گنجور

شمارهٔ ۱۸۲

جان توجه بروی مهوش کرد
دل تمسّک بزلف دلکش کرد
مهر رویش که آب آتش برد
خاک بر دست آب و آتش کرد
آنک کارم چو طرّه بر هم زد
همچو زلفم چرا مشوش کرد
ابرویش تا چه شد که پیوسته
برمه و مشتری کمانکش کرد
هر خدنگی که غمزه اش بگشود
نسبتش دل بتیر آرش کرد
مردم دیده ام بخون جگر
صفحه ی چهره را منقّش کرد
روز خواجو بروی او خوش بود
خوش نبود آنک رفت و شب خوش کرد

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جان توجه بروی مهوش کرد
دل تمسّک بزلف دلکش کرد
هوش مصنوعی: وجودش با زیبایی‌هایش دل را به خود جلب کرده و دل به گرایش به موهای دلنشینش دل بسته است.
مهر رویش که آب آتش برد
خاک بر دست آب و آتش کرد
هوش مصنوعی: جاذبه و زیبایی چهره‌اش، مانند آبی است که می‌تواند آتش را خاموش کند، در حالی که خاک، همزمان در دست آب و آتش به وجود می‌آید.
آنک کارم چو طرّه بر هم زد
همچو زلفم چرا مشوش کرد
هوش مصنوعی: وقتی که کارم به هم ریخت، مانند موهای پریشانم شد؛ چرا باید باعث به هم ریختن احساسات و افکارم شود؟
ابرویش تا چه شد که پیوسته
برمه و مشتری کمانکش کرد
هوش مصنوعی: ابروی او به قدری زیبا و جذاب است که دائما در برابر زیبایی‌های دیگر، مانند برمه و مشتری، خود را می‌نمایاند و آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
هر خدنگی که غمزه اش بگشود
نسبتش دل بتیر آرش کرد
هوش مصنوعی: هر تیر که از چشمان او پرتاب می‌شود، دل را به یاد آرش می‌اندازد.
مردم دیده ام بخون جگر
صفحه ی چهره را منقّش کرد
هوش مصنوعی: مردمی را دیده‌ام که با درد و رنج زیاد، نقش و نگاری بر چهره‌شان ایجاد کرده‌اند.
روز خواجو بروی او خوش بود
خوش نبود آنک رفت و شب خوش کرد
هوش مصنوعی: روزهایی که خواجو به دیدن او می‌رفت، بسیار شیرین و خوشایند بود، اما حالا که او رفته است، شب‌ها نیز دیگر خوشایند نیستند.