گنجور

شمارهٔ ۲۳۴

خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
چشم موج افکن ما بنگر و دریا را بین
اگر از عالم معنی خبری یافته ئی
بر گشا دیده و آن صورت زیبا را بین
چه زنی تیغ ملامت من جان افشانرا
عیب وامق مکن و طالعت عذرا را بین
حلقه ی زلف چو زنجیر پریرویان گیر
زیر هر موی دلی واله و شیدا را بین
باغبان گر ز فغان منع کند بلبل را
گو نظر باز کن و لاله حمرا را بین
ای سراپرده بدستان زده بر ملک فنا
علم از قاف بقا برکش و عنقا را بین
گر بدل قائل آن سرو سهی بالائی
سر بر آر از فلک و عالم بالا را بین
چون درین دیر مصوّر شده ئی نقش پرست
شکل رُهبان چکنی نقش مسیحا را بین
دفتر شعر چه بینی دل خواجو بنگر
سخن سحر چه گوئی ید بیضا را بین

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
چشم موج افکن ما بنگر و دریا را بین
هوش مصنوعی: بیدار شو و در عمق وجود خود غوطه‌ور شو، ما را در نگاه امواج دریا ببین و خود دریا را نیز تماشا کن.
اگر از عالم معنی خبری یافته ئی
بر گشا دیده و آن صورت زیبا را بین
هوش مصنوعی: اگر از حقایق عمیق‌تر باخبر شده‌ای، چشمانت را باز کن و آن زیبایی واقعی را ببین.
چه زنی تیغ ملامت من جان افشانرا
عیب وامق مکن و طالعت عذرا را بین
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی نقد می‌کند که چرا زخم‌های کلام زشت و ملامت‌آمیز بر دل محبوب می‌زنید؟ نباید عیب‌ها را بر وزن عشق و زیبایی نهید، بلکه باید زیبایی و معصومیت او را در نظر بگیرید.
حلقه ی زلف چو زنجیر پریرویان گیر
زیر هر موی دلی واله و شیدا را بین
هوش مصنوعی: زلف‌های زیبای پریچهرگان مانند زنجیری است که دل‌های عاشقان را به خود کشیده است. زیر هر مو، عاشق و شیدایی را مشاهده می‌کنی که در عشق مجنون شده است.
باغبان گر ز فغان منع کند بلبل را
گو نظر باز کن و لاله حمرا را بین
هوش مصنوعی: اگر باغبان بلبل را از ناله و سرود باز دارد، باید به او بگوید که نگاهش را بگستراند و شکوفه‌های سرخ لاله را تماشا کند.
ای سراپرده بدستان زده بر ملک فنا
علم از قاف بقا برکش و عنقا را بین
هوش مصنوعی: ای کسی که با دستان خود پرده‌ای زده‌ای بر این دنیای فانی، علم و دانش را از مرتبه‌ی جاودانگی بیرون بیاور و پرنده‌ی افسانه‌ای عنقا را ببین.
گر بدل قائل آن سرو سهی بالائی
سر بر آر از فلک و عالم بالا را بین
هوش مصنوعی: اگر به جای آن سرو بلند و زیبا قرار می‌گرفتی، سر خود را از بین آسمان و جهان بالا بلند می‌کردی و به تماشا می‌ایستادی.
چون درین دیر مصوّر شده ئی نقش پرست
شکل رُهبان چکنی نقش مسیحا را بین
هوش مصنوعی: در این مکان، تصویری از پرستشگر به شکل راهب به وجود آمده است. حالا به تصویر پیکر مسیح نگاه کن.
دفتر شعر چه بینی دل خواجو بنگر
سخن سحر چه گوئی ید بیضا را بین
هوش مصنوعی: به دفتر شعر نگاه نکن، بلکه به دل خواجو و زیبایی سخنش توجه کن. می‌توانی قدرت و هنرش را ببینی؛ مانند ید بیضا که نشانه‌ای از معجزه و قدرت است.