شمارهٔ ۲۳۰
ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
وز بهر من دلشده عزم سفری کن
چون بلبل سودازده راه چمنی گیر
چون طوطی شوریده هوای شکری کن
فرهاد صفت روی به صحرا نه و چون سیل
از کوه بر آور سر و یاد کمری کن
چون کار تو در هر طرفی مشک فروشیست
با قافله چین به خراسان گذری کن
شب در شکن سنبل یارم به سر آور
وانگه چو ببینی مه رویش سحری کن
برکش علم از پای سهی سرو روانش
وز دور در آن منظر زیبا نظری کن
احوال دل ریش گدا پیش شهی گوی
تقریر شب تیره ی ما با قمری کن
هر چند که دانم که مرا روی بهی نیست
لطفی بکن و کار مرا به بتری کن
گر دست دهد آن مه بی مهر و وفا را
از حال دل خسته ی خواجو خبری کن
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
وز بهر من دلشده عزم سفری کن
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، لطفاً از اینجا عبور کن و به خاطر من، عزم سفر کن.
چون بلبل سودازده راه چمنی گیر
چون طوطی شوریده هوای شکری کن
هوش مصنوعی: مثل بلبل عاشق، به دنبال راهی برای رسیدن به چمن و خوشی و آرامش باش. مانند طوطی سرگشته، به دنبال لذت و شیرینی زندگی بگرد.
فرهاد صفت روی به صحرا نه و چون سیل
از کوه بر آور سر و یاد کمری کن
هوش مصنوعی: فرهاد، با ویژگیهای خاص خود، به دشت و بیابان برو و مانند سیلی که از کوه پایین میآید، سر و صدا به پا کن و به یاد معشوقت، از خودت نشان بده.
چون کار تو در هر طرفی مشک فروشیست
با قافله چین به خراسان گذری کن
هوش مصنوعی: از آنجا که تجارت تو در هر جا به فروش مشک مربوط میشود، در سفر به خراسان، از قافلهای که در حال عبور است، دیدن کن.
شب در شکن سنبل یارم به سر آور
وانگه چو ببینی مه رویش سحری کن
هوش مصنوعی: شب را در آغوش شاخههای سنبل همراه یارم سپری میکنم و سپس به محض اینکه چهرهاش را ببینم، صبح را جشن میگیرم.
برکش علم از پای سهی سرو روانش
وز دور در آن منظر زیبا نظری کن
هوش مصنوعی: در اینجا از زیبایی و لطافت سرو بلند و باریک صحبت میشود که علم و دانش را بر میافرازد. از دور به تماشای این منظره زیبا بپرداز و از دیدن آن لذت ببر.
احوال دل ریش گدا پیش شهی گوی
تقریر شب تیره ی ما با قمری کن
هوش مصنوعی: حالت دل شکستهام را نزد پادشاه بگو و داستان شب تاریک زندگیام را با قمر روایت کن.
هر چند که دانم که مرا روی بهی نیست
لطفی بکن و کار مرا به بتری کن
هوش مصنوعی: با وجود اینکه میدانم که چهرهی زیبایی ندارم، خواهش میکنم لطفی کن و کار من را بهتر کن.
گر دست دهد آن مه بی مهر و وفا را
از حال دل خسته ی خواجو خبری کن
هوش مصنوعی: اگر امکان داشته باشد، از آن دختر بدون عشق و وفا، خبری از حال دل خسته خواجو بگیر.

خواجوی کرمانی