شمارهٔ ۲۸۳
زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنّابی
مرا دریاب و آب چشم خون افشان که دُریابی
تو گوئی لعبت چشمم برون خواهد شد از خانه
که بر نیل و نمک پوشد قبای موج سیمابی
اگر عنّاب دفع خون کند از روی خاصیت
کنارم از چه رو گردد ز خون دیده عنّابی
ز شوق سیب سیمینت سرشکم بر رخ چون زر
بدان ماند که در آبان نشنید ژاله بر آبی
چرا هر لحظه چون طاوس در بوم دگر گردی
چرا هر روز چون خورشید بر بامی دگر تابی
ترا ای نرگس دلبر چو عین فتنه می بینم
چگونه فتنه بیدارست و چون بختم تو در خوابی
تو نیز ای ابر آب خویشتن ریزی اگر هردم
دم از گوهر زنی با چشم دُر بارم ز بی آبی
برو خواجو که تا هستی نباشی خالی از مستی
اگر پیوسته چون چشم بتان در طاق محرابی
بگردان جام و در چرخ آر سرمستان مهوش را
که جز بر خون هشیاران نگردد چرخ دولابی
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنّابی
مرا دریاب و آب چشم خون افشان که دُریابی
هوش مصنوعی: ای کاش اشک من به خاطر شوق لبت، که به مانند دانههای انگور قرمز است، تو را متوجه حال مرا کند. مرا دریاب و به اشکهای خونین من توجه کن تا بتوانی حال من را درک کنی.
تو گوئی لعبت چشمم برون خواهد شد از خانه
که بر نیل و نمک پوشد قبای موج سیمابی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد دلبری چشمانم به زودی از خانه خارج خواهد شد، چنان که بر روی نهر نیل و نمک، پیراهنی از جنس موجهای نقرهای خواهد پوشید.
اگر عنّاب دفع خون کند از روی خاصیت
کنارم از چه رو گردد ز خون دیده عنّابی
هوش مصنوعی: اگر عناب برای دفع خون خاصیت دارد، چرا از چشمهای عنابیام خون برود؟
ز شوق سیب سیمینت سرشکم بر رخ چون زر
بدان ماند که در آبان نشنید ژاله بر آبی
هوش مصنوعی: از شادی و عشق به سیب نقرهایات، اشکم بر صورت چون طلاست. این اشک، شبیه به قطرات بارانی است که در آبان بر روی آب نمیافتد.
چرا هر لحظه چون طاوس در بوم دگر گردی
چرا هر روز چون خورشید بر بامی دگر تابی
هوش مصنوعی: چرا هر لحظه مانند طاووس زیباییهای خود را در جایی دیگر به نمایش میگذاری؟ و چرا هر روز مانند خورشید، در مکانی دیگر روشنایی میافشانی؟
ترا ای نرگس دلبر چو عین فتنه می بینم
چگونه فتنه بیدارست و چون بختم تو در خوابی
هوش مصنوعی: ای نرگس دلبر، وقتی تو را میبینم، به یاد فتنه و آشوب میافتم. چطور میتوانم بخوابم در حالی که حوادث و دگرگونیها در اطراف من در حال وقوع است و تو در خواب آرامی؟
تو نیز ای ابر آب خویشتن ریزی اگر هردم
دم از گوهر زنی با چشم دُر بارم ز بی آبی
هوش مصنوعی: ای ابر، اگر تو هر بار از گوهرت سخن بگویی، باید از خود آب بریزی، تا من با چشمانم همچون مروارید، از تشنگی نجات یابم.
برو خواجو که تا هستی نباشی خالی از مستی
اگر پیوسته چون چشم بتان در طاق محرابی
هوش مصنوعی: برو به خواجو، زیرا تا زمانی که هستی، باید از خوشی و شادابی خالی نباشی. اگر همیشه مثل چشم بتها در کعبهای میدرخشی.
بگردان جام و در چرخ آر سرمستان مهوش را
که جز بر خون هشیاران نگردد چرخ دولابی
هوش مصنوعی: شراب را بچرخان و سرspin محبوبان مست را در گردش بیاور، زیرا چرخ عمر و زمان فقط بر خون آنها که هوشیارند نمیچرخد.
حاشیه ها
1396/08/02 09:11
هوشنگ همدانی
منظور شاهر از آبی در بیت - بدان ماند که در آبان نشیند ژاله بر آبی- میوه به است که زرد رنگ و در ماه آبان فصل برداشت آن است

خواجوی کرمانی