گنجور

شمارهٔ ۲۴۳

بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
ولی با او چه شاید کرد جز خون جگر خوردن
قلم پوشیده می‌رانم که اسرارم نهان ماند
اگرچه آتش سوزان به نِی نتوان نهان کردن
مزن بلبل دم از نسرین که در خلوتگه رامین
چو ویس دلسِتان باشد نشاید نام گل بردن
مگو از دنیی و عقبی اگر در راه عشق آیی
که مکروهست با اصنام رو در کعبه آوردن
ورع یکسو نهد صوفی چو با مستان در آمیزد
بحکم آنک ممکن نیست پیش آتش افسردن
مرا از زندگانی چیست روی دلبران دیدن
حیات جاودانی چیست پیش دوستان بودن
اگر لیلی طمع بودش که حسنش جاودان ماند
دل مجروح مجنون را نمی بایستش آزردن
هواداران بسی هستند خورشید درخشان را
ولیکن ذره را زیبد طریق مهر پروردن
نگفتی بارها خواجو که سر در پایش اندازم
ادا کن گر سری داری که آن فرضیست بر گردن

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن
ولی با او چه شاید کرد جز خون جگر خوردن
هوش مصنوعی: این بیت به احساس درد و غم عاشقانه اشاره دارد. یعنی، باوجود زیبایی و جذابیت سر زلف معشوق، درد دل عاشق بسیار عمیق و طاقت‌فرساست و او نمی‌تواند کاری جز تحمل این درد انجام دهد. عاشق می‌داند که زیبایی معشوق هیچ کمکی به کاهش این درد نمی‌کند، و تنها باید با همین وضعیت کنار بیاید.
قلم پوشیده می‌رانم که اسرارم نهان ماند
اگرچه آتش سوزان به نِی نتوان نهان کردن
هوش مصنوعی: من با احتیاط نوشته‌هایم را می‌نویسم تا رازهایم پنهان بماند، هرچند که آتش سوزانی که درون من است، نمی‌تواند به خوبی پنهان بماند.
مزن بلبل دم از نسرین که در خلوتگه رامین
چو ویس دلسِتان باشد نشاید نام گل بردن
هوش مصنوعی: بلبل را وادار به سخن گفتن از نسرین مکن، زیرا در خفا، رامین به عشق ویس است و نمی‌توان نام گل را در چنین شرایطی آورد.
مگو از دنیی و عقبی اگر در راه عشق آیی
که مکروهست با اصنام رو در کعبه آوردن
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق قدم برداری، دیگر درباره دنیا و آخرت چیزهایی مگو، چون نمی‌توانی با خدایان دروغین به خانه کعبه بروی.
ورع یکسو نهد صوفی چو با مستان در آمیزد
بحکم آنک ممکن نیست پیش آتش افسردن
هوش مصنوعی: اگر پارسایی کنار رودخانه‌ای قرار بگیرد، همان‌طور که باد به باغ می‌وزد، نمی‌تواند جلوی آتش را بگیرد.
مرا از زندگانی چیست روی دلبران دیدن
حیات جاودانی چیست پیش دوستان بودن
هوش مصنوعی: زندگی من بدون دیدن چهره‌های دلبران چه معنایی دارد؟ وجود واقعی و ماندگار در زندگی، تنها در کنار دوستان و محبوبان حس می‌شود.
اگر لیلی طمع بودش که حسنش جاودان ماند
دل مجروح مجنون را نمی بایستش آزردن
هوش مصنوعی: اگر لیلی به دنبال این بود که زیبایی‌اش همیشه پایدار بماند، نباید دل مجروح مجنون را می‌آزرد.
هواداران بسی هستند خورشید درخشان را
ولیکن ذره را زیبد طریق مهر پروردن
هوش مصنوعی: بسیاری از انسان‌ها به خورشید درخشان و قدرتمند علاقه دارند، اما فقط افراد خاصی می‌توانند به محبت و پرورش یک ذره کوچک ارزش دهند.
نگفتی بارها خواجو که سر در پایش اندازم
ادا کن گر سری داری که آن فرضیست بر گردن
هوش مصنوعی: تو بارها به من نگفته‌ای که در پایش سر فرود آورم. اگر تو هم سری داری، این یک فرض و وظیفه‌ای است بر دوش تو.

حاشیه ها

1387/07/19 20:10

در بیت ششم -با توجه به قافیه و تا حدودی معنی- «پیش دوستان بودن» درست به نظر نمی‌رسد، شاید «پیش دوستان مردن» درست باشد. از دوستانی که به دیوان خواجو دسترسی دارند تقاضامندم درست این مصرع را به ما اطلاع دهند.