گنجور

شمارهٔ ۲۴۲

هر که شد با ساکنان عالم علوی قرین
گو بیا در عالم جان جان عالم را ببین
ایکه در کوی محبت دامن‌افشان می‌روی
آستین بر آسمان افشان و دامن بر زمین
چنگ در زنجیر گیسوی نگاری زن که هست
چینِ زلفش فارغ از تاب و خمِ ابرو ز چین
رَخت هستی از سر مستی بنه بر آستان
دست مستی از سر هستی مکش در آستین
بگذر از اندوه و شادی وز دو عالم غم مدار
یا چو شادی دلنشان شو یا چو اندُه دلنشین
می‌کِشد ابروی ترکان بر شهِ خاور کمان
می‌کند زلفِ بتان بر قلبِ جانبازان کمین
کافرم گر دین‌پرستی در حقیقت کفر نیست
کانک مومن باشد ایمانش کجا باشد به دین
گر کُشند از راه کینش ور کِشند از راه مهر
مهربان از مهر فارغ باشد و ایمن ز کین
حور و جنت بهر دینداران بود خواجو ولیک
جنتِ ما کوی خمارست و شاهد حور عین

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هر که شد با ساکنان عالم علوی قرین
گو بیا در عالم جان جان عالم را ببین
هوش مصنوعی: هر کسی که با ساکنان عالم بالا هم‌نشین شود، بیاید و در دنیای روح خود، جان عالم را مشاهده کند.
ایکه در کوی محبت دامن‌افشان می‌روی
آستین بر آسمان افشان و دامن بر زمین
هوش مصنوعی: ای کسی که در راه عشق و محبت با زیبایی و سرزندگی حرکت می‌کنی، دست‌هایت به سمت آسمان دراز است و دامن‌ات بر زمین می‌افتد.
چنگ در زنجیر گیسوی نگاری زن که هست
چینِ زلفش فارغ از تاب و خمِ ابرو ز چین
هوش مصنوعی: دستت را به موهای بافتنی و زیبا تو بزن که آن زلف‌هایش از تاب و خم ابروهایش بی‌خبر است.
رَخت هستی از سر مستی بنه بر آستان
دست مستی از سر هستی مکش در آستین
هوش مصنوعی: لباس وجودت را بر دامن مستی بیفکن و تجربه شادی را در آغوش بگیر. اما از دل مستی، آگاهی و واقعیت را جدا نکن تا به دامن تو نیفتد.
بگذر از اندوه و شادی وز دو عالم غم مدار
یا چو شادی دلنشان شو یا چو اندُه دلنشین
هوش مصنوعی: بهتر است که از غم و اندوه دنیا دوری کنی؛ یا با شادی و دلگرمی زندگی کن یا با اندوهی که دل را آرام کند.
می‌کِشد ابروی ترکان بر شهِ خاور کمان
می‌کند زلفِ بتان بر قلبِ جانبازان کمین
هوش مصنوعی: ابروهای زیبا و جذاب دختران ترک، مانند کمانی است که در دل مردان دلیر و عاشق تیر می‌زند و موهای زیبای معشوقه‌ها، در قلب این جانبازان، کمین می‌کند و اثر می‌گذارد.
کافرم گر دین‌پرستی در حقیقت کفر نیست
کانک مومن باشد ایمانش کجا باشد به دین
هوش مصنوعی: اگر من کافر باشم، اما در واقع پرستنده دین باشم، کفر واقعی نیست. زیرا اگر کسی مؤمن باشد، ایمان او کجا خواهد بود در این حالت؟
گر کُشند از راه کینش ور کِشند از راه مهر
مهربان از مهر فارغ باشد و ایمن ز کین
هوش مصنوعی: اگر دشمنان او را به قتل برسانند یا با مهر و محبت به او نزدیک شوند، او از محبت بی‌نیاز خواهد بود و از کینه در امان است.
حور و جنت بهر دینداران بود خواجو ولیک
جنتِ ما کوی خمارست و شاهد حور عین
هوش مصنوعی: بهشت و حور برای پرهیزگاران مهیا شده است، اما بهشت ما در کوچه‌ و پس‌کوچه‌های می‌کده و کنار محبوب است.