شمارهٔ ۲۳۱
خوشا صبح و صبوحی با هُمالان
نظر بر طلعت فرخنده فالان
خداوندا بده صبری جمیلم
که مینشکیبم از صاحب جمالان
خیالست این که برگردم ز خوبان
چو درویش از در دریا نوالان
دلم چون گیسوی او بر کمر دید
چو وحشی شد شکار کوه مالان
گهی کز کازرون رحلت گزینم
بنالد از فغانم کوه نالان
غریبان را چرا باید که بینند
به چشم منقصت صاحب کمالان
خطا باشد که چشم ترکتازت
دل مردم کند یکباره تالان
مگر زلف تو زان آشفته حالست
که در تابند ازو آشفته حالان
چنان مرغ دلم در قیدت افتاد
که کبکان دری در چنگ دالان
عقاب تیز پر کی باز گردد
به هر بازی ز صید خسته بالان
غزل خواجو بگوید بر غزاله
مگر بر آهوی چشم غزالان
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوشا صبح و صبوحی با هُمالان
نظر بر طلعت فرخنده فالان
هوش مصنوعی: چه زیباست صبحی خوش و شاداب که در آن با نگاهی به چهرهی خوشبخت و خوشطالع، از زیباییهای زندگی لذت ببریم.
خداوندا بده صبری جمیلم
که مینشکیبم از صاحب جمالان
هوش مصنوعی: خداوند، به من صبری زیبا عطا کن که بتوانم تحمل کنم زیباییهای معشوقان.
خیالست این که برگردم ز خوبان
چو درویش از در دریا نوالان
هوش مصنوعی: این خیال به سرم زده که مانند یک درویش که از دریا دور است، به سوی زیباییها برگردم.
دلم چون گیسوی او بر کمر دید
چو وحشی شد شکار کوه مالان
هوش مصنوعی: دل من همچون گیسوی او که دور کمرش پیچیده شده، در حالتی پر احساس و سرشار از هیجان است. مثل یک شکارچی وحشی که در دامن کوهستان به دنبال شکار میگردد.
گهی کز کازرون رحلت گزینم
بنالد از فغانم کوه نالان
گاهی که از کازرون میروم، کوهِ نالان، از فغانم مینالد. («کوه نالان» نام کوهی است بین راه کازرون و شیراز)
غریبان را چرا باید که بینند
به چشم منقصت صاحب کمالان
هوش مصنوعی: چرا غریبان باید از نگاه ناتوان من، نقص و کاستی صاحب کمالات را ببینند؟
خطا باشد که چشم ترکتازت
دل مردم کند یکباره تالان
خطاست که چشم ترکتازِ تو، دل مردم را یکباره به تاراج ببرد.
مگر زلف تو زان آشفته حالست
که در تابند ازو آشفته حالان
مگر آشفتگی زلف تو از آن است که آشفتگان بیقرارش هستند؟
چنان مرغ دلم در قیدت افتاد
که کبکان دری در چنگ دالان
چنان مرغ دلم در دامت افتاده است که [گویی] کبک دری در چنگال دال (=عقاب) گرفتار شده باشد!
عقاب تیز پر کی باز گردد
به هر بازی ز صید خسته بالان
کی عقاب تیز پرواز به خاطر هر باز، از شکار خسته بالان برمیگردد؟ (عقاب تیز پرواز به خاطر هر باز، از شکار خسته بالان برنمیگردد!)
غزل خواجو بگوید بر غزاله
مگر بر آهوی چشم غزالان
هوش مصنوعی: خواجو غزلهایی میسراید که مانند غزالی هستند، آیا این غزلها بر دلافزای چشمان غزالها تاثیر میگذارد؟

خواجوی کرمانی