گنجور

شمارهٔ ۱۶۰

این چه نامه ست که از کشور یار آوردند
وین چه نافه ست که از سوی تتار آوردند
مژده ی یوسف گمگشته بکنعان بردند
خبر یار سفر کرده بیار آوردند
دوستانرا زغم دوست امان بخشیدند
بوستانرا گل صد برگ ببار آوردند
بیدل غمزده را مژده ی دلبر دادند
بلبل دلشده را بوی بهار آوردند
نسخه ئی از پی تعویذ دل سوختگان
از سواد خط آن لاله عذار آوردند
نوش داروئی از آن لب که روان زنده ازوست
بمن خسته مجروح نزار آوردند
از خم سلسله ی طرّه لیلی تابی
از برای دل مجنون فگار آوردند
بزم شوریده دلانرا ز پی نقل صبوح
شکری از لب شیرین نگار آوردند
می فروشان عقیق لب او خواجو را
قدحی می ز پی دفع خمار آوردند

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

این چه نامه ست که از کشور یار آوردند
وین چه نافه ست که از سوی تتار آوردند
هوش مصنوعی: این چه نوشته‌ای است که از سرزمین محبوبم آورده‌اند و این چه بویی است که از سوی سرزمین دشمن رسیده است؟
مژده ی یوسف گمگشته بکنعان بردند
خبر یار سفر کرده بیار آوردند
هوش مصنوعی: خبر خوشی درباره یوسف گم‌شده به کنعان رسید و خبر از بازگشت یار سیر کرده را آوردند.
دوستانرا زغم دوست امان بخشیدند
بوستانرا گل صد برگ ببار آوردند
هوش مصنوعی: دوستان از درد و غم دوری دوست نجات پیدا کردند و باغی پر از گل‌های زیبا و خوشبو به وجود آمد.
بیدل غمزده را مژده ی دلبر دادند
بلبل دلشده را بوی بهار آوردند
هوش مصنوعی: بیدل غمزده را خبر خوشی از معشوق دادند و بلبل شاداب را عطر بهار هدیه آوردند.
نسخه ئی از پی تعویذ دل سوختگان
از سواد خط آن لاله عذار آوردند
هوش مصنوعی: نسخه‌ای از زخم دل عاشقان به همراه نوشته‌ای که روی گلبرگ‌های آن لاله وجود دارد، آوردند.
نوش داروئی از آن لب که روان زنده ازوست
بمن خسته مجروح نزار آوردند
هوش مصنوعی: دارویی از آن لب شیرین و زنده برای من که در زحمت و رنج هستم، آوردند.
از خم سلسله ی طرّه لیلی تابی
از برای دل مجنون فگار آوردند
هوش مصنوعی: برخی از زیبایی‌های لیلی، به ویژه از طریق موهایش، چنان جاذبه‌ای دارند که کار قلب مجنون را سخت کرده‌اند و او را به وجد آورده‌اند.
بزم شوریده دلانرا ز پی نقل صبوح
شکری از لب شیرین نگار آوردند
هوش مصنوعی: در مجلس عاشقان، به دنبال داستانی از صبحانه، شکر از لب معشوق شیرین‌زبان آوردند.
می فروشان عقیق لب او خواجو را
قدحی می ز پی دفع خمار آوردند
هوش مصنوعی: می فروشان، جامی از عقیق به لب‌های خواجو تقدیم کردند تا او با نوشیدنی خود از حالت خمار خارج شود.