شمارهٔ ۶
بگوئید ای رفیقان ساربان را
که امشب باز دارد کاروان را
چو گل بیرون شد از بستان چه حاصل
ز غلغل بلبل فریاد خوان را
اگر زین پیش جان می پروریدم
کنون بدرود خواهم کرد جان را
بدارای ساربان محمل که از دور
ببینم آن مه نامهربان را
دمی بر چشمه ی چشمم فرود آی
کنون فرصت شمار آب روان را
گر آن جان جهان را باز بینم
فدای او کنم جان و جهان را
چو تیر ار زانک بیرون شد ز شستم
نهم پی بر پی آن ابرو کمان را
شکر بر خویشتن خندد آن ماه
بشکر خنده بگشاید دهان را
چو روی دوستان باغست و بستان
بروی دوستان بین بوستان را
چو می دانی که دوران را بقا نیست
غنیمت دان حضور دوستان را
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بگوئید ای رفیقان ساربان را
که امشب باز دارد کاروان را
هوش مصنوعی: به دوستان بگویید که از راننده خواهش کنند امشب اجازه ندهد کاروان حرکت کند.
چو گل بیرون شد از بستان چه حاصل
ز غلغل بلبل فریاد خوان را
هوش مصنوعی: وقتی که گل از باغ بیرون میرود، چه فایدهای دارد که بلبل به فریاد و عواطف خود بپردازد؟
اگر زین پیش جان می پروریدم
کنون بدرود خواهم کرد جان را
هوش مصنوعی: اگر تا کنون به پرورش و نگهداری جان اهتمام میورزیدم، اکنون میخواهم با جان خود وداع کنم.
بدارای ساربان محمل که از دور
ببینم آن مه نامهربان را
هوش مصنوعی: به خاطر داشتن سبد فراهم کن که از دور بتوانم آن معشوق بیوفا را ببینم.
دمی بر چشمه ی چشمم فرود آی
کنون فرصت شمار آب روان را
هوش مصنوعی: لحظهای بر چشمهی چشمانم فرود بیا، اکنون زمان مناسبی است تا از آب گوارا بهرهمند شوی.
گر آن جان جهان را باز بینم
فدای او کنم جان و جهان را
هوش مصنوعی: اگر امکان دیدن جان جهان برایم فراهم شود، جان و تمام هستیام را فدای او خواهم کرد.
چو تیر ار زانک بیرون شد ز شستم
نهم پی بر پی آن ابرو کمان را
هوش مصنوعی: وقتی که تیر از کمان جدا میشود، من نیز به دنبال آن ابرو که شبیه کمان است میروم.
شکر بر خویشتن خندد آن ماه
بشکر خنده بگشاید دهان را
هوش مصنوعی: ماه زیبا با لبخندش خود را تحسین میکند و این لبخندش باعث میشود که دهانش باز شود و زیباییاش را بیشتر نمایان کند.
چو روی دوستان باغست و بستان
بروی دوستان بین بوستان را
هوش مصنوعی: زمانی که روی دوستان را میبینی، انگار در باغ و بستانی هستی. وقتی به دوستانت نگاه میکنی، زیباییهای این باغ را متوجه میشوی.
چو می دانی که دوران را بقا نیست
غنیمت دان حضور دوستان را
هوش مصنوعی: وقتی میدانی که هیچ چیزی در این دنیا پایدار نیست، پس لحظههای حضور دوستانت را ارزشمند بدان و از آنها بهرهمند شو.