شمارهٔ ۲۹۰
خوشا وقتی که از بستانسرائی
بر آید نغمه ی دستانسرائی
بده ی ساقی که صوفی را درین راه
نباشد بی می صافی صفائی
اگر زر می زنی در ملک معنی
به از مستی نیابی کیمیائی
سحاب از بی حیائی بین که هر دم
کند با دیده ی ما ماجرائی
چه باشد گر ز عشرتگاه سلطان
بدرویشی رسد بانگ نوائی
درین آرامگه چندانک بینم
نبینم بیریائی بوریائی
وگر خود نافه ی مشک تتارست
نیابم اصل او را بی خطائی
سریر کیقباد و تاج کسری
نیرزد گرد نعلین گدائی
اگر خواهی که خود را بر سر آری
بباید زد بسختی دست و پائی
درین وادی فرو رفتند بسیار
که نشنیدند آواز درائی
ندارم چشم در دریای اندوه
که گیرد دست خواجو آشنائی
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوشا وقتی که از بستانسرائی
بر آید نغمه ی دستانسرائی
هوش مصنوعی: خوشا زمانی که از باغی صدای نغمهای زیبا و دلنواز به گوش برسد.
بده ی ساقی که صوفی را درین راه
نباشد بی می صافی صفائی
هوش مصنوعی: به من جامی بده، زیرا در این مسیر روحانی، نبودن شراب خالص برای عارفان هیچ زیبایی ندارد.
اگر زر می زنی در ملک معنی
به از مستی نیابی کیمیائی
هوش مصنوعی: اگر در سرزمین معنوی به جستجوی ارزشها و حقایق بپردازی، به مراتب بهتر از آن است که به شیفتگی و شوق گذرا دل ببندی.
سحاب از بی حیائی بین که هر دم
کند با دیده ی ما ماجرائی
هوش مصنوعی: باران از روی بیحیاییاش هر لحظه داستانی را برای چشمان ما نقل میکند.
چه باشد گر ز عشرتگاه سلطان
بدرویشی رسد بانگ نوائی
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر صدای خوشی از محفل لذت و خوشی سلطان به گوش درویش برسد؟
درین آرامگه چندانک بینم
نبینم بیریائی بوریائی
هوش مصنوعی: در این مکان آرام، هر چه میبینم، نمیتوانم بیپرده و خالص ببینم.
وگر خود نافه ی مشک تتارست
نیابم اصل او را بی خطائی
هوش مصنوعی: اگر خودم نتوانم ریشه و اصل مشک را پیدا کنم، پس از آن نباید انتظار بیعیب و نقص بودن را داشته باشم.
سریر کیقباد و تاج کسری
نیرزد گرد نعلین گدائی
هوش مصنوعی: پادشاهی و ثروت بزرگانی مثل کیقباد و کسری هم ارزش بیشتری از گرد نعلین یک گدا ندارد.
اگر خواهی که خود را بر سر آری
بباید زد بسختی دست و پائی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی موفق شوی و خودت را در زندگی به نمایش بگذاری، باید با تمام وجود و سختی تلاش کنی و از هیچ زحمتی دریغ نکنی.
درین وادی فرو رفتند بسیار
که نشنیدند آواز درائی
هوش مصنوعی: در این مکان، بسیاری به عمق فرو رفتند و هیچکدام صدای زنگ را نشنیدند.
ندارم چشم در دریای اندوه
که گیرد دست خواجو آشنائی
هوش مصنوعی: من در دریای غم، چشمی ندارم که بتواند دست دوستی خواجو را بگیرد.

خواجوی کرمانی