شمارهٔ ۲۴۱
سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
مهر را گرچه محالست بگل بنهفتن
مشکل آنست که احوال گدا با سلطان
نتوان گفتن و با غیر نباید گفتن
ای خوشا وقت گل و لاله بهنگام صبوح
در کشیدن مل گلگون و چوگل بشکفتن
شرط فرّاشی در دیر مغان دانی چیست
ره رندان خرابات بمژگان رفتن
هیچکس نیست که با چشم تو نتواند گفت
که چنین مست بمحراب نشاید خفتن
کیست کز هندوی زلف تو نجوید دل من
دزد را گرچه زدانش نبود آشفتن
کار خواجو بهوای لب دُر پاشش نیست
جز بالماس زبان گوهر معنی سفتن
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن
مهر را گرچه محالست بگل بنهفتن
هوش مصنوعی: صحبت از عشق را نمیتوان به هر کسی گفت، هرچند که ممکن است دشوار باشد که احساسات را مانند گل پنهان کرد.
مشکل آنست که احوال گدا با سلطان
نتوان گفتن و با غیر نباید گفتن
هوش مصنوعی: مسئله این است که نمیتوان حال و روز فقیر را با سلطان در میان گذاشت و همچنین نمیتوان آن را با دیگران در میان گذاشت.
ای خوشا وقت گل و لاله بهنگام صبوح
در کشیدن مل گلگون و چوگل بشکفتن
هوش مصنوعی: چه خوب است زمانی که گل و لاله در صبح شکوفا میشوند و بوی شیرین گل را استشمام کنیم.
شرط فرّاشی در دیر مغان دانی چیست
ره رندان خرابات بمژگان رفتن
هوش مصنوعی: در میکده، برای حضور و پذیرش رندان شرطی وجود دارد: آنها باید با چشمان پر از اشک و غم به سوی این مکان بیایند. این نشان میدهد که دلهایشان از درد و عشق شکسته است.
هیچکس نیست که با چشم تو نتواند گفت
که چنین مست بمحراب نشاید خفتن
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که با دیدن چشمان تو نتواند بگوید که کسی در این حالت مستی، در میان نمازگاه نمیتواند بخوابد.
کیست کز هندوی زلف تو نجوید دل من
دزد را گرچه زدانش نبود آشفتن
هوش مصنوعی: چه کسی از زلف هندی تو دل من را میرباید؟ گرچه این دزد از علم و هنر بیبهره است، اما همچنان حیران و سرگشته میشود.
کار خواجو بهوای لب دُر پاشش نیست
جز بالماس زبان گوهر معنی سفتن
هوش مصنوعی: خواجو در اشعارش به دنبال زیباییهای ظاهری و لذتهای گذرا نیست؛ او در تلاش است تا با کلام و گفتار خود معانی عمیق و ارزشمندی را به تصویر بکشد.

خواجوی کرمانی