گنجور

شمارهٔ ۱۸۱

کسی را از تو کامی بر نیاید
که این از دست عامی برنیاید
بنا کام از لبت برداشتم دل
که از لعل تو کامی برنیاید
برون از عارض و زلف سیاهت
بشب صبحی ز شامی برنیاید
بیار آن می که در خمخانه باقیست
که کار ما بجامی برنیاید
بترک نیک نامی کن که در عشق
نکو نامی بنامی برنیاید
حدیث سوز عشق از پختگان پرس
که دو دل ز خامی برنیاید
چو نون قامتم در مکتب عشق
ز نوک خامه لامی برنیاید
بسوز ناله ی زارم ز عشّاق
نوای زیر و بامی برنیاید
چه سروست آنکه بر بامست لیکن
سهی سروی ببامی برنیاید
برو خواجو که وصل پادشاهی
ز دست هر غلامی برنیاید

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کسی را از تو کامی بر نیاید
که این از دست عامی برنیاید
هوش مصنوعی: هیچ‌کس نمی‌تواند از تو بهره‌ایی ببرد، زیرا این کار فراتر از توان افراد عادی است.
بنا کام از لبت برداشتم دل
که از لعل تو کامی برنیاید
هوش مصنوعی: من از لبان تو بهره‌ای بردم، اما دل من از زیبایی‌ات هیچ نخواهد یافت.
برون از عارض و زلف سیاهت
بشب صبحی ز شامی برنیاید
هوش مصنوعی: بیرون از چهره و موهای سیاهت، صبحی روشن از شبانه‌ها به وجود نمی‌آید.
بیار آن می که در خمخانه باقیست
که کار ما بجامی برنیاید
هوش مصنوعی: می‌خواهم آن نوشیدنی را بیاوری که در میخانه باقی مانده است، زیرا ما از جامی که در دست داریم کاری نمی‌توانیم بکنیم.
بترک نیک نامی کن که در عشق
نکو نامی بنامی برنیاید
هوش مصنوعی: برای اینکه در عشق، نام نیک و شهرت خوبی به دست آوری، تلاش کن که به خوبی رفتار کنی و از نیک نامی خود حفاظت کنی؛ زیرا بدون این ویژگی‌ها، دستیابی به شهرت خوب ممکن نیست.
حدیث سوز عشق از پختگان پرس
که دو دل ز خامی برنیاید
هوش مصنوعی: حرف‌های عاشقانه و عمیق را از کسانی بپرس که تجربه و پختگی دارند؛ زیرا عشق واقعی از دل‌های ناپخته و خام برنمی‌آید.
چو نون قامتم در مکتب عشق
ز نوک خامه لامی برنیاید
هوش مصنوعی: وقتی که عشق را در زندگی خود تجربه می‌کنم، احساس می‌کنم که نوشتن یا بیان کردن این احساسات با کلمات برایم ممکن نیست.
بسوز ناله ی زارم ز عشّاق
نوای زیر و بامی برنیاید
هوش مصنوعی: عشق عمیق من آن‌قدر دردناک است که حتی صدای ناله‌ام در زیر سقف هم جایی برای شنیده شدن ندارد.
چه سروست آنکه بر بامست لیکن
سهی سروی ببامی برنیاید
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و لطافت شخصی اشاره شده که اگرچه بسیار زیبا و دل‌فریب است، اما هیچ‌گاه قادر به رسیدن به بلندی‌ها و مقام‌های عالی نیست. این بیان به نوعی به محدودیت‌ها و موانع اشاره دارد، حتی اگر یک فرد از لحاظ ظاهری جذاب و برجسته باشد.
برو خواجو که وصل پادشاهی
ز دست هر غلامی برنیاید
هوش مصنوعی: برو به خواجو، زیرا وصل شدن به پادشاهی از توان هر بنده‌ای خارج است.