شمارهٔ ۲۱۴
گرچه من آب رخ از خاک درت یافته ام
گرد خاطر همه از رهگذرت یافته ام
چون توانم که دل از مهر رخت برگیرم
زانک چون صبح بآه سحرت یافته ام
بنشین یکدم و بر آتش تیزم منشان
که بدود دل و سوز جگرت یافته ام
در شب تیره بسی نوبت مهرت زده ام
تا سحرگه رخ همچون قمرت یافته ام
خسرو از شکر شیرین بهمه عمر نیافت
آن حلاوت که ز شور شکرت یافته ام
بچه مانند کنم نقش دلارای ترا
زانک هر لحظه برنگی دگرت یافته ام
گرچه رفتی و نظر باز گرفتی از من
هرچه من یافته ام از نظرت یافته ام
ای دل خسته چه حالست که از درد فراق
هر دم از بار دگر خسته ترت یافته ام
تا خبر یافته ئی زان بت مهوش خواجو
خبرت هست که من بیخبرت یافته ام
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گرچه من آب رخ از خاک درت یافته ام
گرد خاطر همه از رهگذرت یافته ام
هوش مصنوعی: هر چند که من از خاک در تو زیبایی تو را یافتهام، اما همهگونه خاطرات و احساسات را از عبور تو به دست آوردهام.
چون توانم که دل از مهر رخت برگیرم
زانک چون صبح بآه سحرت یافته ام
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم عشق تو را ترک کنم، در حالی که من مانند صبحی هستم که زیبایی سحر را یافتهام؟
بنشین یکدم و بر آتش تیزم منشان
که بدود دل و سوز جگرت یافته ام
هوش مصنوعی: لحظهای در کنار من بنشین و بر شعلههای آتش ندمی، زیرا دل من از عشق میتپد و سوز درونم را پیدا کردهام.
در شب تیره بسی نوبت مهرت زده ام
تا سحرگه رخ همچون قمرت یافته ام
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک، بارها به یاد تو فکر کردهام و تا صبح، چهرهات را در ذهنم مجسم کردهام.
خسرو از شکر شیرین بهمه عمر نیافت
آن حلاوت که ز شور شکرت یافته ام
هوش مصنوعی: خسرو هرگز نتوانست به شیرینی شکر، آن لذتی را که من از شور شکر به دست آوردهام، در تمام عمرش تجربه کند.
بچه مانند کنم نقش دلارای ترا
زانک هر لحظه برنگی دگرت یافته ام
هوش مصنوعی: بچهام را شبیه زیبایی تو میسازم، چون هر لحظه که به تو نگاه میکنم، زیبایی جدیدی در تو میبینم.
گرچه رفتی و نظر باز گرفتی از من
هرچه من یافته ام از نظرت یافته ام
هوش مصنوعی: هرچند تو رفتی و دیگر به من نگاه نمیکنی، اما هرچه که من به دست آوردهام، از نگاه و توجه تو به دست آمده است.
ای دل خسته چه حالست که از درد فراق
هر دم از بار دگر خسته ترت یافته ام
هوش مصنوعی: ای دل غمگین، حال تو چه طور است؟ که از درد جدایی هر لحظه بیشتر خسته و فرسوده میشوم.
تا خبر یافته ئی زان بت مهوش خواجو
خبرت هست که من بیخبرت یافته ام
هوش مصنوعی: خبر داری که من درباره آن معشوق زیبا چه میدانم، در حالی که خودت از حال من بیخبر هستی.

خواجوی کرمانی