گنجور

شمارهٔ ۴۵

ز کفر زلفت ایمان می توان یافت
ز لعلت آب حیوان می توان یافت
قدت را رشک طوبی می توان گفت
رخت را باغ رضوان می توان یافت
نقشت صورت جان می توان بست
ز لعلت جوهر جان می توان یافت
بگاه جلوه برطرف گلستان
ترا سرو خرامان می توان یافت
در آن مجمع که خلوتگاه خوبیست
ترا شمع شبستان می توان یافت
بزیر سایه ی زلف سیاهت
بشب خورشید رخشان می توان یافت
ز زلفت گرچه کافر می توان شد
ز عکس رویت ایمان می توان یافت
بهر موئی از آن زلف پریشان
دل جمعی پریشان می توان یافت
از آن با درد می سازم که دل را
هم از درد تو درمان می توان یافت
برو خواجو صبوری کن که از صبر
دوای درد هجران می توان یافت

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ز کفر زلفت ایمان می توان یافت
ز لعلت آب حیوان می توان یافت
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت زلف تو می‌توان به ایمان و اعتقاد رسید، و از رنگین بودن لب‌هایت می‌توان به زندگی جاودانی دست یافت.
قدت را رشک طوبی می توان گفت
رخت را باغ رضوان می توان یافت
هوش مصنوعی: قد و قامت تو آن‌قدر زیباست که می‌توان به آن درختان بهشتی طوبی غبطه خورد و زیبایی چهره‌ات آن‌چنان خوش‌رنگ و دل‌انگیز است که بهشت را به یاد می‌آورد.
نقشت صورت جان می توان بست
ز لعلت جوهر جان می توان یافت
هوش مصنوعی: می‌توان صورت جان را با نقش تو ترسیم کرد و از خمیر لعل تو، جوهر روح را به دست آورد.
بگاه جلوه برطرف گلستان
ترا سرو خرامان می توان یافت
هوش مصنوعی: در زمانی که زیبایی و جلوه‌های گلستان تو نمایان می‌شود، می‌توان درختان سرو را در حال رقص و ناز مشاهده کرد.
در آن مجمع که خلوتگاه خوبیست
ترا شمع شبستان می توان یافت
هوش مصنوعی: در آن جمعی که مکان مناسبی برای خوبی‌هاست، تو را می‌توان چون شمعی در شبستان یافت.
بزیر سایه ی زلف سیاهت
بشب خورشید رخشان می توان یافت
هوش مصنوعی: در زیر سایه‌ی موهای سیاه تو، می‌توان در شب، تابش درخشان خورشید را دید.
ز زلفت گرچه کافر می توان شد
ز عکس رویت ایمان می توان یافت
هوش مصنوعی: اگرچه زلف تو می‌تواند باعث کفر شود، اما تصویر روی تو می‌تواند ایمان به ارمغان بیاورد.
بهر موئی از آن زلف پریشان
دل جمعی پریشان می توان یافت
هوش مصنوعی: از هر یک تار موی آن زلف آشفته، می‌توان دل‌های بسیاری را آشفته یافت.
از آن با درد می سازم که دل را
هم از درد تو درمان می توان یافت
هوش مصنوعی: من از دردی که دارم، به زندگی ادامه می‌دهم، چرا که امید دارم که از درد تو نیز راه درمانی پیدا شود.
برو خواجو صبوری کن که از صبر
دوای درد هجران می توان یافت
هوش مصنوعی: به خواجو بگو که صبر پیشه کن، چرا که با صبوری می‌توان دارویی برای درد جدایی پیدا کرد.