شمارهٔ ۲۶۰
ای سنبل تازه دسته بسته
وافکنده بر آب دسته دسته
خط تو بنفشه ئی نباتی
قدّ تو صنوبری خجسته
آن هندوی پر دل تو در چین
بس قلب دلاوران شکسته
در دیده ی من خیال قدّت
چون سرو ز طرف چشمه رسته
پیش دهن شکر فشانت
بی مغز بود حدیث پسته
چون زلف تو در کشاکش افتاد
شد رشته ی جان ما گسسته
دریاب که بازکی دهد دست
صیدی که بود ز قید جسته
برخیز و چراغ صبگاهی
زاه سحرم نگر نشسته
خواجو دل خسته را بزنجیر
در جعد مسلسل تو بسته
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای سنبل تازه دسته بسته
وافکنده بر آب دسته دسته
هوش مصنوعی: ای سنبل تازهای که در دستههای خود بر آب میافشانی و زیبایی خود را به نمایش میگذاری.
خط تو بنفشه ئی نباتی
قدّ تو صنوبری خجسته
هوش مصنوعی: خط زیبای تو مانند بنفشهای است که به شکل گیاهی درآمده و قامت تو همچون درخت صنوبر است که زیبا و خوشبخت است.
آن هندوی پر دل تو در چین
بس قلب دلاوران شکسته
هوش مصنوعی: آن هندی دلیر تو در چین، دل مردان شجاع را میشکند.
در دیده ی من خیال قدّت
چون سرو ز طرف چشمه رسته
هوش مصنوعی: در چشمان من تصویر زیبایی تو همچون درخت سرو است که از کنار چشمه میروید.
پیش دهن شکر فشانت
بی مغز بود حدیث پسته
هوش مصنوعی: حرف زدن و صحبت کردن در مورد پسته، وقتی که دهن شیرین شکر وجود دارد، بیفایده و بیمعنی است.
چون زلف تو در کشاکش افتاد
شد رشته ی جان ما گسسته
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای تو در هم پیچید و به هم tangled شد، انگار که رشتهی وجود ما بریده شده است.
دریاب که بازکی دهد دست
صیدی که بود ز قید جسته
هوش مصنوعی: توجه کن که نباید فرصت را از دست بدهی، زیرا ممکن است روزی دیگر نتوانی از این قید و بندها رهایی یابی.
برخیز و چراغ صبگاهی
زاه سحرم نگر نشسته
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شو و صبح زود، نگاهی به نور سحرگاهی که بر افق نشسته بینداز.
خواجو دل خسته را بزنجیر
در جعد مسلسل تو بسته
هوش مصنوعی: دل خسته و ناتوان من به زنجیر زیباییهای تو بسته شده است.

خواجوی کرمانی