گنجور

شمارهٔ ۲۵۱

نفحه ی گلشن عشق از نفس ما بشنو
وز صبا نکهت آن زلف سمن سا بشنو
خبر درد فراق از دل یعقوب بپرس
شرح زیبائی یوسف ز زلیخا بشنو
همچنان ناله فرهاد بهنگام صدا
چون بکهسار شوی از دل خارا بشنو
حال وامق که پریشان تر از او ممکن نیست
از سر زلف پراکنده ی عذرا بشنو
اگر از باد صبا وصف عروسان چمن
نکند باورت از بلبل گویا بشنو
چون ختائی بچگان بزم صبوح آرایند
بوی مشک ختن از ساغر صهبا بشنو
هر نفس کز خط مشکین تو رانم سخنی
از لبم رایحه ی عنبر سارا بشنو
روز و شب چون نروی از دل تنگم بیرون
از سویدای دلم قصه سودا بشنو
چون حدیث از لب جانبخش تو گوید خواجو
از دمش نکهت انفاس مسیحا بشنو

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نفحه ی گلشن عشق از نفس ما بشنو
وز صبا نکهت آن زلف سمن سا بشنو
هوش مصنوعی: از نفس ما عطر و بوی عشق را بشنو و از نسیم، عطر و لطافت زلف گیسوی شمع را بشنوی.
خبر درد فراق از دل یعقوب بپرس
شرح زیبائی یوسف ز زلیخا بشنو
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی درد فراق را درک کنی، به دل یعقوب مراجعه کن؛ و اگر می‌خواهی زیبایی یوسف را بشنوی، از زلیخا بپرس.
همچنان ناله فرهاد بهنگام صدا
چون بکهسار شوی از دل خارا بشنو
هوش مصنوعی: هر زمان که در دل سنگی احساس غم و درد کنی، صدای ناله فرهاد را بشنو، که در دل این سنگ‌ها روایتگر عشق و رنج است.
حال وامق که پریشان تر از او ممکن نیست
از سر زلف پراکنده ی عذرا بشنو
هوش مصنوعی: حال وامق به قدری آشفته و گیج است که هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه او پریشان شود. این حالت ناشی از در هم ریختگی و زیبایی زلف‌های عذراست.
اگر از باد صبا وصف عروسان چمن
نکند باورت از بلبل گویا بشنو
هوش مصنوعی: اگر باد صبا توصیف زیبایی‌های گل‌ها و عروس‌های چمن را برایت نکند، از بلبل بشنو و به سخنان او ایمان بیاور.
چون ختائی بچگان بزم صبوح آرایند
بوی مشک ختن از ساغر صهبا بشنو
هوش مصنوعی: وقتی که بچه‌های ختن برای جشن صبحانه در حال شادمانی هستند، بوی خوش مشک ختن از می‌نوشی که در جام است به مشام می‌رسد.
هر نفس کز خط مشکین تو رانم سخنی
از لبم رایحه ی عنبر سارا بشنو
هوش مصنوعی: هر بار که از لب‌های تو کلمه‌ای برمی‌آید، بوی خوشی مانند عطر عنبر به مشام می‌رسد.
روز و شب چون نروی از دل تنگم بیرون
از سویدای دلم قصه سودا بشنو
هوش مصنوعی: هر روز و هر شب، زمانی که تو از دل نگرانم دور نمی‌شوی، از عمق وجودم داستان عشق و دل‌تنگی‌ام را بشنو.
چون حدیث از لب جانبخش تو گوید خواجو
از دمش نکهت انفاس مسیحا بشنو
هوش مصنوعی: وقتی که تو با لطافت و مهربانی خود سخن می‌گویی، من از صحبت‌های تو عطر و نفس‌های تازه‌ای همچون نفس‌های مسیحا می‌شنوم.