گنجور

شمارهٔ ۴

دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا
که نماندست کنون طاقت بیداد مرا
راز من جمله فرو خواند بر دشمن و دوست
اشک ازین واسطه از چشم بیفتاد مرا
هرگز از روز جوانی نشدم یکدم شاد
مادر دهر ندانم بچه می زاد مرا
دامنم دجله ی بغداد شد از حسرت آن
که نسیمی رسد از جانب بغداد مرا
آنک یک لحظه فراموش نگشت از یادم
ظاهر آنست که هرگز نکند یاد مرا
من نه آنم که ز کویش بجفا برگردم
گر براند ز در آن حور پریزاد مرا
این خیالست که وصل تو بما پردازد
هم خیالت کند از چنگ غم آزاد مرا
گر بگوشت نرسد صبحدمی فریادم
که رسد در شب هجران تو فریاد مرا
بر سر کوی تو چون خواجو اگر خاک شوم
بنسیم تو مگر زنده کند باد مرا

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا
که نماندست کنون طاقت بیداد مرا
هوش مصنوعی: در این موقعیتی که برای من پیش آمده است، شما کمک کنید، زیرا دیگر به تنهایی تحمل این سختی‌ها را ندارم.
راز من جمله فرو خواند بر دشمن و دوست
اشک ازین واسطه از چشم بیفتاد مرا
هوش مصنوعی: راز من را به صورت علنی برای دشمن و دوست بیان کرد و به‌خاطر این موضوع، اشک از چشمانم ریخت.
هرگز از روز جوانی نشدم یکدم شاد
مادر دهر ندانم بچه می زاد مرا
هوش مصنوعی: هرگز در دوران جوانی لحظه‌ای شاد نبودم و نمی‌دانم چرا مادر روزگار برای من فرزندی به دنیا آورد.
دامنم دجله ی بغداد شد از حسرت آن
که نسیمی رسد از جانب بغداد مرا
هوش مصنوعی: دست من به دجله بغداد آغشته شده است، به خاطر آرزوی نسیمی که از سوی بغداد به من برسد.
آنک یک لحظه فراموش نگشت از یادم
ظاهر آنست که هرگز نکند یاد مرا
هوش مصنوعی: یک لحظه هم از یادم نرفت، اما آنچه در زندگی است هرگز مرا به خاطر نخواهد آورد.
من نه آنم که ز کویش بجفا برگردم
گر براند ز در آن حور پریزاد مرا
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که از کوی تو به خاطر بدی و نیرنگ برگردم، حتی اگر مرا از در آن بانوهای زیبا طرد کنی.
این خیالست که وصل تو بما پردازد
هم خیالت کند از چنگ غم آزاد مرا
هوش مصنوعی: این فکر و تصور است که به خاطر تو به ما آرامش می‌بخشد و هم خیال تو باعث می‌شود که از دست غم و اندوه رها شوم.
گر بگوشت نرسد صبحدمی فریادم
که رسد در شب هجران تو فریاد مرا
هوش مصنوعی: اگر به گوشت نرسد صدای فریاد من در صبح، در شب دوری تو، ناله‌ام به گوش تو می‌رسد.
بر سر کوی تو چون خواجو اگر خاک شوم
بنسیم تو مگر زنده کند باد مرا
هوش مصنوعی: اگر در مسیر تو، مانند خواجو، خاک شوم، تنها نسیم تو می‌تواند مرا زنده کند.