شمارهٔ ۲۳۸
ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
حال این درویش با آن محتشم تقریر کن
ماجرای اشک گرمم یک به یک با او بگو
داستان آه سردم دَم به دَم تقریر کن
گر چو شمع آری حدیث سوز عشقم بر زبان
وصف سیلاب سرشک دیده هم تقریر کن
شرح سرگردانی مستسقیان بادیه
چون فرود آیی بر اطراف حرم تقریر کن
قصه تاریکروزان در "دل شب" عَرضه دار
داستان مهرورزان "صبحدم" تقریر کن
گر غم بیچارگان داری و درد خستگان
آنچ بر جان منست از درد و غم تقریر کن
اضطراب و شور آن ماهی که دور افتد ز آب
گر هواداری نمایی پیشِ یَم تقریر کن
وان گل باغ کَرَم گر یاد بیبرگان کند
افتقار و عجزم از راه کرم تقریر کن
ضعف خواجو بین و با آن دلبر لاغر میان
هر چه دانی مو به موی از بیش و کم تقریر کن
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
حال این درویش با آن محتشم تقریر کن
هوش مصنوعی: ای نسیم، حال و هوای دل را به آن معشوق بگو و احوال این درویش را هم به آن بزرگوار بیان کن.
ماجرای اشک گرمم یک به یک با او بگو
داستان آه سردم دَم به دَم تقریر کن
هوش مصنوعی: داستان اشکهای گرم من را یکنفس با او بگو و در هر لحظه، روایت افسوس و آه سردم را براش بیان کن.
گر چو شمع آری حدیث سوز عشقم بر زبان
وصف سیلاب سرشک دیده هم تقریر کن
هوش مصنوعی: اگر مانند شمع، داستان آتش عشق مرا بر زبان بگویی، همچنین باید توصیف سیلاب اشکهایم را هم بیان کنی.
شرح سرگردانی مستسقیان بادیه
چون فرود آیی بر اطراف حرم تقریر کن
هوش مصنوعی: وقتی که بیتابان و جستجوگران راه میرسند و در اطراف حرم مقدس مینشینند، احساسات و تجربیات آنها از سرگشتگی و شوق را بیان کن.
قصه تاریکروزان در "دل شب" عَرضه دار
داستان مهرورزان "صبحدم" تقریر کن
هوش مصنوعی: داستان غمانگیز روزها را در دل شب پیش بکش و ماجرای عشق و محبت را که در سپیده دم شکل میگیرد، بیان کن.
گر غم بیچارگان داری و درد خستگان
آنچ بر جان منست از درد و غم تقریر کن
هوش مصنوعی: اگر به حال بیچارگان غمخواری و به درد خستگان رسیدگی میکنی، آنچه را که بر جان من سنگینی میکند، از درد و غم بیان کن.
اضطراب و شور آن ماهی که دور افتد ز آب
گر هواداری نمایی پیشِ یَم تقریر کن
هوش مصنوعی: اضطراب و نگرانی آن ماهی که از آب دور میشود، اگر حمایتی از او کنی، میتوانی داستانش را تعریف کنی.
وان گل باغ کَرَم گر یاد بیبرگان کند
افتقار و عجزم از راه کرم تقریر کن
هوش مصنوعی: اگر آن گلی که در باغ کرم است، به یاد بیبرگها بیفتد، من نیز عاجزی و افتخار خود را از طریق کرم بیان میکنم.
ضعف خواجو بین و با آن دلبر لاغر میان
هر چه دانی مو به موی از بیش و کم تقریر کن
هوش مصنوعی: خواجو ناتوانی خود را در مقایسه با دلبر لاغرش به تصویر میکشد و از او میخواهد که در مورد زیباییهایش، هر چیزی که میداند، به تفصیل بیان کند.
حاشیه ها
1402/08/26 04:10
رضا پروا
قصه تاریک روزان در دل شب عرضه دار

خواجوی کرمانی