گنجور

شمارهٔ ۱۵۸

دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
عیش ما هر جا که یار آنجا بُود آنجا بُود
هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذرّه یی
در گداز آید چو موم ار فی المثل خارا بود
سنبلت زانرو ببالا سر فرود آورده است
تا چو بالای تو دایم کار او بالا بود
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
تنگ چشمانرا نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بُود
از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی
یار زیبا گر وفاداری کند زیبا بُود
حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب
ناردان فرمود از آن لب گفت کان صفرا بُود

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
عیش ما هر جا که یار آنجا بُود آنجا بُود
هوش مصنوعی: دیگران ممکن است در بیابان خوش بگذرانند، اما شادی و لذت ما هر کجا که محبوبمان باشد، همان‌جا است.
هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذرّه یی
در گداز آید چو موم ار فی المثل خارا بود
هوش مصنوعی: هر دلی که از عشق آن مه زیبا پر شود، مانند موم در گرما ذوب می‌شود، حتی اگر سنگ باشد.
سنبلت زانرو ببالا سر فرود آورده است
تا چو بالای تو دایم کار او بالا بود
هوش مصنوعی: گل سنبل که بر روی توست، سرش را به پایین آورده تا همیشه به تو نزدیک باشد و از این نزدیکی بهره‌مند شود.
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
هوش مصنوعی: در یک سال، شبی هست به نام یلدا، اما هیچ‌کس نشان نمی‌دهد که ماهی نیز دو شب یلدا دارد.
تنگ چشمانرا نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بُود
هوش مصنوعی: کسانی که از زیبایی بی‌نصیب هستند، نمی‌توانند زیبایی را درک کنند. کسی که نابینا است، نمی‌تواند ارزش یک گوهر گرانبها را بفهمد.
از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی
یار زیبا گر وفاداری کند زیبا بُود
هوش مصنوعی: هر چیزی که از خوبرویان به دست آید، خوب خواهد بود. اما اگر یار زیبایی به وفاداری بپردازد، زیبایی او بیشتر نمایان می‌شود.
حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب
ناردان فرمود از آن لب گفت کان صفرا بُود
هوش مصنوعی: حالت و حال زرد روی خواجو را به پزشک نشان دادم. او گفت: این نشانه‌ای از وجود صفرا در بدن است.