهاند حقیقت مطلق است حال چه شراب (انگور ) چه خواندن قران کریم

1398/10/11 03:01

با سلام به دوست داران ارجمند شعر و ادب فارسی
"پیاله" در مصرع سوم این رباعی " دل" است و صد البته از نوع زنگار زدوده و پاک آن؛همان آیینه ای که حافظ،پیوسته جلوه های یار و فراسوی این دیار را در آن به تماشا می نشیند:
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
ای بی خبر زلذت شرب مدام ما
تصور بنده این است که این بیت حافظ، برداشتی از همین رباعی خیام است والبته چکیده تر، شاعرانه تر ، هنری تر و ژرفناک تر ؛ چرا که هم حافظ شاعرتر است و هم شعر در روزگار او به قله های بلندتری رسیده است.
بله، همان پیاله ای که همیشه انتخاب اول حافظ است:
زاهد، شراب کوثر و حافظ، پیاله خواست ...
و در خواب هم از دستش نمی افتد:
دیدم به خواب خوش، که به دستم پیاله بود ...
از نظر عارفان و شاعرانی چون حافظ و خیام ، هرچیزی به اضافه ی عشق، اصالت می یابد و منهای عشق، قابل اعتنا نیست:
عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ
قرآن زبر بخوانی با چارده روایت
خلاصه این که خیام در این رباعی، خواندن قرآن را با چاشنی عشق می خواهد و می پسندد و سفارش می کند: اگر می خواهی دائما جلوه ها و تجلیات حق را ببینی و کلام الهی را بخوانی به تماشای دلت بنشین که همیشه در دسترس است.
شاد و سلامت باشید

1398/10/14 18:01
اکو

قرآن را که کلام مهین خوانند
گهگاه می خوانند و مداوم نمی خوانند.
بر گرد پیاله آیه ای مقیم هست
که آنرا مداوم و همه جا می خوانند.
آیه مقیم گرد پیاله در تمام زمانها و در تمام فرهنگها چیزی جز" سلام" هست؟!
سلام و سلامتی بر شما عزیزان باد

1398/12/17 13:03
سید محمد

یک نکته ی اساسی که لازم است گفته بشه اینه که اگرخوب دقت کنیم بزرگان واندیشمندان ماکه ازمفاخرماهستندونامشان درتاریخ ماندگارشده است همه به برکت قرآن ومعارف اسلامی بوده است .کمترکسی رامیشه یافت که باقرآن ومعارف دینی بیگانه بوده است ونامی به خوبی برای خوددست وپاکرده باشه پس خوب است دوستانی که عزمشان راجزم کرده اندکه یکباره بردین وقران بتازندبه این مهم قدری توجه کنندوبیندیشند اگرحافظ شدحافظ واگرسعدی نامی درتاریخ داردواگرمولوی جهانی شده وفردوسی ونظامی وعطار وخیام و....همه وهمه درپرتوتعالیم دین مقدس اسلام بوده است امادرمورداین رباعی دوتحلیل ازمیان تحلیلهای دوستان رامی پسندم
1 - رویکرد انتقادی واعتراضی خیام که جامعه یاگروه خاصی راموردخطاب قرارمیدهدکه چرا به قرآن بااین جایگاه بلندش بی توجهند واهمیت نمیدهندامابه مسائل دنیای اینقدراقبال نشان میدهند وبرای آنان ازاهمیت برخورداراست ؟
2 - برداشت عرفانی ازآن که تفاوت میان قشری گری ومتمسک شدن به ظواهردین رابرای بهره های دنیایی برمی گزینند وآنانکه باعشق ومحبت گردمعشوق ازلی میچرخند وبه اودل بسته اند که شایدآن آیه راگردپیاله یعنی دل عاشق است میتوان ذکرالهی دانست که برای سالکان راه همیشه ودرهمه حال مطرح است وفراموش ناشدنی چراکه الابذکرالله تطمئن القلوب

1399/02/18 11:05
s.Ali

کلمه ی "مدام"، نام دیگه ای برای جام شرابه. در اون زمان به جام، مدام هم میگفتن.
مثلا اگه میخواستی بگی کسی جام در دست داره و شراب مینوشه. میتونستی بگی مدام در دستشه.

1399/03/08 08:06
محمد mohammadbarzegar۱۳۵۰@yahoo.com

قرآن کریم که دارای کلمات مهین آن را بگویند آن را مردم گاهکاهی می خوانند.
اما دورادور پیاله یک آیه (می) وجود دارد که همه جا آن را می خوانند.
موضوع قیاس قرآن با پیاله نیست.
بلکه موضوع غفلت ما از باطن قران است.

1399/05/12 00:08
مرتضی

با درود به دوستان و راستان
به نظر من منظور شاعر در این دو مصرع جان کلام را تجلی داده و آن این است که " جام و پیاله و شراب مظهر برانگیختگی و شور و شعر وسرور و تحیر است و منظرگاه زندگی آنچه هست نه قبل تولد است نه بعد مرگ ،زندگیست یا همه ی شورها وعشق ها وسرورها و پویایی و گذر ومنظر ،و این بیشتر در پیاله وشراب عینیت دارد تا در کتاب ،چرا که کتاب افکار ودمباله رویست اما،پیاله وشراب ،گرداگرد ناب ".

1399/06/02 12:09
ساسان شیخی

با سلام برای تعیین ان ایتی که گرد پیاله است ان است که هنگام زدن دو پیاله به هم برای هم ودیگران ارزوی سلامتی میکنندوهمان لفظ بسلامتی کلمه پنهان است ومدام خواندن ان همان سلام است که هرروز به هم میگوییم

1399/06/10 06:09
علی

اصلا خیام هیچ وقت درگیر عرفان نشده.همون طور که هیچ وقت شراب نخورده،یا اگه خورده به اندازه ای بوده که به وقارش آسیب نزنه.خیام می خواد اینجا بگه ما گهگاهی به علوم الهی نظر میکنیم اما بیشتر زندگیمونو به انجام کار های مادی اختصاص دادیم.پس چطور ممکنه اکثر مردم از راه خارج شده باشن و احتمالا برن جهنم؟مگر اینکه یا متشرعین راهو اشتباه نشونمون دادن یا شاید به دروغ وعده بهشت و جهنم دادن که در هر صورت تکلیف مشخصه.
در ضمن برای بزرگ جلوه دادن مکتبتون از راه عقل و منطق وارد شید،نه اینکه اونو به شناخته شده ترین شاعر تاریخ ایران در جهان(خیام)بچسبونین.
《هر وقت دچار مشکلی میشم به خیام پناه میبرم.ولادیمیر پوتین》

1399/06/13 22:09
گویان

خب ظاهرا کسی منظور خیام از آیه مقیم در
گرد پیاله را نمیداند
من هم نمیدانم
خیام هم نمیداند
برای او هم سوال است که بر گرد پیاله
مگر چه آیتی است که از مهین کلامتان
بیشتر درخواست میکنند

1399/06/13 23:09
nabavar

گرامی گویان
شاید آیه ی گرد پیاله همان باشد که خیام گفته:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با لاله رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

1399/07/15 11:10
محمد علی

درود بر دوستان .
با تکیه بر یقین منظور شاعر از ابیاتی مشابه نافرمانی مدنی در جامعه ای بوده که تعصب و پیروی کورکورانه از عقاید وجود داشته ، مسئله ای که امروزه هم در اکثر جوامع هست متاسفانه و بدون شک خودِ شاعر هم از آسب های می خوارگی آگاهی داشته ولی قصد و هدف فقط مخالفت با متعصبین و کسایی که فرعیت و شرعیت رو بر اصل مهرورزی و احترام متقابل جایگزین کرده بوده اند است .
امیدوارم دوستان در کنار این که نظرات و نقدشون رو وارد میکنند احترام به همدیگه رو فراموش نکنن .
سپاس از سایت گنجور بابت نشر شعر زیبای فارسی و شاعران آگاه و دوست داشتنی

1399/07/18 11:10
امان

All are gorgeous

1399/08/17 18:11
محمد نادری

سلام خدمت همه دوستان عزیز.
نظری دارم مثل بقیه دوست داران ادبیات فارسی.
وقتی چند بار رباعیات خیام رو بدون تعصب میخونی متوجه میشی
« می » نسخه حکیم خیام به مخاطبانشانش جهت تسکین دردها و تحمل ناملایمات دنیاست.
برای من مهم نیست خیام باده نوش بوده یا نه اما از ذهن حکیمانه حضرت خیام خیلی دور هستش که بخواد به دوست دارانش بگه در هر شرایطی که سختی یا کجی دنیا به شما رو آورد «می» به معنی آب انگور سربکش !!!!
خیلی بعید و دور هستش این طرز تفکر و این بیت هم شامل میشه
و بدون نگاه به کل دیوان امکان تفسیر این بیت به تنهایی امکان پذیر نیست.

1399/08/18 23:11
پویان

چشمه جوشد اشک را زمزمه از بغذ گلوی
کوثر که دست به دست خاک ز چشمه سارش
ابترش عقیم سامان ست رم آلود خامش خوی
جهد دار پایم دشمنم هنوز هم چو تیغ بنم بش

1399/08/20 02:11
خود خیام

من

1399/09/13 10:12
حسین

ظاهرا خیام در این شعر، حکمتی بس عظیم میگوید در عین حالی که قران را مدح میکند، ابتدا باید دید منظور او از پیاله چیست؟ خودش در شعر دیگرش میگوید:
جـسـم اسـت پـیاله و شرابش جان است
و بنابر این کاملا واضح است که مقصودش از گرد پیاله، فضای ناخوداگاه هر فرد است که هر کسی را احاطه کرده است و ممکن نیست از او بیرون رود و عالم فردی اوست، میگوید در عین حالی که قرآن، کلام بزرگی است اما خلاصه گاهی میخوانند و گاهی نمیخوانند، اما روح و روان هر شخص، قبه خضراء اوست که دائما گرد جسم او را گرفته، و به هر طرف نگاه کند دائما دارد او را میخواند.

1399/10/23 15:12
علی شاهنوشی

سلام به شما دوستان متفکر
واقعا جای تحسین و ستایش برای خیام وجود داره که با 2 بیت شعری که سروده تعداد زیادی رو به فکر و اندیشه وا داشته.
اگر اجازه بدید منم نظرم رو بیان کنم:
خیام بیشتر از هر شاعر دیگری در ایران مرموز تر و مبهم تر است
دوستانی که فلسفه خوانده اند متوجه منظورم می‌شوند. مانند نیچه
اما چیزی که حائز اهمیت است این است که خیام ما را به فکر می اندازد
حتما آن داستان مولوی را شنیده اید که فیلی در تاریکی بود و هر کس آن را لمس می‌کرد یک برداشت می‌کرد. خیام هم در این رباعی فوق العاده ما را به تفکر در مورد ارزش نفس قرآن و شراب وا داشته است. هر کس می‌تواند برداشت مورد نظرش را بکند و اجباری هم نیست و حتی افرادی که به گونه ای متعصب هم هستند یک شک یا جرق در ذهنشان بوجود می آید.
نتیجه ای که من به عنوان برادر کوچکتر شما ها به آن رسیده ام این است که بدون توجه و نام شاعر و نویسنده یا شهرت آن، گفته و اندیشه ی او را مورد بررسی قرار داد. حتی اگر امام یا پیامبری باشد
ممنون از همه شده عزیزان

1399/10/04 03:01
شهره

بادرودواحترام به نظرات دوستان. قرآن کتاب اختصاصی مسلمانان است وشایداغلب توسط مسلمانان خوانده شود وبرای دورانی محدود.ولی پیاله می منظور پیامی جهانی که دربرگیرنده همه مردم هست، بدورازتعصب وقومیت همیشه طالب دارد.

1399/12/27 19:02
ایزد

بنظر من در اینجا ما یک کنایه خیلی خیلی قوی داریم.بهتر است مدام دائم معنا شود.و منظور خیام از این که ایه ای که در دور جام شراب است اینه که ما اونقدر مشغول شراب خواری و الواطی هستیم که آیه دور جام را دائم میبینیمو آن را میخوانیم اما آیاتی که در قران امده است و ان را کتابی بزرگ میدانند، از خواندن در قرآن خودداری میکنیم.و مفهوم کلی آن الواطی و غرق در دنیا بودن است.
عجب کنایه ی زیبایی بود

1400/10/23 06:12
احسان

تعابیر زیادی که در حاشیه این رباعی آمده خود بیانگر هدف خیام می باشد، گفتگو. و آنچه گفتگو را مانع می شود تقدس است. چه کتاب باشد و چه غذا. و خیامی که من می شناسم نمی تواند هیچ تقدسی را تحمل کند، چه ایده ای خاص و چه مزه ای خاص.

1400/11/26 20:01
رند رندها

اصلا چه فایده داره قرآن خواندن (چه مهین چه عادی) وقتی نمی‌فهمیم چی مگه و چی میخوانی؟ درست مثل یک طوطی که نمی‌فهمه چی میگه؛ فقط میگه. حتی ترجمه فارسی قرآن هم بی‌معنی ست.

1400/11/03 12:02
حبیب شاکر

سلام دوست عزیز رند رندها

اینکه شما متوجه نمی شوی دلیل بر بی معنی بودن نیست.شما زبان روس و فرانسه را هم متوجه نمی شوی درحالیکه بهترین کتابهای ادبیات کلاسیک و...بااین زبان نوشته اند.پس اگر چیزی را نمی فهمیم ایراد از ماست و باید برویم یاد بگیریم

توخود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل.ارادت

1400/11/03 13:02
رضا از کرمان

سلام بر دوستان 

فکر کنم با این همه حاشیه نویسی بر این رباعی خود خیام رو هم پشیمون کردیم 

قدیم که مثل حالا لیوان یکبار مصرف وآبسردکن نبود  یک سری پیاله بود وافرادی که سقا بودن وتو کوچه وخیابون به مردم آب میدادن اونم بصورت اشتراکی   توی مجالس هم به همین صورت بود  حتی خود من هم این پیاله ها رو دیده بودم  وحتی آب هم ازشون خوردم  الان هم قطعا به شکل عتیقه حتما موجودن  تا ۳۰ سال پیش هم توی اتوبوس های مسافربری هم شاگرد ماشین با یک پارچ و لیوان پلاستیکی از سر ماشین تا ته ماشین آب پخش میکرد حالا بگذرییم  دور این پیاله ها یا جام های آبخوری فلزی یا سفالی معمولا آیاتی از قرآن حک میکردن وهرکی هم آب میخورد حالا شاید شیعیان به امام حسین سلام میداد ویزید رو لعنت میکرد  بعد از همه این حرفها سوال بنده از شما حاشیه نویسان عزیز اینه کاری به تفکرات خیام یا سایر سروده های ایشون نیست  منظور همین رباعیه مد نظره، این شراب رو کی اولین بار از این رباعی استخراج کرده که این همه بحث داریم  میکنیم درباره اون که شراب رو باقرآن مقایسه کرده یا سایر نظرات مطرح شده در حواشی بالا

اصلا خیام اسمی از شراب اورده مگه پیاله فقط برای خوردن شرابه یعنی نمیشه باهاش آب خورد من خودم بخدا دیدم دوستان ترکمن چای را هم در پیاله میخورن که اتفاقا خیلی هم باحاله آقا ول کنید ترا بخدا این حرفهای بی نتیجه رو

1400/11/03 15:02
حبیب شاکر

آن کعبه که هم حرام و هم معمور است

گاهی بخدا قریب و اغلب دور است!

اما دل بشکسته اگر گشت حریم

آنجاست که دائما خدا منظور است

تشکرمیشود اگر نظر بدهید

1400/11/14 23:02
S J

معنای بعید:
قرآن مهین کلام که آن را گهگاه میخوانند، شرح حال نشانه های هستی (پیاله) است که مردمان همواره با آن سروکار دارند.
در اینجا پیاله به گردونه هستی برگردان شده.

البته مسلما با فلسفه ظاهری رباعیات خیام بسیار تفاوت داره !!! :))

1401/02/19 15:05
Sia Nor

دوست عزیز ، دوستان عزیز شما هر جوری دوست داری و دارید میتونی و میتونید تفسیر کنی و کنید، نه ایرادی هست نه حرفی این حق شما و همه هست ، من اون گوشه ها هر جور دلم بخواد تفسیر میکنم ، هرجور حالم خوبه برداشت میکنم نه به کسی کار دارم نه کسی به من کار داشته باشه . اصلا من اشتباه میکنم اصلا خیام اشتباه کرده ، دوست داشته اشتباه کنه منم دوست دارم اشتباه کنم خب شما دوست نداری اشتباه کنی ،هرکی هرطور حالش خوب میشه برداشت کنه خوبی ادبیات فارسی هم همینه، یکی حالش خوبه بگه پیاله ینی فلان و فلان یکی هم حالش خوبه بگه پیاله ینی پیاله شراب، البته با توجه به موقعیت خیام........ منظور از شما شمای نوعی هستش البته 

1400/12/18 01:03
بابک رفعت

با اینکه قرآن که بالاترین کلام است، گاه گاهی خوانده می شود و همیشه ذکر مردم نیست. اما حس وجود خدا در قلب انسان همواره به شکل پابرجا وجود دارد.

1401/03/28 12:05
کامران هیچ

عزیزان خیام هیچ دینی نداشته

انسان هیچ گرایی بوده 

حتی اجازه ندادن تا در قبرستان مسلمانان دفن بشه چرا بزور خیام رو وصل میکنید به عرفان و قرآن ،،بعد از ۱۰۰۰سال باز از دست شما آسوده نیست 

1402/04/10 04:07
یاسین مشایخی

کی گفته خیام هیچ دینی نداشته؟ پس رساله‌های معروفی مثل «الکون و تکلیف، فی‌الوجود و..» اینها چی میگن؟ بارها خیام در همین رساله‌های به تمجید از پیامبر اسلام پرداخته. چیزی که ما از اون مطمئن نیستیم همین رباعیات منسوب به خیام است که سه قرن بعد از مرگش یکهو پیدا شدند.

1401/05/25 07:07
Shukrullah Maqsoodi

قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر دوام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا مدام خوانند آن را

معنی بعضی کلمات:

قرآن: کلام مقدس الهی است که به واسطه جبریل امین به حضرت محمد صلی الله علیه و سلم نازل شده ام روزه اولین کتاب مقدس مسلمان که لفظ آن را حفظ و در نماز ها میخوانند و بر آن تعمیل می نمایند قران نامیده میشود در میان عرفا و ادبا توضیحات زیاد دارد از جمله میتوان به ابیات مولوی و حافظ رحمت الله علیها اشاره نمود. مولوی تا قیامت میکند قرآن ندا ای گروه جهل را گشته فدا تو ز قرآن باز خوان تفسیر بیت گفت ایزد ما رمیت اذ رمیت معنی قران ز قرآن پرس و بس وز کسی کاتش زده است در هوس حافظ ندیدم بهتر از شعر تو حافظ به قران که اندر سینه داری

مهین: بزرگ، بزرگتر و مقابل کهین

کلام: سخن و قول و یا به عبارت دیگر چیزی در ذهن است که مخاطب را میتوان به وسیله آن تفهم نمود.

گه: مخفف گاه گاه: وقت زمان

دوام: پایداری، همیشگی، پایندگی

گرد: ماحول، اطراف، دور و بر

پیاله: ظرف یا کاسه خورد که در آن مشروبات نوشیده شود.

آیت: نشانه، علامه

مقیم: پا برجای، یا آنکه در جای آرام کند و در آرامش

دوام ورزد.

مدام: پیوسته ، همیشه مترادف دوام

معنی ابیات:

بیت اول : قرآن که آنرا بهترین و برترین و بزرگترین کلام ها میخوانند اما گاهی لفظ آن را تلاوت میکنند و گاهی هم وقفه در قرائت آن می آورند و چون نظر به مهین کلام بودنش تفاسیر زیاد در کلمه کلمه آن وجود دارد.

بیت دوم: در دور و بر پیاله نشانه است ثابت که در همه جا آن نشانه با مشروب یا شی که در داخل آن است یک شی نمایان میگردد و آن را به همان اسم میخوانند

شرح رباعی شماره (۳) خیام:

قرآن که بهترین و مهمترین کلام مقدس بوده که همیشه دلنشین است صاحبان قران  آیه آیه با اصوات زیبا طور وقفه ای میخواند و دیگران گوش فرا میدهند تا بر مفهوم و معنی آن  توجه کنند و تدبر در مفهوم و معنی آن، این است که اندک توقف می آید و عدم دوام صورت میگرد و اما اطراف پیاله از اینکه ظرف شیشه ای بوده هرآنچه در داخل اش باشد منظر چشمه همه بوده بناء همه حاضرین مجلس نام او را میبرند و ذهنا و عینا مشاهده میکنند و نه وقفه ای در مشاهده آن وجود دارد و نه هم تدبر کار است تا آن را تفسیر و بیان نمایند.

والله اعلم بیشتر از این حضرت خیام اگر خود حیان میبودند توجه می فرمودند.

1401/06/12 22:09
mehrdad parsafar

دوستان اگر توانستید این چند کلمه رو معنی کنید

مهین کلام

آیت

مقیم

 

فقط این چند کلمه، خیلی واضح درخواست کردم

من تمام نظراتو خواندم که واقعا چرند محض بود، به جز این کامنت یکی به آخر آقای مقصودی 

 

لطفا اگر چیزی بلد نیستید، بیخودی صفحه پر نکنید، بخدا هم چشمم درد گرفت هم اینترنتم مصرف شد

اگر هم میخواید بجنگید برید یه چت روم پیدا کنید به هم فحش بدید

ممنون

1401/10/04 07:01
تمیم حنفی

با درود 

پیام خیام خیلی واضع و روشت است 

در بیت اول می‌گویید که قرآن که مسلمانان میهم کلام میدانند و تمام کردار خوده میخواهند مطابق قرآن بسازند و می‌گویند که قرآن در مورد تمام امور زندگی صحبت کرده اما گاه گاه میخوانند و گاه گاه نه 

در بیت بعدی می‌فرماید که در نورد جام شراب و پیاله یک آیت نازل شده که حرام است و مسلمانان فقط همین آیه را بار بار میخوانند و فقط به همین اکتفا کردند که شراب حرام است و تمام مسایل دیگر را ترک کردند.

1402/01/24 14:03
رضا ش

احتمالا منظور از بیت دوم همون ماندورلا باشد که اقای کار گوستاو یونگ هم در موردش چیزهایی گفته از این قرار که وقتی خوداگاه و ناخودآگاه رو مثل دو دایره جداگانه در نظر بگیرید و وقتی قسمتی از این دایره ها روی هم قرار بگیرند یک بخش میانی بوجود میاید که حاصل برخورد هر دو دایره میباشد چون دهان باز مثل دایره هست و همچنین دهان پیاله که وقتی از ان بخواهید بنوشید لب بالایی ادم و لب پایین پیاله بر هم منطبق میشن و تشکیل ماندورلا  رو میدن.

برای اطلاع بیشتر در مورد ماندورلا کتاب  «سایه» در مورد شناخت نیمه تاریک روان، تحلیل عمقی شخصیت با استفاده از نظریه یونگ، اثر دکتر رابرت جانسون را میتوانید مطالعه کنید. با سپاس

1402/03/04 23:06
محمد محقق

مشخصا شعر داره تیکه میندازه. میگه قرآن رو که انقدر (به ظاهر) قشنگ میخونن گهگاهی میرن سراغش. ولی گویا پیاله آیتی داره که همیشه و همه‌جا می‌طلبنش...

1403/02/21 08:04
علیرضا

سلام، اکتفا به تلاوت قرآن و معرفت الله رو در کنار هم قیاس کردند در این دو بیت، در پاسخی به حاشیه اول این بیت توضیحات اجمالی دادم.

1402/04/22 15:07
محمد مهدی محمدی

مادر پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم     ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما 

1402/06/31 14:08
رسول ناصری زاده

سلام

اشاره شاعر به اسلام ظاهری مردم است ( قرآن را رها کرده ) و پایبندی اهل ساغر به آیه «سلام» است ( که با هر پیاله ذکر سلام را جاری می سازند )

1403/01/07 06:04
ابراهیم زبیری

سلام

فقط به موضوع مستی و شراب اشاره ای می کنم؛ در واقع مستی در عرفان به معنی بی خودی هست، یعنی خودی نداره، منی نداره یعنی من سوای حق نیست اینگونه نیست که منی باشه و حق باشه بلکه هرچه هست حقه و من و تو و او و آن، همه تعینات و شکل های او هستند که هیچ ثباتی ندارند و قائم به هیچ ذاتی نیستند  فقط می آیند و می روند، یعنی از عدم می آیند و به عدم می روند... پس مستی یعنی کنار زدن من وهمی ، وهم برای اینکه هیچ منی وجود نداره که کنار زده بشه، بلکه همین وهمه که باید زدوده بشه.

البته در مستی های معمول هم بیخودی اتفاق میوفته برای لحظاتی ولی مستی که خیام و دیگر شاعران عارف اشاره دارند یعنی حق است و بس ،آنها هرگز خودی ندارند..

1403/03/08 19:06
علی مهدوی تبار

با سلام  اینجا شاعر می گوید که سر معرفت  و شناخت بطون قران کریم  فقط از طریق خود حضرت حق  برای انسان  اشکار می شود  نه اینکه شما  بتوانید خودتان  از قران چیزی بفهمید  اینجا منظور از پیاله  یعنی  شراب عنایت خدا که بر معرفت  و علم شما افزوده  و موجب ذوق  و شادی و محبت  بیشتر شما به حضرت حق می گردد

1403/03/08 19:06
علی مهدوی تبار

وبه عبارت دیگر می گوید که اگر  تو به ان سر الهی واقف شوی از قران  توسط  حضرت حق 

هروقت که این سر را بخوانی همانا تمام قران را خوانده و فهمیده ای 

1403/04/19 11:07
شعیب صبّار

وزن عروضی را اشتباه اعلام نکردید؟

 

1403/12/08 03:03
reza morovat

درود ، بر همه آشکار است که خیام از دین و کفر عبور کرده است

(می‌خوردن و شادبودن، آیینِ من است

فارغ‌بودن ز کفر و دین، دینِ من است)

پس شمایی که هنوز درگیر تعصبات هستین نمیتوانین دریافت درستی از این شعر داشته باشین و در گیر این مطلب هستین که چرا قران را در کنار پیاله و می اورده.

خیام حضور خدا رو جایی که شادی هست حس میکنه نه در مسجد و مصیبت خوانی ، وقتی نور الهی بر دل تو میتابه شیدا و سرخوشی و هر لحضه نفس کشیدنت به یاد خدایی و باهاش عشق میکنی.ای بسا مقصود و رسیدن به مرتبه بالا همین هست . اگه فقط هنگام نماز و قران خواندن در پی خدا باشی گه گاه خدا رو یاد میکنی چون تمام لحضه ها نمیتونی این کارو کنی.