شمارهٔ ۲۲۰
آنک لعلش عین آب زندگانی یافتیم
در رهش مردن حیات جاودانی یافتیم
راستی را پیش آن قد سهی سرو روان
نارون را در مقام ناروانی یافتیم
کار ما بی آتش دل در نگیرد زانک ما
زندگی مانند شمع از جان فشانی یافتیم
گرچه رنگ عاشقان از غم شود چون زعفران
ما همه شادی ز رنگ زعفرانی یافتیم
خسروان گر سروری در پادشاهی می کنند
ما سریر خسروی در پاسبانی یافتیم
اهل معنی از چه رو انکار صورت کرده اند
زانک صورت را همه گنج معانی یافتیم
ما اگر پیرانه سر در بندگی افتاده ایم
همچون سرو آزادگی در نوجوانی یافتیم
جامه ی صوفی بگیر و جام صافی ده که ما
دوستکامی را ز جام دوستکانی یافتیم
رفتن دیر مغان خواجو بهنگام صبح
از غوانی و شراب ارغوان یافتیم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آنک لعلش عین آب زندگانی یافتیم
در رهش مردن حیات جاودانی یافتیم
هوش مصنوعی: ما در مسیر او، سنگ لعلش را به مانند آب حیات یافتیم و از مردن در این راه، به حیات جاودان دست پیدا کردیم.
راستی را پیش آن قد سهی سرو روان
نارون را در مقام ناروانی یافتیم
هوش مصنوعی: ما راستی را در برابر آن قد بلند سرو زیبا، در حالی که در حال توزیع بودن است، در مقام ناروا و ناپسند یافتیم.
کار ما بی آتش دل در نگیرد زانک ما
زندگی مانند شمع از جان فشانی یافتیم
هوش مصنوعی: اگر دل ما آتش نباشد، کارهایمان پیش نمیرود. زیرا ما زندگی را چون شمعی تجربه کردیم که از فداکاری و ایثار جان خود روشن است.
گرچه رنگ عاشقان از غم شود چون زعفران
ما همه شادی ز رنگ زعفرانی یافتیم
هوش مصنوعی: اگرچه عاشقان به خاطر غمهای خود رنگشان مانند زعفران میشود، ما به خاطر این رنگ زعفرانی، همه شادی را احساس کردهایم.
خسروان گر سروری در پادشاهی می کنند
ما سریر خسروی در پاسبانی یافتیم
هوش مصنوعی: اگر چه پادشاهان در سلطنت خود سروری میکنند، ما در نگهبانی از یک تخت سلطنتی جایگاه و مقام ویژهای پیدا کردهایم.
اهل معنی از چه رو انکار صورت کرده اند
زانک صورت را همه گنج معانی یافتیم
هوش مصنوعی: افراد فهمیده و ژرفاندیش چرا به ظاهر چیزها اهمیت نمیدهند؟ زیرا هرچه که در ظاهر دیده میشود، در حقیقت شامل معنای عمیق و ارزشمندی است.
ما اگر پیرانه سر در بندگی افتاده ایم
همچون سرو آزادگی در نوجوانی یافتیم
هوش مصنوعی: ما اکنون در سن پیری به بندگی مشغولیم، اما در جوانی آزادی و سرسبزی را مانند سرو در اوج نشاط تجربه کردیم.
جامه ی صوفی بگیر و جام صافی ده که ما
دوستکامی را ز جام دوستکانی یافتیم
هوش مصنوعی: لباس درویشی بپوش و جامی پر از شراب صاف به من بده، چون ما دوستی و محبت را از جامی که در دست دوستان بود، پیدا کردیم.
رفتن دیر مغان خواجو بهنگام صبح
از غوانی و شراب ارغوان یافتیم
هوش مصنوعی: صبح زود، وقتی مغان خواجو به سمت میخانه میرفتند، شراب ارغوانی را در غوانی پیدا کردیم.

خواجوی کرمانی