گنجور

شمارهٔ ۲۸۲

ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
وی چشمه ی کوثر ز لب لعل تو آبی
شبهاست که از حسرت روی تو نیاید
در دیده ی بیدار من دلشده خوابی
مرغ دلم افتاد بدام سر زلفت
مانند تذروی که بود صید عقابی
مردم همه گویند که خورشید برآمد
گر برفکنی در شب تاریک نقابی
گر کارم از آن سرو خرامنده کنی راست
دریاب که بالاتر از این نیست ثوابی
هر روز کشی بر من دلسوخته کینی
هر لحظه کنی با من بیچاره عتابی
در میکده گردیده مرا دست نگیرد
کس نشنود از همنفسان بوی کبابی
برخوان غمت تا نزنم آه جگر سوز
بر کف ننهد هیچکسم جام شرابی
هم مردم چشمست که از روی ترّحم
بر رخ زندم دمبدم از دیده گلابی
در نرگس عاشق کش میگون نظری کن
تا بنگری از هر طرفی مست و خرابی
فریاد که آن ماه مغنی دل خواجو
از چنگ برون برد بآواز ربابی

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابی
وی چشمه ی کوثر ز لب لعل تو آبی
هوش مصنوعی: ای بهشت زیبای بهشت از کوی تو گشوده است و چشمه‌ی کوثر از لب زیبای تو سرازیر می‌شود.
شبهاست که از حسرت روی تو نیاید
در دیده ی بیدار من دلشده خوابی
هوش مصنوعی: در شب‌ها، چشمان بیدار من به خاطر آرزوی دیدن چهره‌ات خواب را به خود راه نمی‌دهد.
مرغ دلم افتاد بدام سر زلفت
مانند تذروی که بود صید عقابی
هوش مصنوعی: دل من مانند پرنده‌ای است که به دام موهای تو افتاده است، مانند تذرو (پرنده‌ای کوچک) که در دام عقابی گرفتار شده است.
مردم همه گویند که خورشید برآمد
گر برفکنی در شب تاریک نقابی
هوش مصنوعی: همه مردم می‌گویند که خورشید طلوع کرده است، اگر تو در شب تاریک، نقاب (پوششی) برداری و برفکنی.
گر کارم از آن سرو خرامنده کنی راست
دریاب که بالاتر از این نیست ثوابی
هوش مصنوعی: اگر تو با ناز و زیبایی خود مرا مجذوب کنی، بدان که این کار، پاداشی فراتر از این ندارد.
هر روز کشی بر من دلسوخته کینی
هر لحظه کنی با من بیچاره عتابی
هوش مصنوعی: هر روز تو بر من که دلم از عشق سوخته، کینه می‌ورزی و هر لحظه هم با من که بیچاره‌ام، سخنان تند و سرزنش‌آمیز می‌گویی.
در میکده گردیده مرا دست نگیرد
کس نشنود از همنفسان بوی کبابی
هوش مصنوعی: در محل می‌خواری، هیچ‌کس به من کمک نمی‌کند و از هم‌سخنانم نیز بوی کباب به مشام نمی‌رسد.
برخوان غمت تا نزنم آه جگر سوز
بر کف ننهد هیچکسم جام شرابی
هوش مصنوعی: بیا برای غمت بخوانم، تا وقتی که آهی جان‌سوز از دلم نکشم، هیچ‌کس جام شرابی به زمین نمی‌گذارد.
هم مردم چشمست که از روی ترّحم
بر رخ زندم دمبدم از دیده گلابی
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که مردم به خاطر دلسوزی و رحم، بر چهره‌ام می‌نگرند و من هم مدام اشک می‌ریزم که به گلابی تشبیه شده است. به نوعی احساسات عمیق و درد درونی را به تصویر می‌کشد.
در نرگس عاشق کش میگون نظری کن
تا بنگری از هر طرفی مست و خرابی
هوش مصنوعی: به زیبایی های عاطفی و جذابیت های عشق نگاه کن، تا ببینی که چگونه از هر طرف احساس سرخوشی و نابودی وجود دارد.
فریاد که آن ماه مغنی دل خواجو
از چنگ برون برد بآواز ربابی
هوش مصنوعی: آه که آن ماه خوش‌صدا، دل خواجو را با نغمه‌ای از رباب از چنگ خودش آزاد کرد.

حاشیه ها

1400/01/27 11:03
محمد

سلام و ادب .
تذور اشتباه است . تذرو درست است