گنجور

شمارهٔ ۲۷۸

نه عهد کرده‌ای آخر که قصد ما نکنی
چرا جفا کنی و عهد را وفا نکنی؟
چو آگهی که نداریم جز لبت کامی
روا بود که ز لب کام ما روا نکنی؟
ز ما نیامده جرمی، خدا روا دارد
که کینه ورزی و اندیشه از خدا نکنی؟
منِ غریب که گشتم ز خویش بیگانه
چه حالت است که با خویشم آشنا نکنی؟
مرا چو از همه عالم نظر بجانب توست
نظر بسوی منِ خسته‌دل چرا نکنی؟
کنون که کُشتی و بر خاکِ راهم افکندی
بود که بر سر خاکم چنین رها نکنی
تو را که آگهی از حال دردمندان نیست
مُعیّن است که درد مرا دوا نکنی
اگر چنانک سر صلح و دوستی داری
چرا نیایی و با دوستان صفا نکنی؟
چو آبِ دیده ز سر بَرگذشت خواجو را
چه خیزد ار بِنِشینی و ماجرا نکنی؟

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نه عهد کرده‌ای آخر که قصد ما نکنی
چرا جفا کنی و عهد را وفا نکنی؟
هوش مصنوعی: چرا به قولی که داده‌ای پایبند نیستی و به ما آسیب می‌زنی؟ آیا نمی‌دانی که نباید به این آسانی عهد و پیمان را بشکنی؟
چو آگهی که نداریم جز لبت کامی
روا بود که ز لب کام ما روا نکنی؟
هوش مصنوعی: وقتی می‌دانم که جز لب تو هیچ چیز دیگری ندارم، آیا درست است که تو از لبان من بهره‌وری نداشته باشی؟
ز ما نیامده جرمی، خدا روا دارد
که کینه ورزی و اندیشه از خدا نکنی؟
هوش مصنوعی: اگر از ما خطایی سر نزده، پس چرا خداوند اجازه می‌دهد که تو کینه ورزی کنی و به او بدگمان باشی؟
منِ غریب که گشتم ز خویش بیگانه
چه حالت است که با خویشم آشنا نکنی؟
هوش مصنوعی: من که دور از خودم شده‌ام و به نوعی غریب هستم، چه حسی دارد که تو نمی‌خواهی مرا با خودم آشنا کنی؟
مرا چو از همه عالم نظر بجانب توست
نظر بسوی منِ خسته‌دل چرا نکنی؟
هوش مصنوعی: چرا به من که دلbroken هستم، توجه نمی‌کنی وقتی که همه‌ی دنیا در نظرم به سوی توست؟
کنون که کُشتی و بر خاکِ راهم افکندی
بود که بر سر خاکم چنین رها نکنی
هوش مصنوعی: حالا که تو مرا کشتی و بر زمین رها کردی، باید بگویی که چرا بر خاک من این‌گونه بی‌رحمانه عمل کردی؟
تو را که آگهی از حال دردمندان نیست
مُعیّن است که درد مرا دوا نکنی
هوش مصنوعی: تو که از وضعیت کسانی که دچار درد و رنج هستند بی‌اطلاع هستی، مشخص است که نمی‌توانی به من در درمان دردهایم کمک کنی.
اگر چنانک سر صلح و دوستی داری
چرا نیایی و با دوستان صفا نکنی؟
هوش مصنوعی: اگر واقعاً قصد دوستی و صلح داری، چرا به دوستانت نمی‌پیوندی و با آن‌ها خوب و صاف و صادق رفتار نمی‌کنی؟
چو آبِ دیده ز سر بَرگذشت خواجو را
چه خیزد ار بِنِشینی و ماجرا نکنی؟
هوش مصنوعی: وقتی اشک از چشمانت بریزد، خواجو چه فایده‌ای دارد اگر بی‌حرکت بنشینی و هیچ اقدام یا واکنشی نشان ندهی؟