گنجور

شمارهٔ ۲۷۲

مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
وز جام باده کام دل بیقرار جوی
اکنون که بانگ بلبل مست از چمن بخاست
با دوستان نشین و می خوشگوار جوی
گر وصل یار سرو قدت دست می دهد
چون سرو خوش برآی و لب جویبار جوی
فصل بهار باده ی گلبوی لاله گون
در پای گل ز دست بتی گلعذار جوی
از باغ پرس قصّه بتخانه ی بهار
و انفاس عیسوی ز نسیم بهار جوی
ای دل مجوی نافه ی مشک ختا ولیک
در ناف شب دو سلسله ی مشکبار جوی
خود را ز نیستی چو کمر در میان مبین
یا از میان موی میانان کنار جوی
خواهی که در جهان بزنی کوس خسروی
در باز ملک کسری و مهرنگار جوی
بعد از هزار سال که خاکم شود غبار
بوی وفا ز خاک من خاکسار جوی
هر دم که بیتو بر لب سرچشمه بگذرم
گردد روان ز چشمه ی چشمم هزار جوی
خواجو اگر چنانک در این ره شود هلاک
خونش ز چشم جادوی خونخوار یار جوی

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
وز جام باده کام دل بیقرار جوی
هوش مصنوعی: از نگاه زیبای محبوب می‌خواهم که حال خوشی پیدا کنم و با نوشیدن شراب، خواسته‌ها و آرزوهایم را برآورده سازم.
اکنون که بانگ بلبل مست از چمن بخاست
با دوستان نشین و می خوشگوار جوی
هوش مصنوعی: حال که صدای خوش پرنده‌ای شاداب از باغ به گوش می‌رسد، با دوستان خود بنشین و از نوشیدنی خوش لذت ببر.
گر وصل یار سرو قدت دست می دهد
چون سرو خوش برآی و لب جویبار جوی
هوش مصنوعی: اگر دیدار معشوقتنا به تو روی می‌آورد، مانند سرو خوش‌چهره و زیبا رفتار کن و همچون آب زلال در کنار جوی به آرامی و زیبایی ظاهر شو.
فصل بهار باده ی گلبوی لاله گون
در پای گل ز دست بتی گلعذار جوی
هوش مصنوعی: در فصل بهار، نوشیدنی خوشمزه‌ای مانند شراب گلی و خوشبو در کنار گل‌ها به خاطر زیبایی و دلربایی دلخواهی ارائه می‌شود.
از باغ پرس قصّه بتخانه ی بهار
و انفاس عیسوی ز نسیم بهار جوی
هوش مصنوعی: از باغ بپرس که چگونه داستان معبود بهار و نفس‌های عیسی در نسیم بهار جاری است.
ای دل مجوی نافه ی مشک ختا ولیک
در ناف شب دو سلسله ی مشکبار جوی
هوش مصنوعی: ای دل، به دنبال عطر مشک ختا نرو، اما در دل شب، دو رشته ی معطر را در جوی آب پیدا کن.
خود را ز نیستی چو کمر در میان مبین
یا از میان موی میانان کنار جوی
هوش مصنوعی: خودت را از نیستی مانند کمر در وسط نگیر، یا از میان موهای بافتن کمر به کنار آب نگاه نکن.
خواهی که در جهان بزنی کوس خسروی
در باز ملک کسری و مهرنگار جوی
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی در دنیا به مقام و قدرتی بزرگ دست یابی، باید در پی دستیابی به محبت و زیبایی‌هایی باشی که همانند سیمرغ در دل‌ها می‌درخشند و تو را به عالی‌ترین مراتب می‌رسانند.
بعد از هزار سال که خاکم شود غبار
بوی وفا ز خاک من خاکسار جوی
هوش مصنوعی: بعد از گذشت هزار سال که بدنم به خاک تبدیل شود، بوی وفا و صداقت از خاک من به مشام خواهد رسید.
هر دم که بیتو بر لب سرچشمه بگذرم
گردد روان ز چشمه ی چشمم هزار جوی
هوش مصنوعی: هر بار که از کنار تو می‌گذرم، چشمانم پر از اشک می‌شود و انگار هزار جوی آب از آن سرازیر می‌شود.
خواجو اگر چنانک در این ره شود هلاک
خونش ز چشم جادوی خونخوار یار جوی
هوش مصنوعی: اگر خواجو در این مسیر جان خود را از دست بدهد، خون او از چشمان یار ستمگر و جادوگرش جاری خواهد شد.