گنجور

شمارهٔ ۲۵۰

ای چراغ دیده ی جان روی تو
حلقه ی سودای دل گیسوی تو
صد شکن بر زنگبار انداخته
سنبل زنگی وش هندوی تو
مهره با هاروت بابل باخته
نرگس افسونگر جادوی تو
شیر گیران پلنگ پیلتن
صید روبه بازی آهوی تو
طره ات نعلم بر آتش تافتست
زان شدم شوریده دور از روی تو
شادی آن هندوی میمون که او
می تواند گشت همزانوی تو
از پریشان حالی و آشفتگی
درگمانم این منم یا موی تو
هر که را با می پرستان سرخوشست
خوش بود پیوسته چون ابروی تو
از سرشکم پای در گل می رود
ورنه بیرون رفتمی از کوی تو
آنک دل در بند یکتائیت بست
کی گشادی یابد از پهلوی تو
ز ابرویش خواجو به یک پی گوشه گیر
کان کمان بیشست از بازوی تو

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای چراغ دیده ی جان روی تو
حلقه ی سودای دل گیسوی تو
هوش مصنوعی: ای نور چشمان من، زیبایی تو چون حلقه‌ای از آرزوهای دل، همچون گیسوی تو در ذهنم نقش بسته است.
صد شکن بر زنگبار انداخته
سنبل زنگی وش هندوی تو
هوش مصنوعی: صدها زنجیر بر گردن زنگی‌ها انداخته‌اند تا سنبل و گل‌های زیبا را به سرزمین تو ببرند.
مهره با هاروت بابل باخته
نرگس افسونگر جادوی تو
هوش مصنوعی: مهره بازی را با هاروت در بابل باخته‌ام، و نرگس افسونگر، جادوی تو را به دل دارم.
شیر گیران پلنگ پیلتن
صید روبه بازی آهوی تو
هوش مصنوعی: شیرانی که به شکار می‌روند و پلنگی که در پی شکار است، به ملاحظه‌ای در حال تلاش برای به دام انداختن آهو یا موجودی زیبا و شیطنت‌آمیز هستند. این تصویر نشان‌دهنده‌ زیبایی و جاذبه‌ خاصی است که توجه شکارچیان را جلب می‌کند.
طره ات نعلم بر آتش تافتست
زان شدم شوریده دور از روی تو
هوش مصنوعی: زیبایی موهایت مانند شعله‌های آتش می‌درخشد و همین باعث شده که من از عشق تو دچار آشفتگی و سردرگمی بشوم.
شادی آن هندوی میمون که او
می تواند گشت همزانوی تو
هوش مصنوعی: شادی آن هندو که خوشحال است و می‌تواند با تو به گردش برود.
از پریشان حالی و آشفتگی
درگمانم این منم یا موی تو
هوش مصنوعی: در حالتی که ذهنم پراکنده و آشفته است، به نظر می‌رسد که من هستم یا شاید موی تو.
هر که را با می پرستان سرخوشست
خوش بود پیوسته چون ابروی تو
هوش مصنوعی: هر کسی که با می‌نوشان خوش باشد، همیشه در خوشی و شادی خواهد بود، همان‌طور که ابروی تو همیشه زیبا و دلرباست.
از سرشکم پای در گل می رود
ورنه بیرون رفتمی از کوی تو
هوش مصنوعی: اگرچه در اندوه و درد غمگین هستم و در این شرایط گرفتار شده‌ام، اما اگر این حال و روز نبود، مدت‌ها پیش از نزدیک تو دور شده بودم.
آنک دل در بند یکتائیت بست
کی گشادی یابد از پهلوی تو
هوش مصنوعی: دل در بند محبت توست، آیا می‌تواند از دست تو رها شود؟
ز ابرویش خواجو به یک پی گوشه گیر
کان کمان بیشست از بازوی تو
هوش مصنوعی: از ابروی خواجو، تنها با یک چشمانش که هر گوشه‌ای را می‌نگرد، نشان می‌دهد که کمان بیشتری در آن نهفته است تا در بازوی تو.

حاشیه ها

1396/06/19 09:09
آرما

بیت پنجم مصرع دوم، "می‌روم و «نمی‌رود» از سر من هوای تو" صحیح است.