گنجور

شمارهٔ ۲۴۵

وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
برگ صبوح ساز و قدح پر شراب کن
خورشید را ز برج صراحی طلوع ده
وانگه ز ماه نو طلب آفتاب کن
خاتون بکر مهوش آتش لباس را
از ابر آبگون زجاجی نقاب کن
آن آتش مذاب در آب فسرده ریز
و آن بسد گداخته در سیم ناب کن
لب را بلعل حل شده رنگ عقیق بخش
کف را بخون دیده ی ساغر خضاب کن
بهر صبوحیان سحر خیز شب نشین
از آتش جگر دل بریان کباب کن
شمع از جمال ماه پریچهر برفروز
قند از عقیق یار شکر لب در آب کن
ای رود پرده ساز که راه دلم زنی
بردار پرده از رخ و ساز رباب کن
خواجو ترا که گفت که در فصل نوبهار
از طرف باغ و باده ی ناب اجتناب کن

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
برگ صبوح ساز و قدح پر شراب کن
هوش مصنوعی: زمان صبح فرا رسیده است، پس به سمت مهمانی شب برو و به زودی شربت صبحگاهی را آماده کن و لیوان را پر از شراب کن.
خورشید را ز برج صراحی طلوع ده
وانگه ز ماه نو طلب آفتاب کن
هوش مصنوعی: خورشید را از لبه‌ی جام بلند کن و پس از آن از ماه نو بخواه تا نورش مانند آفتاب بدرخشد.
خاتون بکر مهوش آتش لباس را
از ابر آبگون زجاجی نقاب کن
هوش مصنوعی: زن زیبای بی‌نظیر، مانند آتش در دل، لباس خود را از ابر آبی زجاجی بپوشان.
آن آتش مذاب در آب فسرده ریز
و آن بسد گداخته در سیم ناب کن
هوش مصنوعی: آتش ذوب شده را در آب سرد بریز و آن سیل گداخته را در نقره خالص قرار بده.
لب را بلعل حل شده رنگ عقیق بخش
کف را بخون دیده ی ساغر خضاب کن
هوش مصنوعی: لب‌ها را به رنگ عقیق زینت بخش و با خون دیده‌ی شیشه‌ی می، دست‌ها را رنگین کن.
بهر صبوحیان سحر خیز شب نشین
از آتش جگر دل بریان کباب کن
هوش مصنوعی: برای صبح زود و کسانی که شب را بیدار مانده‌اند، دل سوزان را همانند کبابی از آتش داغ آماده کن.
شمع از جمال ماه پریچهر برفروز
قند از عقیق یار شکر لب در آب کن
هوش مصنوعی: شمعی که نورش ناشی از زیبایی چهره معشوق است، با زیبایی و درخشندگی‌اش روشنایی می‌بخشد. قند و عقیق که هر دو از زیبایی و شیرینی تعبیر شده‌اند، به نوعی نشان‌دهنده علاقه و عشق به محبوب هستند. در نهایت، به شیوه‌ای شاعرانه اشاره می‌شود که شیرینی این عشق را می‌توان در زندگی و احساسات خود حس کرد.
ای رود پرده ساز که راه دلم زنی
بردار پرده از رخ و ساز رباب کن
هوش مصنوعی: ای رودی که پرده‌ها را به هم می‌زنی و دل من را به حرکت درمی‌آوری، پرده را از چهره‌ات بردار و به نواختن ساز بپرداز.
خواجو ترا که گفت که در فصل نوبهار
از طرف باغ و باده ی ناب اجتناب کن
هوش مصنوعی: کسی به تو نگفته که در بهار، از بوی خوش گل‌ها و نوشیدنی‌های خالص و خوشمزه دوری کنی؟